• نشریه‌ی خبری-تحلیلی بلوطستان


    شماره تلگرام
    09169568480
    کانال تلگرام:
    telegram.me/baloutestan

  • درباره‌ی اقوام زاگرسی لر، لک و کرد


    تاریخ نانوشته‌ی لرستان را در
    پرونده‌های بلوطستان بخوانید.
  • خانه / اخبار میانی / چشمان پدر پیش از آن که بمیرد چه رنگی بود؟

    دل‌نوشته‌ای برای فرزند یکی از شهدا و گریزی به سخنان استاندار

    چشمان پدر پیش از آن که بمیرد چه رنگی بود؟

    فرشاد سه روز پیش از آن که بدنیا بیاید پدرش شهید شده بود. این روزها درست در آستانه سی سالگی است. روزهای آغازین جنگ در کردستان پیشانی پدرش با گلوله مزدوران کومله به آسمان ها می رود. پنج سال پیشانی ندارد تا بر مُهر بگذارد. نمازش را با دل می خواند. مادرش او و دو برادر بزرگتر از او را رها می کند تا سیاه بختی فرزندانش را نبیند. جنگ است و خبری از «شیر خشک» نیست. کودک را به چای شیرین عادت می دهند. چای و قندی کوپنی که کفاف زندگی چند نفره خانواده پدر بزرگ را نمی داد. نام فرزند شهید را به یدک می کشد و آن را افتخاری برای خودش می داند.
    بزرگتر که می شود روبروی آینه می ایستد و چشمان آبی اش را به تماشا می نشیند. مادر که نیست از مادر بزرگش می پرسد راستی چشمان پدرم پیش از آن که بمیرد چه رنگی بود. مادر بزرگ بغض اش را می خورد و می گوید درست شبیه چشم های تو!
    او الان سی سال دارد و بیکار است. بیکار با زن و فرزند خردسالی که نیاز دارد مورد حمایت بنیاد شهید قرار گیرد. بنیاد شهیدی که متولی امور شاهد و ایثار گران است.
    چند روز پیش استاندار محترم لرستان در جلسه شاهد و امور ایثار گران از بعضی از مدیران ادارات استان لرستان به خاطر شرکت نکردن در این جلسات گلایه کرد. دغدغه جناب استاندار را برای توجه به خانواده های شهدا و ایثار گران ارج می نهم و سپاسگزار ایشان هستیم اما ذکر چند نکته در این باره را خالی از لطف نمی بینم.
    یکم: حکایت فرشاد که در سطرهای آغازین این یادداشت آمده، حکایت بی شماری از فرزندان شهدا ، جانبازان و اسرای این دیار است که این روزها با فقر ، بیکاری و عدم توجه دست و پنجه نرم می کنند.

    n00164638-b
    دوم: امروز صبح وقتی از میدان شهدای خرم آباد عبور کردم بخشی از عکس های شهدای شهرستان خرم آباد را دیدم. شهیدان غلامرضایی، شهید هژبر، شهید چاغروند، شهید احمد پور و صدها شهیدی دیگر که در دوران هشت ساله دفاع مقدس مردانه تن به گلوله دادن تا ما آزادانه امروز در سایه آرامش زندگی کنیم. بر پیشانی بند هیچ کدام از این شهدا نشانی از چپ بودن و یا راست بودن ندیدم. اصلاح طلب و اصول گرا زیر نام هیچ کدامشان حک نشده بود. آنان آزادگانی بودند که گام در راه حریت و انسانیت و تمامیت ارضی کشور گذاشته بودن و با لبیک به امام عصر خویش رفته بودند تا وجبی از خاک گوهر بار ایران اسلامی بدست اهریمنان نیفتد.
    سوم: ای کاش به جای دولت که یک روز چپ است و روز دیگر با نام اصول گرایی تاول های زخم دوران دفاع مقدس را باز می کنند. یک نهاد حکومتی زیر نظر مقام معظم رهیری متولی امور شهدا و ایثار گران می شد تا فارغ از نگاه های سیاسی ، فکری و جناحی به امور این عزیزان می پرداخت تا یک روز شاهد حیف و میل در این نهاد مقدس و روز دیگر شاهد بی حرمتی به خانواده های شاهد نمی شدیم.
    چهارم: آقای استاندار شما ناراحت شدید و گلایه کردید از مدیران بی توجه به امور شهدا و ایثارگران. ما هم دل تنگ شدیم و هم صدای خرد شدن استخوان های بسیاری از خانواده های شهدا را به علت بی توجهی شنیدیم.
    پنچم: این روزها گره خورده به ایام سوگواری سالار شهیدان بزرگ آزاده دین مبین اسلام حضرت امام حسین (ع) و یاران با وفایش که رفتند تا با اهدا خون خویش اسلام زنده بماند. ای کاش ما برای یاد و نام حسین(ع) تنها پیراهن سیاه نپوشیم و از راه و نام ایشان برای خدمت به پیروان راستین او که خانواده های شهدا وایثار گران هستند بیشتر تلاش کنیم. سعی تان مهجور و و گام هایتان در ادامه راه حسین (ع) استوار باد.
    الحمدالله اولاً و آخراً

    عبدالرضا شهبازی/ بلوطستان

    photo_2016-09-19_14-07-36

    پاسخ بدهید

    ایمیلتان منتشر نمیشود

    رفتن به بالا