• نشریه‌ی خبری-تحلیلی بلوطستان


    شماره تلگرام
    09169568480
    کانال تلگرام:
    telegram.me/baloutestan

  • درباره‌ی اقوام زاگرسی لر، لک و کرد


    تاریخ نانوشته‌ی لرستان را در
    پرونده‌های بلوطستان بخوانید.
  • خانه / اخبار میانی / وطن را مفت به دست نیاوردیم، خون و جوان دادیم، خاک را پس گرفتیم

    دکتر میرزایی، ضمن اعلام خبر راه‌اندازی شدن مرکز لیز در بیمارستان خصوصی ایران و خطاب به جوانان:

    وطن را مفت به دست نیاوردیم، خون و جوان دادیم، خاک را پس گرفتیم

    بیمارستان ایران، اولین بیمارستان خصوصی استان لرستان که در سال 1353 با ظرفیت 50 تخت، افتتاح شد و از دوران دفاع مقدس تاکنون خدمات ارزنده‌ای به مردم لرستان ارائه کرده است. بیمارستان ایران نه تنها در دوران دفاع مقدس یک ظرفیت قابل توجه برای استان بود بلکه در حال حاضر نیز با برخورداری از تجهیزات به روز و مدرن، به‌طور شایسته‌ای در حال خدمات‌رسانی به مردم استان لرستان است کمااینکه این بیمارستان همواره در درجه بندی‌های کشوری، رتبه های دوم و سوم را کسب کرده است.

    مصاحبه 2 ساعته ما را با میرزایی، رئیس بیمارستان ایران که بیش از 30 سال است مدیریت این بیمارستان را برعهده دارد را در حالیکه 2 فنجان چای روی میز قرار داشت، می خوانید:

    میرزایی، رئیس بیمارستان ایران، در گفت‌وگو با خبرنگار شهاب آسمانی،  اظهار داشت: با اینکه 31 شهریور به عنوان روز آغاز رسمی جنگ عراق علیه ایران اعلام شده بود اما ما در چنین روزی هم عمل جراحی انجام دادیم. در دوران دفاع مقدس، هدف دشمن این بود که بتوانند با یک نارنجک 50 نفر و یا با یک بمب 5000 نفر را نابود کند، بنابراین مجروح جنگی زیاد بود و هدف ما پیدا کردن مجروحان و درمان آن ها بود که این کار نیاز به مدیریت داشت.

    در دوران جنگ تحمیلی، اکیپهایی متشکل از پرسنل بیمارستان تشکیل دادم و برای هر یک شرح وظایفی تعیین کردم، به طور مثال یک گروه را مسئول انجام آزمایشات اورژانس، یک گروه را مسئول عکس برداری بیماران و یک گروه دیگر را مسئول حمل و نقل بیماران از اتاق عمل کردم، همچنین گروهی را مأمور کرده بودم که به محض ورود بیمار جنگی به اورژانس، لباس های او را درآورند که پزشکان بتوانند به راحتی جراحت های به وجود آمده را ببینند و گروهی دیگر لباسها و هرآنچه همراه مجروح بود را گرفته و با یادداشت کردن نام بیمار روی پلاستیک، آن ها را بسته بندی و نگهداری می کردند و گروهی دیگر نیز آمارهای مجروحان بیمارستان را از طریق رادیو به مردم اعلام می کردند.

    در تابستان سال 65 خرم‌آباد مورد حمله موشکی قرار گرفت در آن زمان به واسطه این حمله موشکی، به یکباره 1200 مجروح به بیمارستان سرازیر شد، این زمان پزشکان را تقسیم کرده و با توجه به توانمندی‌هایی که داشتند به آنها مسئولیت‌های مختلفی محول کردم، از این تعداد مجروح حدود 170 نفرعمل شدند که این آمار برای شهر خرم‌آباد که پزشک دولتی نداشت و مورد عنایت پزشکان خصوصی قرار گرفت، آمار بالایی است؛ در این حمله بیش از 200 شهید داشتیم که خود من به تنهایی در یک روز 146 جواز دفن در خضر خرم‌آباد صادر کردم که فکر نمی کنم در تاریخ لرستان چنین مسئله ای تکرار شده باشد، اما این مسائل مسکوت مانده‌اند و به آن ها پرداخته نمی شود، همکاران رسانه ای ما در این زمینه کنجکاو نیستند که امثال ما را پیدا کرده و وقایع آن زمان را برای نسل جوان بازگو کنند.

    پدر و مادرانی را میدیدیم که با فرزاندانی که در آغوش داشتند، به شهادت رسیده بودند. حدود 70 شهید داشتیم که صورت آن ها سوخته شده و قابل شناسایی نبودند، برای اینکه مردم بتوانند آن ها را شناسایی کنند پیکر شهدا را در سالن لشکر 84 خرم آباد گذاشتیم و از مردم دعوت کردیم که برای شناسایی به این مکان مراجعه کنند که به علت عدم تجربه مردم در شناسایی چنین اجسادی مقداری با مشکل روبرو شدیم، اما بالاخره موفق شدیم اجساد را شناسایی کنیم.

    حدود 30 نفر در محل اصابت موشک ها مفقودالاثر شده بودند که ما توانستیم این اوضاع را مدیریت کنیم که مورد رضایت استاندار و امام جمعه وقت بود به طوری که استاندار به من گفت: «دکتر میرزایی از چهره شما مشخص بود که یک کارهایی انجام می‌دهید».

    مجروحانی که عمل شده بودند به بیمارستانهای شهرستانهای دیگر اعزام شدند و بیمارستان را تمیز کرده و برای پذیرش بیماران بعدی آماده شدیم، بعد از انجام کارها جلساتی را با استاندار و مسئولان برگزار کردیم که در این جلسات بود که متوجه شدیم این افراد هیچ گونه تجربه‌ای ندارند و چنان صحبت می کردند که من فکر کردم از کشوری دیگر آمده‌اند، اما عمده مشکل ما عدم آمادگی بود. در آن جلسات راهکارهای زیادی برای پیدا کردن پیکر شهدای مفقودالاثر ارائه شد، افرادی گفتند با بیل مکانیکی اجساد افراد مفقود‌الاثر را از دل زمین جایی که موشک برخورد کرده درآوریم و نمی دانستند که اجساد مجروح و کشته جنگی چه حرمتی دارد و این کار می توانست اعتراض خانواده‌های شهدا را در پی داشته باشد؛ در اینجا از تجربه ای که در اروپا داشتم و راهکار کشورهای غربی که در جنگ های جهانی استفاده می کردند، بهره بردیم و گفتم که در محلهایی که موشک اثابت کرده نام شهدایی که آنجا هستند را روی یک تابلو بنویسیم و بگوییم که این افراد در این مکان دفن شده‌اند، ما اول باید مشخص کنیم که چه افرادی در این مکان بوده اند و بعد از آن اسامی را استخراج کرده و با عزت و احترام نام آن ها را روی یک تابلو زده و در محل نصب کنیم، اعتقاد من این است که خود خداوند این افراد را دفن کرده برای آن ها قبرستان ایجاد کرده است؛ از این به بعد بود که مسئولان استان متوجه شدند، مجروح جنگی کیست و چگونه باید با او رفتار کرد و خدمات ویژه به او ارائه کرد.

    پزشکان را جمع کرده و آنها را توجیح کردیم که هر پزشک با هر تخصصی ابتدا باید جلوی خونریزی افراد مجروح را بگیرد سپس با توجه به نوع مجروحیت، مجروحان را به بیمارستان های استان ها و شهرهای دیگر اعزام می کنیم.

    مشکل جامعه پزشکی تنها مجروحان جنگی نبودند بلکه خانواده شهدا نیز هر روز به ما مراجعه می کردند برای دریافت خدمات؛ کمااینکه هنوز هم مجروح جنگی داریم که در زمان جنگ عمل شدند و اکنون نیز به ما مراجعه می کنند.

    ما در ان دوران سربازانی را دیدیم که شن و ماسه تمام بدن آن ها را گرفته بود و آن ها سربازانی بودند که در میدان های شن و ماسه ای خوزستان خدمت می کردند و دشمنان پمپ باد را بر روی آن ها گرفته و در کنار آن آتش گلوله را به سوی آن ها گشوده بودند که در جریان حمله، عاشورایی به پا می شد.

    آن ها مجبور شده بودند از آب های آلوده به گازوئیل عبور کنند و برای پس گرفتن وطن به جلو حرکت کنند، این سربازان برایشان مهم نبود که جانشان در خطر است، آن ها جان را برای پس گرفتن خاک میهن خود فدا می کردند، بعد از خروج از آب وارد گردبادی از ماسه و شن و خاک می شدند که حتی بغل دستی خود را هم نمی دیدند، بعد از چند روز اجساد سربازان را جمع کرده و برای ما می آوردند، اینجا بود که کار ما آغاز شده و ابتدا بدن ها را تمیز می کردیم و بعد از آن هر کاری در زمینه درمان از دستمان بر می آمد انجام می دادیم و افرادی که شهید شده بودند به سردخانه انتقال می دادیم.

    آمار شهدا بالاتر از آن چیزی است که اعلام می شود

    بدانید که این وطن به این سادگی بدست نیامده، جوان های متعددی به طول در این مرز گذاشته شد که این سرزمین پس گرفته شد، این آمارهایی که از تعداد شهدا داده می شود براساس حدس و گمان است، خیلی از جوانان ما هستند که اجساد آن ها توسط موریانه ها خورده شده و اثری از آن ها باقی نمانده است، این جوانان به آن جایی که می خواستند رفتند و خدایی دفن شدند.

    من شاهد شهید شدن هزاران نفر از جوانان این مرز و بوم بودم، در یک نمونه جوانان ما که در منطقه ای گیر می افتادند دستور شلیک می دادند و هر کس با هر چیزی که در دست داشت آن منطقه را کورکورانه به گلوله می بست، یکی با توپ و تانک دیگری با ژ3 و دیگری با آر پی جی، بعد از چند روز اجساد را از روی زمین جمع می کردیم.

    این بود و این گذشت، جنگ بد است، سازندگی مشکل است، در جنگ سربازان دو مملکت با یکدیگر اختلافی ندارند بلکه این زورمداران هستند که با یکدیگر اختلاف دارند، صدام می خواهد نامش در تاریخ جهان به عنوان فاتح ایران مطرح شود بنابراین بحث قادسیه را پیش می کشد اما من در آن زمان به عنوان یک جوان 28 ساله از قادسیه خبری نداشتم که بخواهم به خاطر آن بجنگم.

    لحظه لحظه دوران دفاع مقدس برایم خاطره است، از نظر غذایی نیز برخی مواقع نان خشک داشتیم و کسانی مانند ما که از عشایر بودند به دلیل رنگ و بو و طعم متنوع نان ها، متوجه می شدند که این نان ها از خانوارهای مختلف جمع شده اند و مصداق آیه شریفه «تعاونوا علی البر و تقوی» ما سر سفره صدا در می آوردیم که بقیه فکر کنند چیزی خورده ایم و افرادی که بیشتر گرسنه بودند، سهم بیشتری ببرند.

    ما با هر شرایطی که بود این جنگ را ادامه داده و در نهایت موفق شدیم خاک وطن را پس بگیریم و نگذاشتیم به ناموسمان که وطن و خواهر و مادران ما بودند تجاوز شود، اما در این راه بهای زیاد و خون های فراوانی دادیم.

    کم نبودند جوانانی که اگر زنده بودند می توانستند برای خودشان در این مملکت پست و مقامی داشته باشند، اما رفتند و برای وطن جنگیدند.

    یکی از مواردی که مرا تحت تاثیر قرار می‌داد کمک زنان و دختران جوان بود؛ پرستار همکار خودم در طول روز در اتاق عمل و بیمارستان ها کار می کرد و از خانواده خود خبر نداشت و شب اسلحه به دوش نگهبانی می داد.

    غوغایی شده بود که دختران نیز اسلحه به دوش می گرفتند، افرادی بودند که اصلا نمی دانستند تفنگ چیست و در عمر خود تفنگ در دست نگرفته بودند اما با 10 دقیقه آموزش تفنگ در دست می گرفتند، حتی دختران ما صدای گلوله را نشنیده بودند که در این شرایط تفنگ به دوش کشیدند.

    یادم می آید زاغه مهمات لشکر 92 زرهی خوزستان که یکی از لشکرهای مهم مکانیزه زرهی ایران و منطقه بود، منفجر شد و تا 48 ساعت اهواز زمین لرزه بود و از آسمان باران خاک می‌بارید و کسی نمی دانست که این زاغه مهمات از کجا زده شد، همه ترسیده بودیم که یک خلبان برای ما صحبت کرد و گفت: «نترسید کارتان را انجام دهید، من خلبان هستم، زاغه مهمات لشگر زرهی منفجر شده و تا تمام موشک ها و مهمات دپو شده در انبار آن منفجر نشوند اوضاع بر همین منوال است، نگران نباشید برای شما مشکلی پیش نمی آید» و با صحبت های خود به ما و پرسنل آرامش زیادی داد که کار خود را ادامه دادیم.

    ما بعد از انقلاب دچار سردرگمی شده بودیم، ارتش ما مشکلاتی داشت، به هم ریخته بود و نیروهای متعدد مانند سپاه، بسیج، کمیته، شهربانی و … پیدا کرده بودیم، در حالیکه در جنگ منظم این نیروها باید یک فرماندهی داشته باشند.

    جوانان ما بدانند ما وطنمان را مفت به دست نیاوردیم، این وطن را با خون پس گرفتیم، خون و جوان دادیم که خاک را پس گرفتیم.آن زمان سیاست‌های کشورها مشخص بود که از چه کسی حمایت می کردند، همین روسیه که الان از رفقای ایران محسوب می‌شود به عراق موشک می داد، همین موشک هایی که بر سر مردم خرم‌آباد ریخته شد از موشک های ساخت روسیه بود که به دولت عراق داده شده بودند.

    هر گوشه این مملکت یادآور خاطرات دفاع مقدس است/ انقلاب اسلامی با دوران دفاع مقدس بیمه شد

    حتی مسئولان ما از نظر تجربه مملکت داری خیلی جوان بودند ولی وطن پرستی باعث شد که ما خودمان را زود جمع کنیم و خاکمان را پس بگیریم و در دنیا هم نامی گذاشتیم که دیگر کسی نمی تواند به ایران تجاوز کند و اگر این فرصت را نیز داشته باشد برای او هزینه دارد؛ این امر نشان دهنده این است که کارهایی که جوانان و شهیدان ما در آن زمان انجام دادند، آن شهادت ها و رشادت ها مملکت را بیمه کرده است، این موضوع که ایرانی برای وطنش می جنگد و خاکش را پس می گیرد در دنیای امروز زبانزد است.

    افرادی که تاریخ را مطالعه کرده اند می دانند که اگر به خاک ایران تجاوز کنند، جوانان این خاک وطن خود را هر طور که شده پس می گیرند.

    ما اعتقاد داریم که وطن مانند مادر انسان است و نمی شود او را دست اجنبی داد، اعتقاد داریم با چنگ و دندان که هیچ با دست خالی باید وطن را پس گرفت و ما این کار را کرده و ثابت کردیم که ایرانیان وطن را مانند مادر خود می پرستند.

    یکی از گله های من از اصحاب رسانه این است که به مباحث جنگ و دفاع مقدس نمی پردازند، این درحالی است که باید حداقل ماهی یک جلسه با افرادی گذاشته شود که فضای آن زمان را برای جوانان امروز بیان کنند، چرا از خاطرات امثال ما فیلمی ساخته نمی‌شود، چرا هنرمندان ما در این رابطه قلم نمی‌زنند، چرا هنرمندان ما سناریو نمی نویسند و چراهای دیگر، این درحالی است که هرگوشه این وطن خاطرات زیادی وجود دارد و جوانان زیادی در این خاک بودند که نه تنها خونشان برای این خاک ریخته شده حتی هنوز استخوان های آن ها در این خاک دفن است.

    تولیدات فرهنگی مربوط به دفاع مقدس، ضعیف است/ وقتی دفاع مقدس از دید رسانه‌ها و هنرمندان پنهان می‌ماند

    چرا هنرمندان این خاطرات را زنده نمی کنند، ما باید بدانیم که فرزندان ما با سواد هستند و مطالب را می خوانند اما تولیدات فرهنگی ما در این رابطه بسیار اندک و ضعیف است و اندک مواردی هم که به این مقوله پرداخته می شود، به افرادی می پردازند که اطلاعات اندکی دارند و به سوژه‌های غنی در این رابطه پرداخته نمی شود.

    اصحاب رسانه دینی به گردن دارند

    اگر اصحاب رسانه و هنرمندان خاطرات رزمندگان و حاضران در میدان جنگ تحمیلی را به تصویر بکشند و رسالت خود را به جا بیاورند مانند این است که آنجا حضور داشته‌اند و در این صورت است که احساس می کنند که دینی به گردن ندارند، اما اهل رسانه دینی به گردن دارند که باید آن را ادا کنند.

    رئیس بیمارستان ایران در بخش در بخش دیگری از سخنان خود به وضعیت این بیمارستان اشاره کرد و گفت: خوشبختانه دستگاه لیزر به تجهیزات بیمارستان ایران اضافه شده که باید یاد بگیریم و بدانیم که لیزر در دنیای امروز جایگاه مهمی در پزشکی و درمان پیدا کرده‌است، ما نیز برای اینکه از سایر شهرستان ها و استان ها عقب نیفتیم، تصمیم گرفتیم که مرکز لیزری در بیمارستان ایران تاسیس کنیم، علی الرغم کم اطلاعی مسئولان به ویژه مسئولان دانشگاه که همکاری چندانی با ما نمی کنند، ما مدت هاست که می خواهیم از طریق رادیو و تلویزیون تبلیغاتی را برای این دستگاه انجام دهیم، اما موفق نشده ایم.

    دستگاه لیزر این بیمارستان، دستگاهی است که برای درمان بیماری ها در رشته های مختلف از جمله بیماری های زنان، اورولوژی، کلیه، مثانه و پوست استفاده می شود. به عنوان مثال بیماری افتادگی مثانه در بین بانوان شایع است، تاکنون درمان آن با جراحی همراه با بیهوشی بود که عوارضی هم داشت، اما اکنون این عمل با لیزر انجام می شود که دیگر به بیهوشی و چاقوی جراحی نیاز ندارد و در مدت کوتاهی انجام می شود، به ویژه از این دستگاه برای عمل افرادی مانند بیماران قلبی که بیهوشی برای آن ها ضرر دارد استفاده می شود.

    با اشاره به اینکه از مزایای این دستگاه می توان به این مورد اشاره کرد که دوران نقاهت بعد از عمل ندارد و بیمار بلافاصله بعد از عمل به منزل می رود، عنوان کرد: چه بهتر از این که در طب امروز که به سمت تجهیزات رفته‌، از دستگاه هایی استفاده کنیم که عارضه و هزینه کم باشد و بیمار به سرعت سلامتی خود را بدست بیاورد که دستگاه لیزر یکی از این دستگاه هاست که در بیماری های زنان کاربردهایی بسیار زیاد با نتایج درخشان دارد و کار کردن با آن نیز سخت نیست به طوری که حتی یک پرستار نیز می تواند با آن کار کند.

    بعضی‌ها بیمارستان ایران را تهدیدی برای پست و مقام خود می‌دانند

    این بیمارستان، اولین بیمارستان خصوصی استان لرستان است که شاهد تلاطم‌های زیادی بوده که آنها را از سرگذرانده است و سخت‌ترین مشکلات ما همیشه با مسئولان بهداری آن زمان و دانشگاه علوم پزشکی فعلی بوده است، آن ها فکر می‌کنند ما دشمن آن‌ها هستیم، نمی دانند ما می‌خواهیم مردم را درمان کنیم و کاری به صندلی های آنها نداریم.

    با اشاره به این که سال 63 که به خرم‌آباد آمدم، همه فکر می کردند که من در این شهر نمی مانم یا تمایلی به کار کردن در بیمارستان دولتی ندارم اما من از سال 65 تا 75 به مدت 10 سال به صورت رایگان و بدون حقوق و بیمه در بیمارستان شهدای عشایر خرم‌آباد کار کردم.

    مسئولان دانشگاه علوم پزشکی با ما مهربانتر باشند

    تنها گله من از مسئولان بهداشت و درمان این است که برای اینکه در رفع مشکلات به ما کمک کنند، انگار تهدید می کنند که ما شما را نابود می کنیم که دیگر نتوانید روی پای خود بایستید.این بیمارستان 50 تخت‌خوابه سال 1353 تأسیس شده و دارای تجهیزات به روز و مدرنی است.بیمارستان ایران در درجه بندی‌های کشوری هرساله بین رتبه های دوم و سوم بوده و ما مصمیم که این بیمارستان را مجهزتر کنیم و تقاضا داریم که مسئولان دانشگاه با ما مهربان تر باشند.

    2 نظر

    1. یه عمل کردی عود کرد

    2. یک چیزهای رو نباید هم زد بویش بالا می اید. متاسفانه بهداشت ….

    پاسخ بدهید

    ایمیلتان منتشر نمیشود

    رفتن به بالا