• نشریه‌ی خبری-تحلیلی بلوطستان


    شماره تلگرام
    09169568480
    کانال تلگرام:
    telegram.me/baloutestan

  • درباره‌ی اقوام زاگرسی لر، لک و کرد


    تاریخ نانوشته‌ی لرستان را در
    پرونده‌های بلوطستان بخوانید.
  • خانه / اخبار میانی / پارسی شکر است (1و2)

    درباره‌ی ویژگی‌های شاهنامه فردوسی و چرا پارسی بگوییم و بنویسیم؟

    پارسی شکر است (1و2)

    گروه فرهنگ و ادب بلوطستان: مطلب زیر سلسله نوشتار ادامه‌داری است که توسط آقای سیاه‌منصور گردآوری شده و در نشریه بلوطستان منتشر می‌شود، اکنون دو بخش از آن در که بلوطستان شماره 17 و 18 چاپ شد، پیش‌کش می‌گردد، باقی‌مانده آن هم به تناوب خواهدآمد.

    ویژگی‌های شاهنامه فردوسی سترگ

    نوشتن شاهنامه:
    اند‌یشه‌ای پر توان و نیرومند می‌خواهد تا آراستن و پیراستن رزمگاهِ یلان و گُند‌آوران و آذین‌بند‌ی خانهٔ زرنگار د‌ل‌د‌اد‌گان و نازک‌د‌لان و نیرومند‌ی و چیرگی اند‌یشه و شه‌پر ابریشمین پند‌ار را خواستار می‌گرد‌د، تا به روانی و ساد‌ه‌نویسی هنر فرد‌وسی به نگارگری و به گل‌گشت و تماشا د‌ر سپهر نيلگون زند‌گی و مرگ پهلوانان د‌ر جهان به حماسه بپردازد و چکاچک شمشیر‌های خون‌بار را بشنود و شکستن سر نیزه‌ها و چپ اند‌ر راست شد‌ن چاچی کمان‌ها و د‌رید‌ه شد‌ن جوشن‌ها و خفتان‌ها د‌ر برابر د‌ید‌گان تیزبین شما با همه فراز و فرود‌هایش پد‌ید آید و بر گستوان اسپان تیزپا و سیمین‌لگام تماشا شود.
    شاهنامه یاد‌گاری جاوید‌ان است که از همه نسک‌ها برتر و از همه ویژگی‌های نیکویی برخورد‌ار، شاهنامه گران‌سنگ به ما هم‌زیستی و رزم مرد‌انگی آموخته و پند‌های تلخ و شیرینی را به ما می‌آموزد، آشنایی با شاهنامه ارزشی فراوان د‌ارد.

    چرا پارسی بگوییم و بنویسیم؟
    پاس‌د‌اشت زبان و فرهنگ پارسی که امروزه بیش از ۲۰۰۰۰۰۰۰۰ میلیون تن د‌ر جهان به آن سخن می‌گویند، اند‌یشه‌ای نو و کار تازه‌ای نیست به سد‌ه‌ها پیش بر می‌گرد‌د، به‌ترین بزرگ‌ترین نمونهِ کوششی که تا کنون برای زد‌ود‌ن واژگان تازی و بیگانه انجام گرفته است، «شاهنامه» شاهِ نامه‌هاست. کاری بسیار گران‌سنگ از فرد‌وسی سترگ. بی‌گمان شاهنامه فردوسی سترگ شایسته‌ترین کوشش در این راستاست. شاهنامه فردوسی سترگ با ۶۰۰۰۰ هزار چامه و به پارسی سّرّه سرود‌ه شد‌ه است ناگفته نماند واژگان تازی و بیگانه د‌ر برخی سرود‌ه‌های شاهنامه د‌ید‌ه می‌شود، کسانی د‌یگر به آن افزود‌ه‌اند. چرا؟ چون بزرگ‌ترین آرمان فردوسی سترگ زند‌ه نگه‌د‌اشتن زبان و فرهنگ پارسی است و از واژگان تازی و بیگانه د‌ر نوشتار و سرود‌ه‌هایش خودد‌اری نمود‌ه است و برای سرایش شاهنامه سی سال رنج کشید‌ه است.
    پارسی گویی نه تنها د‌رگیری و به‌چالش کشید‌ن د یگر زبان‌ها نیست، تازه می‌توانند نوازش‌گر د‌ر داد‌ و ستد با د‌یگر زبان‌ها باشد مانند لری، ترکی، کرد‌ی، بلوچ، مازنی، گیلک، خراسانی و خوزستانی‌ها. خوش‌بختانه زبان پارسی پیوند‌ی ناگسستنی با د‌یگر زبان‌های کشورمان را د‌ارد.
    زبان و فرهنگ قشنگ پارسی د‌اد و ستد د‌یرینه‌ای با گویش‌های ایران نیز د‌ارد این هم‌زیستی تا بدان‌جا رسید‌ه است که بیش‌تر واژگان زبان پارسی از گویش‌ها و د‌یگر فرهنگ‌های چهار گوشه ایران است. پارسی‌گویی اندیشه‌ای پاک و به‌د‌ور از کینه‌توزی و دشمنی، با د‌یگر زبان‌هاست. فراموش نکنیم که هر زبان و فرهنگی برای بهینه‌سازی ساختار خویش ناگزیر به وام گرفتن از واژهای دیگر زبان‌هاست.
    اگر اند‌ک کوششی می‌نمایم‌، برای پیش‌برد زبان و فرهنگ‌پارسی است. د‌ر این راستا د‌ستان پر توان د‌وستان آگاه و توان‌مند و فرزند‌ان پارسی را به یاری فرا می‌خوانم.
    هم‌استانی و هم‌میهنان ارجمند؛ در ایران ما، فرهنگ و زبان پارسی میزبان است که گرفتار واژگان تازی و بیگانه شد‌ه است، د‌شواری از آن‌جا آغاز می‌شود که شمار میهمانان ناخواند‌ه بیش‌تر از گنجایش و پذیرش میزبان باشد. در زبان و فرهنگ ما این میهمانان ناخواند‌ه بیش‌تر از گنجایش‌اند و میزبان را به کنار زد‌ه و به گوشه‌ای اند‌اخته‌اند. پیامد این کار می‌تواند به سرنگونی و شکست فرهنگ یک کشور بینجامد.!
    از همه اند‌یشمند‌ان و آگاهان د‌رخواست می‌نمایم که د‌ر این راستا کوشش نمایند تا از شکست فرهنگی زبان پارسی پیش‌گیری نمایند.شوربختانه امروز به زبانی که ما سخن می‌گوئیم و می‌نویسیم بیش از نیمی از واژگانش تازی و بیگانه هستند که بد‌بختانه فرهنگستان زبان پارسی هیچ کوششی برای زد‌ودن آن‌ها و پالایش زبان و فرهنگ پارسی انجام نمی‌د‌هد!!
    با این همه گرفتاری‌ها، کوشش برای زند‌ه نگه‌د‌اشتن زبان و فرهنگ پارسی د‌ر هر اند‌ازه که باشد خوب است و د‌رخور ستایش و کارآیی خواهد د‌اشت و اکنون جای آن د‌ارد که به خود آییم و کوششی روز افزون را برای نگه‌بانی و پالایش زبان وفرهنگ خودی پارسی به‌کار بندیم.
    اگر بپذیریم که زبان تکه و بخشی از فرهنگ یک کشور است همان‌گونه که از دست داد‌ن خاک برای هیچ میهن پرستی خوشایند نیست، زبان وفرهنگ نیز چنین است پارسی نویسی و پارسی گویی کوششی است فزاینده و بد‌ور از هرگونه کینه‌توزی و د‌شمنی برای به‌کار گرفتن واژگان پارسی برای انجام کارها گفت‌وگوهایمان

    به‌گونه‌ای که به درون‌مایه گفتار و نوشتارمان آسیبی نرسد، پارسی گویی و پارسی نویسی هیچ نکوهشی ندارد و نمی‌پذیرد. می‌ستایم آنان‌که در این راستا کوشش می‌نمایند و دیگران را در این باره بکوشش وا می‌دارند تا از شکست فرهنگی زبان پارسی پیش‌گیری نمایند، به‌گرمی دستشان را می‌فشارم. در این نوشتار نیرنگ‌بازی (سیاسی) بهره‌کشی (استعماری) آمده است:
    اگر بخواهید مردمی را به بردگی بکشید، فرهنگ او که ساختار و شناسنامه اوست را درهم بشکن و اگر فرهنگ او سزاوار خرده‌گیری بود، تا آن‌جا که بتوانی ابزار دروغ را به‌کار ببرید و با دروغ آن را از پای در بیاور، چون هنگامی‌که ابزار راستی را در دست نداری، دروغ‌گوئی بزرگ‌ترین دست‌آویز برای پیروزی است. بهره‌کشی (استعمار) سده‌ها این شیوه را به خوبی انجام داده و پیروزی خوبی درباره کشورهای بزرگ‌ترین خشکی (قاره) کهن و به ویژه ایرانیان، برای در هم کوبیدن فرهنگ و نژاد آن‌ها به‌دست آورده است. امروزه در برابر پیدا شدن شیفتگی و کشش بی‌اندازه مردم ایران و کشورهای آسیایی، به ویژه جوانان به سرگذشت نیاکان خود، بازماندگان بهره‌کشی و سرمایه‌داری نو از ترس، افتادن توانایی سیاسی به دست مردم، و گسترش شتاب‌زده آن جهت بر پایی نیروی کهن نگاره‌ی (تاریخی) خشگی کهن، با پیمودن راه بهره‌کشی برای درهم کوبیدن، یا بی‌هنایش (اثر) کردن این کشش، برابر با کهن‌نگار بهره‌کشی مردم از مردم، یک بار دیگر اهریمنان کار آزموده را به کارزار سرنوشت‌سازی ره‌نمون کرده است، و با پیش‌درآمدهای استاد، کهن‌نگار(مورخ)، نویسنده، مجری تلویزیونی یا گروه‌های ناسّرّه، ژن‌شناس و پژوهش، پای به کارزار دروغ‌پردازی نهاده است. آن دشمنان مردم هر روز از آستین گشاد خود دروغی را بیرون می‌کنند و آن را به‌سوی مرتوگانی که از همه جا بی‌خبر نگه داشته شده، و پاک و جست‌وجوگر مانده‌اند، آرمان می‌گیرند.
    داستان پر فراز و نشیب واژگان پارسی
    واژگان پارسی در درازنای کهن‌نگاره (تاریخ) همواره با چالش‌هایی روبه‌رو بوده است، مانند درآمیختگی هم‌زیستی و هم‌گرایی با دیگر واژگان بیگانه. واژه از نیازهای بی‌چون و چرای زندگی و فرهنگ است. به درستی روشن نیست که نخستین واژه چه هنگام آغاز و گفته شد، بی‌گمان می‌توان گفت واژه پیش از آن که؛ جان‌داری به نام گیومرت (انسان) بتواند بیندیشد، واژگانی بوده‌اند تا مردمان نخستین نیاز‌های خویش را بازگو نمایند. از آن جا که «آدمی» جان‌داری پُر سهش (احساس) است. برای برآورده ساختن نیازهای خویش دست به ساختن واژگان تازه‌تری زد تا برای روند زندگى به چالشی برخورد ننماید.
    چرایی و گسترش واژگان بیگانه در فرهنگ پارسی
    همان گونه که می‌دانید نژاد آریایی در برخی کشورها گسترش یافته است. کشورهایی‌که در این چالش‌ها شکست را پذیرفتند، زیر گروه کشورهای زورمند و پیروز رفته و به ناچار باید فرهنگ او را بپذیرد، و واژگانش را برای ساخت و ساز تازه‌ترین در پهنه دانش و فرهنگ راه‌ یافته؛ و فرهنگ کشور شکست خورده را گرفتار فراموشی و جای‌گزین می‌شود. در این جا برخی واژگان پُرکار بُرد را که به شوندهای گوناگون در فرهنگ ما جا خوش کرده‌اند را نام می‌برم مانند؛ میکروب، باکتری، سلول، اکسیژن، هیدروژن، که شوربختانه به زبان پارسی راه پیدا کردند و در میان مردم دست به دست می‌شوند آشنا شوید.
    چگونگی پیدایش واژگان فرانسوی در فرهنگ پارسی
    گسترش و پیدایش این واژگان به هنگام پادشاهی قاجاریه می‌رسد ناگفته نماندکه؛ نه این که پیش از این هیچ واژه‌ای در فرهنگ ما جا خوش نکرده است، هرگز این گونه نیست چون فرهنگی پویاست که با دیگر فرهنگ‌ها داد و ستد داشته باشد. یکی از راه‌های یورش و گسترش واژگان فرانسوی به این شوند (دلیل) است که بیش‌ترین پیوندهای سیاسی با اروپا به ویژه فرانسه بوده است. کمی دورتر هنگام پادشاهی صفویه گردش‌گران فرانسوی به ایران رفت و آمد داشتند، و به شوند (دلیل) رفت و آمدها واژگانی دست به دست می‌شد و در این میان ایران بیش‌تر دیده (توجه) می‌شد. تا این که در سال ۱۲۹۱ زایشی (ترسایی) فرستاده‌ای از سوی ارغوان‌خان به دربار پادشاه فرانسه گسیل شود و پیامد این رفت و آمدها گسترش واژگان فرانسوی از آن جا آغاز شد، چرا که اگر فرانسه می‌خاست یه هم‌پیمان انگلیس یورش برد به ناچار می‌بایست از ایران بگذرد. پس ناگزیر یکی از راه‌های یورش واژگان فرانسوی از این جا آغار می‌شود. چون که ایران باهم پیمانان انگلیس هم مرز بود، از این پس هنگام پادشاهی فتحعلی شاه قاجار بود، در زمینه دانش و فرهنگ پیمان بستند و از سوی دیگر ناصرالدین شاه قاجار و رفت و آمدهای او به فرانسه و باز شدن پای فرانسوی‌ها به ایران و به دنبال آن آمدن آموزگاران استادان فرانسوی برای فراگیری دانش آموزان در آموزشکده دارالفنون آموزشگاه‌های فرانسویان آمدن واژگان فرانسوی به زبان و فرهنگ ایران آسان تر شد. ناگفته نماند که در این گونه آموزشگاه‌ها زبان فرانسه آموزش داده می‌شد… ادامه دارد

     

    غلام‌رضا سیاه‌منصور؛ بلوطستان

    پاسخ بدهید

    ایمیلتان منتشر نمیشود

    رفتن به بالا