• نشریه‌ی خبری-تحلیلی بلوطستان

    مدیرمسئول و صاحب امتیاز: محمد بساطی

    09169568480  📞

    baloutestan@yahoo.com ✉️

  • درباره‌ی اقوام زاگرسی لر، لک و کرد


    تاریخ نانوشته‌ی لرستان را در
    پرونده‌های بلوطستان بخوانید.
  • خانه / اخبار میانی / «زمگه»، «مِژ» و «مَخَل» تنها مأمنِ امنِ شاعر

    زیباشناسیِ فرم و محتوای منظومه‌ی «کله‌باد» تُرکه‌میر [بخش نخست]

    «زمگه»، «مِژ» و «مَخَل» تنها مأمنِ امنِ شاعر

    زیباشناسی، مقوله‌ای جدایی‌ناپذیر، از ذات تفکر و شعر است که متفکران و شاعران، غالباً از اصول آن در آثار خود بهره برده‌اند. و با بهره‌گیری از این نبوغ در خلاقیت خود، بر عواطف، حافظه‌ی تاریخی و زندگی دیگران تاثیرات قابل ملاحظه‌ای داشته‌اند. این اصول، یعنی بیان و بدیع، جزء ارکان زیباشناختی شعر محسوب می‌شوند که به نوعی اهلِ نظرِ لک زبان، هم چون «تُرکه‌میر» نیز از این ارکان آگاه بوده و در آثارخود، به گونه ای متعالی به آن‌ها پرداخته‌اند. مهم‌ترین محور این پژوهش، بررسی ارکان و محورهای زیباشناسی منظومه‌ی«کله‌باد» از این شاعر، در دو سطح روساخت یعنی زیبایی زبان، موسیقی و تخیل و زیبایی محتوی یعنی عاطفه و احساس، اندیشه و معنا در سطح ژرف‌ساخت است که به ترتیب مورد بررسی قرار گرفته‌اند.
    خاستگاه اصلی ارکان زیباشناسی این منظومه، حاصل رنج های روزگاری است که وزش نسیم باد، رقص خورشید، زمگه، مژ و مخل و تافه‌ی آّب دروه‌نان تنها مأمنِ امنی برای زندگیِ سنتیِ سخت و عارفانه‌ی روزگارِ شاعر بوده است. «تُرکه‌میر» آزادبخت متخلص به «دبیر» از شاعران و عارفانِ آگاه و طبیعت‌گرای لَک زبانِ خطه‌ی لرستانِ روزگار خود است که از سال تولد وی تاکنون اسناد معتبری در دست نیست.
    «بنا بر روایت‌ها، این شاعر، در سوم ماه صفر، سال 1236 هجری قمری (برابرسال 1199 هجری شمسی) چشم از جهان فرو بسته و در منطقه‌ی قُمِش در گورستان روستای «ترکه‌میر» دلفان -که با نام خود شاعر پیوندی نزدیک دارد- به خاک سپرده شده است. نام پدر او را خواجه‌میر(خواج امیر) ذکر کرده‌اند. به این شاعر، لقب‌هایی چون «کدخدا یا ملا» داده شده است. وی در اشعارش واژه‌ی «دبیر» را برای خود تخلص نموده است. زنده‌یاد اسفندیار غضنفری و غلام‌حسین رضایی از او به نام «ترکه‌میر» آزادبخت یاد کرده‌اند. همسر وی ننه «حوا» و فرزند وی «لکه‌میر» نام داشته است که دو سال بعد از فوت پدر دار فانی را در سال 1238 وداع گفته است و در همان گورستان در کنار پدر خود، به خاک سپرده شد. (محمدبساطی، بلوطستان، دی ماه 1394، ش4، ص5)
    از آثار ارزنده‌ی «تُرکه‌میر» متخلص به «دبیر» می‌توان منظومه‌ی زیبای «کله‌باد» را نام برد. در حقیقت، وجودِ عناصر و مفاهیم معنادار، باورمداری و آیین‌پنداری، نوع ساخت و کارکرد شعر او، پویایی زبان و اندیشه، الهه‌ورزی، تصویرسازی، و تجسم خلاق ذهن، این منظومه را به نوعی در «زبان لَکی» متمایز ساخته است. این بن‌مایه‌های فکری، آیینی و اعتقادی، نوع نگاه، برداشت و آفرینش عناصر معنادار در منظومه‌ی کَله بادِ تُرکه‌میر به گونه‌ایست که در اشعار شاعران لک‌زبان کم‌تر موجودند. از سویی دیگر، زبان ساده و اعتلای اندیشه‌ی شاعر در واج و واژه‌آرایی، واژه‌گزینی، ترکیبات نحوی، وزن موسیقایی، زیبایی زبان، عاطفه و احساس، اصطلاحات و معانی در این منظومه، بیش‌تر به گونه‌ای تجربت‌اندیشانه قابل درک‌اند و نمود عینی بیش‌تری برای مخاطب دارند.
    در منظومه‌ی «کَله‌باد» عناصر و مشخصه‌های زبانی، گزینشی انتخاب نمی‌شوند. روح کلام بر تار و پود شعر شاعر، تبیینِ مفهوم زندگی و واقعیت‌های تجربت‌اندیشانه‌ی او هستند. در حقیقت، نگاه به زندگی از دیدگاه شهودی شاعر به هستی، همان شَکَرافشانی و رویش و زایش شکوفه‌ها بر شاخک نازک درختانی است که مفهومش را شاعر به خوبی درک می‌کند و چشمانش را آن گونه که حقیقتِ زندگی به هستی و هستی‌شناسی می‌طلبد، از زاویه‌ای اعتقادی- عرفانی می‌شناسد. جاری بودن چشمه‌ساران، روان بودن مستدامِ رودخانه‌های همیشه جاری، سر بر آستانِ آسمان ساییدنِ کهن گردکانان و تویله درختان سرزمین سرشار از دار و بلوط لرستان، چنان نبوغی اصیل در این شاعر لک‌زبان به اوج می‌رساند که روحش در پیله‌ی تن نمی‌گنجد و در خلوت دنجِ معنویتِ شاعر، مردمان روزگارش شیفته‌ی سلوک عرفانی و هستی‌شناسی او می‌گردند. چنان که در بیت زیر سروده است:

    شکوفه سَر چَل، شَکَرچه داران / گُل‌پاش و گُل‌ریز، گُل بذرکاران

    زیباشناسی
    زیباشناسی، مقوله‌ای فلسفی- روان‌شناختی است که آبش‌خور زیبایی را ذهن می‌داند. پدیده‌ای معرفتی است که از ذوق و احساسات مبتنی بر خرد، شکل می‌گیرد و با زبان در می‌آمیزد تا تمامیت معنا را کشف کند. هر چند، تعریف و تعین کامل معانی آن در ظرف زبان نمی‌گنجد. از دیدگاه افلاطون «زیبایی، امری حسی، شهودی و ذهنی است. هنر و آفرینش زیبایی، محصول از خود به در شدگی هنرمند، در لحظه‌ی آفرینش هنری است» (احمدی، 1391، ص: 269)
    این خوانش از زیبایی و زیباشناسی، به معنای برون‌رفتگی از «منِ ذهنی» است که شاعر با باوری راستین که در خود ایجاد می‌کند، به نوعی از شیفتگی آگاهانه و خردورزانه دست می‌یابد. با این اوصاف، وصول به این نوع از دانایی و خرد که از آن به «عقل کل»، «خالق هستی یا کائنات» نام می‌بریم، دوبینگیِ «منِ ذهنی» را به یک‌تایی یا یک‌تویی با هستی مبدل می‌سازد. به گونه‌ای که شاعر، بیرون از قفس ذهن، بر بامِ دیوارِ ذهن سکنی می‌گزیند و از «منِ ذهنی» خارج می‌گردد.
    تمام عناصر و پدیده‌های هستی که بالذات نیکو و زیبا هستند را به زیبایی می‌شناسد، از پیله‌ی عَرَض که سنجه‌ی «منِ ذهنی» برای ارزش‌گذاری پدیده‌ها به زشتی و زیبایی است، فراتر می‌رود و به «فرامنی» یا منِ برین نایل می‌گردد تا به ذات زیبایی و زیباشناسی دست می‌یازد. چرا که زیبایی، دل‌کش‌ترین پدیده‌ی هستی است و ادراک آن، برجسته‌ترین امتیاز انسان محسوب می‌گردد. مع‌ذالک، زشتی و زیبایی در فراسویِ نگاه شاعر، برابری و هم‌سانی به خود می‌گیرد، آن گونه که برای وی، میان کفتر و کفتار، حرف «الفی» فاصله نمی‌بیند. کرکس، کلاغ و جغد را شوم نمی‌شناسد و قهر و خشم هر دو در نظر او برابر آیند.
    عاشقم بر قهر و لطفش من به جد / بوالعجب من عاشق این هر دو ضد
    با وجود این، برای سراینده‌ی منظومه‌ی لَکی «کَله‌باد» که با بیت:
    هانای کله‌باد، باد وهاران! / ولیعهدِ وشت، وکیلِ واران
    آغاز می‌شود، این نوع دانایی و خردورزی آگاهانه است که به شاعر این توانایی را بخشیده است تا از «منِ ذهنی» وارهد و به ساحتِ هستی و عقل کل، تقرب جوید، به طوری که در بیت زیر آمده است:
    تلیفه‌ی تیژآو تافه‌ی دروه‌نان  / میل بستَن چوی مِل موینا گَردَنان
    در این حالت است که صورخیال یا تخیل واقعی که شاعر به آن باور راستین دارد، برای وی به واقعیتی کارکردگرا در زندگی او منجر شده است به گونه‌ای که «حس، تخیل و فاهمه در هم‌کاری با یک دیگر، به شناختِ یک تصور، دست می‌یابند. یعنی بدون ادراکِ ساده‌ی یک عین، باز تولید آن در تخیل، وحدت آن در مفهوم و نهایتاً آگاهی در ادراک ممکن نخواهد بود». با این توصیف، شاعر(ترکه‌میر) با تمرکز و آرام‌سازی ذهن، یعنی همان شیفتگی آگاهانه و خردورزانه، به این ادراک دست یازیده است.
    این سنخ از به یاد‌آوردن‌ها، برای این شاعر شیفته‌ی لک‌زبان، شامل ایده‌ها، آمال، آرزوها، تخیلات و توهمات مثبتی است که ریشه در تجسمِ خلاقِ ذهن او دارند. در حقیقت، ذهن آرام یا هوشیار او توانسته است «منِ ذهنی» را که مانع کشف این آگاهی و خردورزیست، حذف و به این توانایی دست یابد که کاربرد این روش برای از میان برداشتن موانع درونی، در جهت رسیدن به یک هم‌آهنگی طبیعی، ریشه در باور شاعرانه‌ی خدایی– انسانی او دارد.
    شعر
    شعر، هنری متعالی و ذاتاٌ زیباست که در آن عاطفه و احساس با زبانی سمبلیک و آهنگین شکل می‌گیرد و با تصویرسازی، بر مخاطب تاثیرگذار می‌شود. به عبارتی، شعر هنریست زاییده‌ی کلام که در قالب زبان ریخته می‌شود و رابطه‌ای دوسویه هم با سراینده و هم با مخاطب برقرار می‌کند. هسته‌ی آن را احساس و عاطفه، و برون داد آن را زیبایی برین می‌سازد. زیبایی جنبه‌ی ذاتی شعر است و شعر چیزی غیر از خلق زیبایی نیست. سنجه‌ی این زیبایی را ذوق و احساس می‌سنجد که از شخصی به شخص دیگر متفاوت و از فرهنگی به فرهنگی دیگر ناهم‌سان است، چرا که زبان شعر، زبان به یادآوردن‌هاست که از باور انسان‌ها برمی‌خیزد. «زیبایی شعر حاصل زیبایی واحدهای ساختاری آن اعم از روساخت و ژرف‌ساخت است» این هنر متعالی، دارای دو لایه‌ی روساختی و ژرف‌ساختی است که تار و پود درهم تنیده‌ی آن را شکل می‌دهند. زیباشناسیِ لایه‌ی روساختی شعر، زبان، موسیقی و تصویرسازیست. در لایه‌ی درونی یا ژرف‌ساختی شعر، زیبایی محتوی شامل عاطفه یا احساس، اندیشه و معنا موجود است. با این اوصاف، ارکان زیباشناسی شعر را لایه‌های درونی و بیرونی آن شکل می‌دهند.
    در منظومه‌ی لکی «کله‌باد» همین زیبایی، ترکیبی از احساس‌ها و اندیشه‌های انسان زمینی است. چرا که اندیشه‌ی شاعر، هم ذهن خود شاعر را متأثر ساخته است و هم محیط بیرون از ذهن شاعر را دچار تغییر نموده است. با هم‌آهنگی بین احساسات و افکار اوست که این زیبایی شکل گرفته و شاعر آن را در ظرف زبان ریخته است، مولوی می‌گوید: «ره آسمان درون است، پر عشق را بجنبان! پر عشق چون قوی شد، غم نردبان نماند.» در منظومه‌ی «کله‌باد»، این زیبایی در دو سطح روساختی و ژرف‌ساختی حاصل همین تصویرسازی‌ها و صورخیال شاعرند که خاطرات عطر، طعم بهار و بوی باران را هرگز از یاد نمی‌برد. لالایی‌های گذشتگان خود را با هزیمت چرکین شب‌های زمستان، به امید بهاری دیگر از خاطر نمی‌زداید. هنگامی که دشت‌های گود، سرتاسر با پوشش رخت‌های سفید و دانه‌های براق برف، عروس ناخواسته‌ی زمستان سرد یلدایی می‌شوند.
    سوز سرچیمان، خزال تی‌چرده / صحن کافوری پوشان چُی پرده
    و تنها ملودی غم‌انگیز آزادی مردان لک‌زبان ده‌کده‌ها، زوزه‌ی گرگان، شغالان و طوفان دشت می‌گردد و مرد دهقان دشت، هیچ توشه‌ای برای فرونشاندن عطش گرسنگی خود و خانواده‌اش در چنته ندارد. گل‌های نوروزی و جوانه‌های چاک‌چاک آن، سر به گریبان خود فرو برده‌اند و سوسن، نسرین و نسترن زندانیِ زندان‌بانِ یخ شده‌اند، تنها ناجی امیدبخش برای شاعر، وزش گرم نسیم «کله‌باد» می‌شود که بانگ آزادی زندگی را با خود برای او به ارمغان می‌آورد:
    کله‌باد هانای، باو بدر او کاو / تویله‌درختان بیدارکه ژه خاو
    بنابراین، خاستگاه زیبایی برای این عارفِ لک‌زبان، در منظومه‌ی «کله‌باد»، ریشه در همین دردها، محرومیت‌ها، شکست‌ها و رنج‌های آن روزگاری دارد که «زمگه» تنها مأوایِ امنِ مردمان لک‌زبان روزگار اوست. و مژ؛ مخل و تافه‌ی دروه‌نان به خاطر دوری خورشید از زمین، تنها ابزار گرمابخش زندگی به جسم و جان فرزندان خانواده و دودمانش محسوب می‌شود. این‌جاست که شاعر، پنجه‌ی پینه‌بسته‌ی خود را در زلفانِ یلدایِ بلندِ مادرِ« میترا» گره می‌زند و «چله» شب‌های زایش الهه‌ی دیرین آیین خود را با نوای نی‌لبکی به جشن می‌نشیند و به امیدِ مرگ اهریمن در کنار «تژگاه» خود به خواب می‌رود و فروغِ سحرگاه مظاهر نیک را به استمداد و یاری می‌طلبد.
    در حقیقت، با فرا رسیدن بوی بهاران، وزش نسیم گرم «کله‌باد»، در کوه‌ساران و خیزش آبِ آبشاران، برای مردِ دهقانِ دشت، ناگهان قندیل‌های یخ بر تن خود می‌لرزند و خرمن‌های برف در نیستیِ آب پراکنده می‌گردند، که این، روح و جان تازه‌ای بر تنِ مردِ «َشنیار» سرما چشیده‌ی زمستان می‌بخشد، که به امید رویش فصل بهار، به جشن و مهمانیِ زایش«خدایِ مهر» می‌رود. آری، کله‌باد، نویدبخش بهاران و جانشین وشت (سرمای سرد) بی‌رحم زمستان می‌شود. و شاعر در دوران سپری شده‌ی عمر خود، با لذتی تمام از آن یاد می‌کند و این خاطرات هرگز برای شاعر کم‌رنگ نمی‌شوند. آن گونه که صدای پای نسیم آزادیِ «کله‌باد» در بیت زیر
    مَلان وه مقام موسیقار ماتن /موران همته‌زار گِشت چَمه‌راتن
    شنیده می‌شود و برای شاعر تا ابد در اذهان، جاودانه می‌ماند.

    نتیجه تصویری برای سعدی گراوند

    [سعدی گراوند؛ دانشجوی دکترا]

    اشاره: این مطلب در بلوطستان شماره 18 چاپ شده است.

    پاسخ بدهید

    ایمیلتان منتشر نمیشود

    رفتن به بالا