• نشریه‌ی خبری-تحلیلی بلوطستان


    شماره تلگرام
    09169568480
    کانال تلگرام:
    telegram.me/baloutestan

  • درباره‌ی اقوام زاگرسی لر، لک و کرد


    تاریخ نانوشته‌ی لرستان را در
    پرونده‌های بلوطستان بخوانید.
  • خانه / اخبار میانی / ماجرای کشته شدن مهکه به دست امیراشرف

    تاریخ شفاهی لرستان به روایت بلوطستان

    ماجرای کشته شدن مهکه به دست امیراشرف

    سرویس تاریخ بلوطستان: آنچه در زیر می‌آید داستان کشته شدن مهکه گراوند به دست نظرعلی‌خان امیراشرف است که توسط شخصی به نام سید هاشم  برای  مرحوم ملک‌احمدخان(ملکه‌مه) احمدی کوشکی روایت شده و از طریق او به احسان احمدی کوشکی نوه‌ی وی رسیده است. سیدهاشم خود ماجرا را مشاهده کرده است، این فرد که اصالتی یزدی داشت ، تولیت امام‌زاده سهل‌الدین را دارا بود.

    علت اصلی قتل مهکه توسط نظرعلی خان بر می‌گردد به جریانی از این قرار که نظرعلی خان در مراسم تفریحی نهاوند حضور دارد و مهکه گراوند از خوانینی محسوب شده است که در دل با نظرعلی خان همراه نبوده است و به همراه اکبرخان امرایی و کاوان رضایی فرصت را غنیمت شمرده به نزد والی پشتکوه می روند و آمار نظرعلی خان را نزد والی بازگو می کنند. والی به عده ای از سواران دستور غارت رومشکان و مناطقی از اطراف کوهدشت را می دهد و البته این غارت نیز صورت می گیرد(رومشکان و منطقه هاله کوهدشت غارت می شوند).
    به گزارش گروه تاریخ بلوطستان؛ جاسوسان خبر غارت و ربط داشتن آن به مهکه را به نظرعلی خان می دهند. نظرعلی خان چون در آن ایام در حال اقداماتی برای گسترش حکومت خود در استان لرستان می باشد دندان بر جگر از کنار این قضیه عبور می کند. مدتی بعد مهکه با چند تن از بزرگان دیگر در مکانی نشسته اند و یک فرد گاوچران در حال عبور است،مهکه صدا می زند آهای کجایی هستی؟آن فرد جواب می دهد از تیره پیری بگ طایفه سوری هستم.مهکه می گوید چرا با زبان لری صحبت می کنی،با من لکی صحبت کن. آن مرد سوری می گوید همین است. مهکه آن مرد را کتک می زند و دستش را میشکند.دوریشکه گراوند به مهکه می گوید مهکه این چکاریست که انجام میدهی،این مرد صاحب دارد و ادامه نده و دیگر بس است.

    این ماجرا به گوش نظرعلی خان می رسد و در روزی نظرعلی خان در منطقه میشنان آن فرد سوری را احضار کرده و ماجرای کتک خوردنش از مهکه را می پرسد و او نیز شرح واقعه را به امیرش می گوید.سپس نظرعلی خان مهکه را احضار می کند و با کنایه به مهکه می گوید مهکه من بلد نیستم لکی صحبت کنم تکلیفم چیست؟مهکه پاسخ می دهد امیر لکی و لری چه صیغه ایست هر جوری صلاح می دانی با من صحبت کن که نظرعلی خان مقداری مشروب می نوشد و با شلیک سه تیر در وقت ظهر مهکه را میکشد و جنازه او را در اطراف رها کرده و اعلام می کند اگر کسی مهکه را جابجا کند به سرنوشت مهکه دچارش میکنم.
    روز بعد راس ساعت شش صبح آسیه (مادر الهیارخان عباسی) به همراه چند نفر جنازه مهکه را جابجا و دفن میکنند. نظرعلی خان به علت فامیلی با آسیه در قبال این حرکت آسیه سکوت می کند. خاندان عباس(عباسی ها)از کشته شدن مهکه و این نحوه برخورد با آنها ناراحت می شوند و به منطقه مالمیر کوچ می کنند.خبر کشته شدن مهکه همه جا را فرا گرفته بود.یک هفته بعد،دو تن از افراد مورد وثوق نظرعلی خان به نام های شگرعلی امرایی و سیدمحمدباقر موسوی به همراه ده نفر دیگر به منازل اقایان عباسی می روند و پس از قرائت فاتحه ای به اقایان عباسی توصیه میکنند که تشریف بیاورید تا به منزل نظرعلی خان برویم و در آنجا مراسم فاتحه خوانی را برپا نماییم.خاندان عباس با سیصد اسلحه اماده حرکت می شوند که شگرعلی و سید محمدباقر به انها میگویند که هیچ کس اسلحه با خود نیاورد بجز الهیارخان که خواهرزاده ما امرایی هاست(سالهای بعد،الهیارخان به نیازعلی سوری گفته بود در آن لحظه برای شخصیت خودم کیف میکردم).
    بزرگان خاندان عباس چون دوریشکه و علی مرادخان می پذیرند و با جمعیت همراه به نزد نظرعلی خان می روند،همه منتظرند که نظرعلی خان اجازه جلوس دهد که شگرعلی به جمع حاضر میگوید امیر می فرمایند که همگی بنشینید(که البته بعدها بازهم الهیارخان به شوخی روایت کرده بود که والله قسم نظرعلی خان به ما نگفت بنشینید و شگرعلی داشت جسارت به خرج می داد و خودش بود).
    دوریشکه به نظرعلی خان می گوید امیر درست است مهکه خراب کرد ولی ما خاندان عباس سیصد نفر هستیم می بایست احترام ما را حفظ می کردید. نظرعلی خان پاسخ می دهد دوریشکه آمده ای که نفرات را به رخ من بکشی،مهکه خراب کرد و حقش بود او را بکشم. دوریشکه با هیئت همراه با ناراحتی خارج می شوند و با اتحاد با خاندان محمدی گراوند و صد سوار کمکی از والی پشتکوه به جنگ با نظرعلی خان می ایند که با پا در میانی سایر بزرگان و اتفاقاتی از جمله پیوند خویشاوندی دختران نظرعلی خان با مردانی از دودمان عباس،قضیه قتل مهکه با قتل و خونریزی بیشتر ادامه پیدا نکرد.
    روح همه بزرگان شاد🌷
    با حضور در جمع بزرگان،تاریخ را در کنار تحصیل بخوانیم تا کودک نمانیم.

    احسان احمدی کوشکی، بلوطستان

    86 نظر

    1. ارسلان کوشکی از بروجرد

      بسیار ریز و با ادرس توضیح داده ای.از برادر عزیزم استاد حاج احسان تشکر می کنم.از بلوطستان تشکر و خسته نباشید از طوایف دیگر هم در استان بنویسید.

      • ارسلان کوشکی

        اخر نگارش اقای احمدی کوشکی جالبه تاریخ بخوانیم تا کودک نمانیم.دوست عزیزم معلومه خواسته بگه درس بگیریم و با هم مشکل و حسد نداشته باشیم و طرف هم اگر خطایی دید تحمل کنه.

    2. علی امرایی از رومشکان

      سلام و درود. خدا روح بزرگان ما بخصوص مرحوم شگرعلی امرایی و مرحوم سید محمد باقر را شاد و رحمت کند که از قتل بیشتر جلوگیری کرده و قلب ها را تسکین داده اند. آفرين بر بلوطستان.

    3. کامبیز نجات پور

      معلوم نيست تاريخ نوشته يا رمان
      اگر آشتي كردن چرا حكومت اميراشرف در طرهان برچيده شد؟
      محاصره قلعه به مدت طولاني باعث شد اميراشرف اجازه خروج زن و بچه ها را از گراوند بگيره و گراوندها با احترام با زنان برخورد كرده و آنان را بدرقه نمودند
      بيان تاريخ حيفه با حب و بغض باشه

      • کیوان محمدی فر

        اتفاقا اگر بنای حب و بغض باشد اقای احمدی نباید این را می نوشت.چون بزرگ دودمان عباس(دوریشکه)و بزرگ دودمان محمدی(برا)و بزرگ کوشکی(ملکمه) با هم فامیل هستند.
        وقتی با فامیلی زیاد ولی میاد بیان تاریخ میکند.معنی اش این می باشد که اهل تاریخ است.
        خدا رحمت کند نظع کار خوبی نکرد ولی من از این تعجب می کنم چرا این عباسی گراوند ها زنی فرستادند جنازه را بیاورد

        • کامبیز نجات پور

          جنازه مهكه توسط نظرعلي خان خوراك سگ شد و نتيجه اش شد خوراندن گوشت اسب به تمام نيروهاي نظرعلي خان و برچيده شدن حكومتش با نوكرانش

          • اکبر امرایی

            نظرعلیخان سردار بزرگ غرب کشور والی پیشکوه لرستان تا سال ۱۳۰۷ حاکم و خان بزرگ پیشکوه لرستان بوده مگر کسی َیارای مخافت مستقیم با سردار اکرم لورستانی امیر اشرف را داشته مگر در تاریخ نخواندی که شاهان قاجار و رضاشاه پهلوی از خان بزرگ لرسان حساب میبردند ایشان در ردیف سردار اسعد لر بختیار و حسینقلی خان ابوقداره بوده است.
            ویلسن سیاح انگلیسی در کتاب خود اورده که نظرآقا لرستانی مرد شماره یک لرستان میباشد.و تمام ایلات محترم لرستان که شمال بالاگریوه سگوند بیرانوند سلاحورزی و گودرزی سلسله و دلفان و ترهان و حتی نهاوند همه به سرداراکرم نظرعلیخان احترام میگداشتند و او را بزرگ میدانستند پس لطفا از روی کینه طوایفی حرفهای بی سندرا از خودتان در نیاورید.

      • برچیده شدن حکومت امیر اشرف در طرهان چه ربطی به این داره آقا. اون چیز ديگه اس. خلط مبحث نفرماييد

    4. احمد علي اميدزاده

      باسلام به مديرسايت . ازجناب احسان احمدي سپاسگزاريم كه حوادث تاريخي رابا نهايت بي طرفي بيان ميكنند ومانسل جوان واهل مسايل تاريخي خاندان با عرضه وبي جرات را ميشناسيم وميدانيم كه اقتدار هميشه خوب است وافسوس كه كسي حاضر به خون خواهي مرحوم مهكه گراوند نشد .

      • کامبیز نجات پور

        خونخواهي بيشتر أز اين كه شورش كردند و قلعه را محاصره نمودند تا حدي كه مجبور به خوردن گوشت أسب شدن و در نهايت حكومت اميراشرف از طرهان برچيده شد
        برو از بزرگان بپرس

    5. گراوند توه خشک

      واقعا بزرگان هی بزرگن.تاریخ درست و بهتر مکه کشیان اینه که اقای احمدی《احسا ن》 گفته است.اقا احمدی اگر تاریخ بلد هستی هر بار بگو .ببخش ا

      • علي گراوند

        مردان بزرگ تو خشكه كجايند ببينند فرزندانشان تعصب برادري را فداي منافعدنيوي كرده اند ، افسوس و صد افسوس

    6. پژمان امرایی

      سلام خدمت مدیر محترم بلوطستان.
      یک سلام هم خدمت دایی با افتخارم احسان احمدی.
      بعضی ها در کامنتها از جا خودشون در رفتن،اگر کسی بخواد به جایگاه نظرعلی خان و حکومت وی اهانت کنه.خوانین هستند نه سر اسب گیران خوانین.ادب مرد به از دولت اوست.با سرگران کردن کسی نمیشیم پس ادب پیشه کنیم.

    7. مطلب درست و تاریخی به نظر می رسد.موضع گرفتن گراوندها از روی تعصب است…ماه پشت ابر نمی ماند…

    8. کامبیز نجات پور

      نوكران و سر اسب بگيران از نظر مردم طرهان هويدا هستن شما خودتونو ناراحت نكنيد
      اعتبار طرهان مديون نظرعلي خان أميراشرف است چون طرهان را از زير سلطه ابوقداره والي پشتكوه خارج نمود و مستقل كرد

    9. سوری از قاطرچی

      لرها همیشه حاکم بودند.به نظرم محمدقلی یا همون معکع خیانت کرده.نظرعلی خانم حق داشته.
      درود بر ایل متحد و لر زبان و همیشه شیرمرد طرهان کوشکی باج نده.

    10. کامبیز نجات پور

      درويشكه به كلسرخ و از آنجا به سرطرهان رفت و لشگر فراهم نمود نه به مالمير

      • دوریشکه بعد از اینکه از حرف نظه در فاتحه خونی ناراحت ميشه با تمام اقوام بار و بساط رو جمع میکند به حالت قهر مياد در مالمیر سکنی میکنه

        • جهت اطلاع شما بايد عرض كنم طرح اسكان عشاير بعد از به قدرت رسيدن رضاخان و حدود سالهاي ١٣١٠ اجرا شد و تا قبل از آن كسي در كوهدشت سكونت نداشته و ايل و تبار خاندان عباسي گراوند تا قبل از پياده شدن طرح اسكان عشاير در مناطق دالاب و گل گل و كلسرخ بنابر شرايط آب و هوايي سكونت داشته اند به صورت كوچ نشيني عشايري امروزي . و اين شامل حال تمام طوايف منطقه ميشده است .
          به فرض محال كه در كوهدشت سكونت داشته اند طبق آمار نويسنده طايفه عباسي سيصد سوار مسلح داشته است حالا اگر تصور كنيم از اين سيصد نفر نصف آنها يعني يكصد و پنجاه نفر متأهل بودند و هر خانواده در آنزمان كه كثرت فرزند معمول و مرسوم بوده ، به طور ميانگين داراي سه فرزند بودند كه در اينصورت مجموع نفرات خاندان عباسي به ٩٠٠نفر ميرسيده است ، حداقل صد نفري هم همراه داشته اند به عناوين مختلف ، پس شد ١٠٠٠نفر ، حالا شما اي خوانندگان عزيز تصوركنيد در صد سال پيش چطوري امكان اسكان هزار نفر در منطقه مالمير در طول يكروز مهيا و قابل استفاده شده است .١٠٠٠ نفر شامل زن و بچه با تمام وسايل و احشام و لوازم شخصي حداقلي كه داشته اند در طول يكروز چطور منتقل شدند. شايد هم خط متروي وجود داشته و به مرور مدفون شده ،

          الوعلي سينا حكيم بزرگ ميفرمايد :

          اگر براي يك دروغ هزار دليل بياوريد ميشود هزار و يك دروغ.

          به اميد روزي كه وجدانهاي بيدار و انديشه هاي پاك اجازه رواج دروغ پراكني برگرفته از حب و بغضهاي محلي را به هيچكس ندهد

    11. کامبیز نجات پور

      چرا به كاوان رضايي و اكبرخان امرايي كه دو نفر از بزرگان طرهان بودن توهين ميكني ؟
      آيا ميدوني بيشتر مشكلات ملكي طرهان توسط كاوان رضائي حل و فصل شده ؟

    12. آقای کوشکی عزیز
      اگه تاریخ می نویسی کامل بنویس در این مورد تاریخی
      معلوم نیست چرا
      حوادثی که بعد از قتل مرحوم مهکه رخ داده حتی اشاره ای به نکرده اید باعث تاسف هستش
      احتمالا با ایل بزرگ گراوند مشکل داری حتی رعایت ادب نکردی بزرگان گراوند را فقط با اسم کوچیکشان نام برده اید
      تفکر و تامل برای اینست قبل از نوشتن هر مطلبی به آن مطلب توجه کنی به اطراف خودت و بزرگان….

    13. حمید بخش ضرونی

      نظرعلی شاه،شاه شاهان بی/افتخار لر،سر سران بی.
      عموی پدرمون صدوپنج سال عمر کرد و در جمع خوانین بوده کل عمرش.تعریف کرده بود که نظرعلی شاه بود نه خان.همیشه این شعر میخواند
      از تاریخ طرهون هم ده یوسفخون نورالی.ملکهمه کوشکی.برا حسکع گراون
      ده رومشکو هم صفقلی و مهولی.
      گفته بود نظرعلی شاه دیمه ده ور ینو هیزگرتع

      • ایل بزرگ سوری و امرایی بیش 700سال سابقه والی و حکومت بر لرستان را دارد هر کس ازهرطایفه ادعای خود بزرگ بینی داره بره تاریخ رامطالعه کنه،خوانین طوایف دیگر افتخار خدمتگذاری داشته اند

        • علي گراوند

          شما حاكم بوديد چون با حاكميت بوده ايد .
          بله طوايف ديگر افتخار ميكنند در عهد وپيماني كه با حاكم و فرمانده برگذيده خود داشتند با شهامت و شجاعت از مال و جان خود گذشته و تا پاي جان ايستادگي نمودند بسيار جاي تاسف دارد كه در جنگ با شاه بختي و در نبرد و شبيخون امير اعظم در منطقه ميان توه خشكه و چغابل طوايف سوري و امرايي بر عليه فرزند اميراشرف با نيروهاي دولتي همراه شدند و در تلاش براي نشان دادن خوش خدمتي خود به دولتيان گوي سبقت را از همديگر مي ربودند.
          رجوع كنيد به جلد دوم تاريخ غضنفري صفحه ١٠٩٥ نوشته اسفنديار غضنفري هم ايل و تبار خودتان.

    14. آن بزرگ مرد تاریخ لرستان که گوشت اسب به نیروهای رضاخان داد سناتور علی محمدخان خان غضنفری بود،شما چقدر مردم خود بزرگ بین کمبود داری هستید،شما توهم میزنید این خودتان ربط میدید،شما خوانینتان هم اجازه نشستن درحضور امیر اشرف نداشت،تا امیر اجازه نمی داد

    15. سلام عرض ادب خدمت همه دوستان امرایی هستم از تهران
      تشکر میکنم از مدیریت سایت وکانال بلوطستان کاش دوست عزیزم وقتی همچین متن تفرقه اندازی میذاری کانال از چهار نفر از بزرگان سوال جواب در مورد واقعیت قضیه بکنید بعد مطالب نشر دهید نه حرف دوتا جوان عقده ی
      در مورد نظرعلی خان از لحاظ شجاعت و شهامت نیازی به گفتن نیست چون همه آدم عالم میدونن شجاع ترین والی لرستان بوده
      ولی مردم گراوند کوچیک نکنید این انصاف نیست شجاعت و رشادت بزرگانی عین درویشکه ضرغام لشگر شاهمرادخان عباسی گراوند سالار جنگ طرحان و بقیه بزرگان را نادیده گرفت
      ما به هر نقطه کوهدشت نگا کنیم هر منطقه ی که گراوندی در آنجا زندگی کرده میبینید که مالک بودن ورعیت نبودن پس بدانید که گراوند مردمان شجاعی بودن و در طول تاریخ همیشه مردان گراوند با هر خان یا حکومتی صلح دوستی داشتن بدون شک اون حکومت همیشه موفق بوده
      ((یه نکته مهم اینکه مردم شهرهای بزرگ از طریق دنیای مجازی بهترین روابط اجتماعی باز میکنن و بهترین پیشرفت ها. رو میکنن ولی ما باز بر گشتیم به کینه ۲۰۰سال پیش ))

      • کامبیز نجات پور

        درود بر امرايي بزرگوار
        در اين سايت كه جاي خود داره آقاي بساطي مدير مسئول انسان فرهيخته اي است
        در فضاي واقعي كلي فحش و حرفهاي زشت رد و بدل شد
        احترام اميراشرف بر هر طرهاني واجب است زيرا مسبب اصلي استقلال طرهان در عصر واليان بوده اما متاسفانه بعضي ها توان شنيدن واقعيت ندارند و تاريخ را با حب و بغض و مثل رمان مينويسند و ساير طوايف را به كلي تحقير ميكنند
        متاسفانه به تمام بزرگان توهين نموده كه بنده حقير در كامنت ها ذكر نموده ام

    16. اعظمی از خرم اباد

      درود بر قلم و سطح اگاهی برادر خان و خانزاده بزرگ طرهان اقای احمدی.ارادت خدمت کل دودمان بزرگتم دارم.تاریخ درس است و این حتی سفارش دین است که از تاریخ پند بگیریم.
      افرین به سایت بلوطستان و همچنین سیمره نیز خوبه.
      کسانی که بزرگن میفهمن هدف جنابعالی تعریف پیچ های تاریخ کوهدشت است.

    17. با سلام،باید گفت مهکه از افراد شاخص عباسی گراوند بود که بیشتر با منطقه والی ابوقداره رفت و امد میکرد و در اتحاد گراوند نقش بسزایی داشت که بخاطر همین هم نظرعلیخان او را میکشد و ایل گراوند هم به تقاص خون وی بساط نظرعلیخان رو بر میچینند،و در کل کسانیکه این جور مطالب رو مینویسند کار درستی نمیکنند چراکه همه این افراد فوت شدن و انسان خوبه که مطالبی بنویسه که از خوبی بزرگان یاد بشه و باعث کینه و کدورت نشه و در عوض سبب دوستی بشه.خاندان محمدی گراوند،عباسی گراوند و غضنفری از قدیم نسبت فامیلی داشتند و دارند و در بیشتر جنگهای ان زمان فریاد رس همیدیگه بودند.

    18. سلام دوست عزیز.همونوفراری ک نظع بر قرار ترجیح داد برا ما گراوندهاوافتخاره این نتیجش میشه مهکه کشتن .دراون موقع فرار طبق روایات ک گفتن نظع خودش …تویشکه نذر میکند موه شاممه لری ده ویر مه بور .تالکی بوم نکنه شهنرادخان اسیرموکه .همون فراری ک از راه خسرو ب رومشگان داشتن پایان حکومت هوز نظه در طریان بود

    19. این عدالته.یکی دستی شکونده تو بکشیش؟
      البته گراوندم معروفن به تفنگ بدون فشنگ.گزاف خالی.چی کردن…

    20. ملكه مه كوشكي در جنگ باوه هوي لقب “قطار دژ” گرفت در آنروز حتي توان شليك يك گلوله را نداشت و شهمرادخان دو قطارش را ازش گرفت به دو نفر از گراون به نام ها ی محمدپسرعلی اور و کرمخان پسر مینا سپرد
      … حالا میخواد … چنین جبران کنه
      احترام اميراشرف بر هر طرهاني واجبه چون باعث و باني حكومت مستقل طرهان از ايلام بوده، اما افتخار به نوكري اميراشرف مشكل اصلي قشري از جامعه است كه خود را خان مينامند و از خان بودنشان فقط نوكري غضنفري ها را در چنته دارند.
      در اين رمان كه به نام تاريخ نوشته شده به تمام بزرگان طرهان بي احترامي شده ازجمله اميراشرف كه نوشته مست شد و مهكه را كشت محمدرحيم خان عباسي گراوند(درويشكه) و تمام غيور مردان گراوند را بي غيرت جلوه داده كه غيرت نماد گراونده
      به كاوان رضايي و اكبرخان امرايي توهين نموده كه مرداني مصلح و بزرگ بوده اند
      … ناتواني گذشتگان را نميشه امروز جبران كرد

      • از رعیتهای علی حسین خان کوشکی

        وه دینم درو ضرب المثلی است که شایسته شماست.
        به خدا اول دلاور تمام دورانهای طرهان ملک احمدخان احمدی است.
        برو تاریخ غضنفری،قسمت جنگ باباحبیب را بخوان از ملک احمدخان و سام خان و علی محمدخان و شاه مرادخان نوشته است.
        شاه مرادخان و ملک احمدخان معروف به “هم قطار” بودند نه قطار دژ.
        با نشر اکاذیب نه مردم قبول دارند چون این دو سردار را می شناسند نه تو میتونی بین کوشکی و گراوند اختلاف بندازی به اسم جعلی گراوند.
        افتخار ما مردم کوشکی ملکمه است که یک ضعف ندارد.
        افتخار گراوند هم هوز حسکه هستند بعد مهکه بعد هوز عباس.

      • این مطلب شمارو به دایی احسان اطلاع دادم.
        ایشونم گفتن به غیر از بنده،یک نفر دیگه هم بهش خبر داده و کامنت رو خودش خونده و جوابی که داد جالب بود گفت اولا درود بر روح مرحوم شاه مرادخان دلاور و سردار بی همتا که دایی مرحوم ملک احمدخان است و مانند مرحوم ملک احمدخان باعث افتخار ما دودمان ملک احمدخان است.
        درود بر روح مرحوم دوریشکه که ضرغام و بازوی راست نظرعلی خان بود و درود بر روح مرحوم مهکه که حادثه های بزرگ برای انسانهای بزرگ پیش میاد.
        در مورد اهانت این اقا هم گفتند که همه لرستان ملک احمدخان را میشناسند این اقا با یک دروغ بزرگ خواسته دل خودش رو گرم کنه..
        به قول مرحوم باوه خانی نورعلی،تمام سرکردگان لرستانی یک قطاره بودند و ملک احمدخان دوقطاره بود…

        کوهدشت همه اهل تاریخند و دانا.

      • سلام خدمت همه اعم از سایت بلوطستان و اقای احمدی و شما اقای یاسر گراوند و همه خوانندگان محترم.
        ما غضنفریها قدردان زحمات و خوبی های ایل گراوند هستیم و اقای احمدی هم اهانت نکرده اند بلکه مسئله را توضیح داده اند.ایل گراوند بزرگان تراز اولی داشته است.در مورد این برادر عزیزم یاسر گراوند که بی احترامی به ملک احمد کوشکی نموده اند باید عرض کنم صحبتتون صحیح نیست و ملک احمد از شجاع ترین افراد زمان خودش بود و همچون شاه مراد و غلامشاه در آن جنگ در صف اول جنگیدند.
        رعایت ادب کنیم خدمت بزرگان و با عرض پوزش خدمت همه شما.

      • غلامعلی طولابی

        مهکه سردار بزرگی از گراوند بوده از همه گراوند بهتر و سرتر. و اما بنده خدا تو چقد ساده ای،احتمالا سنت کمه یک نفر به صورت جدی نکته ای بهت گفته تا از زبان تو پخش کنه.اخه خان طوایف هم نتونستن یک رعیت مسلح خودشون را خلع سلاح کنن تا چه برسه به اینکه یک خان بیاد خان دیگه رو خلع سلاح کنه.ملکعمه و شهمرادخان در یک سطح هستند.
        یک سال در جمعی بودیم یک نفر گفت امیراعظم اقارضا ازادبخت را کتک زده،بهش گفتم عزیز من ما دو لباس بیشتر از تو پاره کردیم کی این چیزا رو بهت گفته؟گفت فلانی بهم گفته منم بهش گفتم تو بچه ای هستی نمیدونی اون کسی که بهت گفته با مرحوم اقارضا کینه داره و…

        • علي گراوند

          البته دوست عزيز ، بعد از كشته شدن شاهمرادخان ديگر هيچ جنگي و در واقع هيچ شبيخوني بر عليه نيروهاي دولتي زده نميشود بنظر ميايد كه اگر كسي توان رهبري و هدايت نيروهاي چريكي عشاير را داشت حملات و شبيخونها را ادامه پيدا ميكرد.
          و اما هر شخصيتي در مقام و جايگاه خود محترم بوده اما هر كاري از هر كسي بر نيامده و نمي آيد . كلا مقايسه كردن شخصيتها كار درستي نيست هر كدام در مقام و موقعيت و شرايط متفاوتي قرار داشته اند بر اساس شرايط اجتماعي و محيطي منطقه خودشان . مقايسه بايد در شرايط بكسان صورت پذيرد . و اما ما مردمان اين ديار بايد تلاشمان در انعكاس واقعيتها باشد نه در قياس و تقابل باهم در گردابهاي تعصب و جانبداربهاي محلي و قومي خود را گرفتار كرده ،بيهوده و در يك دور باطل به گرد هم بچرخيم و به تهديد و تخريب و تضعيف هم مشغول شويم آنهم بدون حصول نتيجه اي ارزشمند كه به كار آيندگان كه همان فرزندان خودمان ميباشد بيايد . بيايم با واقع بيني و تجريه و تحليل درست ميراثي ارزشمند از خود بجاي بگذاريم .

          ما براي وصل كردن تلاش كنيم نه در مسير فصل كردن.

    21. گراوند سرطرهان

      سلام خدمت اقای احمدی عزیز و بزرگ.
      بنده نقد منصفانه میکنم چیزهایی درست نوشتی ولی دودمان گراوند علی الخصوص سرطرهان وقتی میفهمن علیه نظرعلی خان قیام میکنند و کارهای آنها را به ریز می نوشتی.
      از پسرخالت لطیف خان محمدی گراوند بپرس بهت میگه.
      مرحوم برا با گراوندهای سرطرهان و برادران محمدی میان و قلعه را میخوان نابود کنند…

    22. آقای دوریش نمیدانم کدام طایفه هستی ولی از بزرگانت سوال کنیدطرهان قدیم به اسم غضنفری امرایی بوده ولی اینکه این حکومت غضنفری پابرجا بوده مدیون همدلی وحدت ایل گراوند با غضنفری بوده و کلی نسبت فامیلی دارن
      (((گراوند معروفن به حوشک ا شنگ)))

      این کینه وکدورت برا ما نسل جوان زشته اگه قرار به واقعیت گفتن باشه باید عین مرد صحبت کنیم

      • بنده پرسیدم در جواب کشته شدن مهکه گراوند چی کرده اند؟
        رفتم پرسیدم نظرعلی خان تا سال 1306 حاکم طرهان بوده است.و مهکه قبل از سال 1300کشته می شود.
        بنده از دوریش های روارم.واقعیت پدرم میگوید بجز ملکمه و برا هیچ چیزی از کسی نشنیده است.از گراوند عباسی هم فقط الیارخان.حیاتقلی خان.
        نظرعلی خان خیلی خطرناک بوده میگویند

    23. پس اون زمان بحث لکی و لری بوده خخخخ البته این تاریخ ها مشخص نیست منم هیچی در مورد تاریخ طرهان نمیدونم ولی اینکه میگن حکومت نظرعلی خان رو چه میدونم. طایفه گراوند برداشتن این را من در هیچ کتاب معتبرث ندیدم و نشنیدم حداقل بعد نظرعلی خان پسرش تا سال 1308 حکومت کردند. و بچه هاشون اون شورش اسلامی چیه؟

      و درمورد اینکه خان های لرستان همه دست بسته حکومت بودند. ابتدا به ساکن به این جوان ها یاداوری میشم سپهبد حاجی علی رزم ارا در توصیف خوانین بیرانوند اینگونه اورده
      تاریخ بیرانوند تمام از جنگ های خونین خبر میدهد. که در این جنگ ها 60 تن کشته شدن که 35 تن از نسل حسینعلیخان بوده بودند.
      که معروف ترینشان اسدخان فیلی است. که سرش را بریدن تا مالیات از این مردم نگیرند.
      و یا در همین شوروش اسلامی چندین تن از دلاوران بیرانوند کشته شدن.
      تاریخ شفاهی مشکلاتی هم داره مثلا شنیدم میگن در جنگ سراب داراب که نظام السطنه و والی به همراه طوایف سلسله و دلفان وارد جنگ با بیرانوند ها شدن میگویند که بیرانوندها توپخانه را از سپاهیان والی میگرن
      البته میگن تا چادر والی هم پیش میرن در کتاب اقای والی زاده
      ولی این سخن ثبت نشده. ولی بخشی از توپخانه منتصرالدوله حاکم لرستان و خوزستان را در سیلاخور از چنگش دراوردن و اون به شمت بروجرد فرار کرد. این ثبت است. این جنگ هم درزمان فاضل اسدخان بوده است.
      اینجوری درکل جنگ و جدل الکی نکیند ارزش ندارد. این دوستمون سخنانی که شنیدن را بازگو کردن وحی که نیست امکان دارد مشکلاتی هم داشته باشد.

    24. عرض ادب و احترام دارم خدمت همه عزیزان و تمامی افرادی که به هر نحوی اطلاعاتی داشتند کامنت در قالب صدق یا کذب گذاشتند.اقای احمدی ی ضرب المثل در بین مردم لک ولر هست که می گویند قرآن را باید از هر دو طرف خواندشما که این مطلب رانوشتی کاش رک و بی پروا می نوشتی خود نظه فرمودند اگر ایل گراوند و بیرانوندرا داشته باشم تمام ایران و چه بسا جهان را فتح خواهم کرد.دوم تاریخ ایل گراوند مثل خورشید در روز و ماه درشب می درخشد و همیشه سرفراز بوده و هستند و خواهند بود‌،ماند.اول به مالمیر نقل مکان نکرده اند و به کلسرخ رفته اند چناچه گذری بر طرهان داشته ای کلسرخ عیدی را می بینی دوم پس محاصره قلعه به مدتیا۳شبانه روز یا یک هفته در بین مطلب تاریخی شما نمی بینم و ماجرای خوردن گوشت یابو.بزرگان طرهان و کوهنانی و گوهدشت به خوبی این واقعه را بلدهست و به یاد دارند.بدون اغراق می گویم ایل گراوند زیر بار زور هیچ حکومتی نرفته چناچه کوچکترین حرکتی دیده اند شبیخون و پاتک هایی به پا کرده اند که هنوز آثار آنها در منطقه می باشد.

    25. با اجازه دوستان و مدیریت محترم سایت یک سری توضیح را لازم دیدم بگم.
      در مورد استقلال طرهان از ایلام یا همان پشتکوه !!! یکسری توضیحات من باب تقسیمات و نوع حکومت.
      در گذشته در زمان اتابکان لر کوچک یا خاندان خورشیدی این مناطق پیشکوه پشتکوه و برخی مناطق دیگر تا خاک عراق امروزی جز قلمر اینها بوده تا شاهوردی خان اخرین اتابک لرستان بدست شاه عباس کشته میشود. و شاه عباس شخصی که نسبت فامیلی با شاهوردی خان دارد را به نام حسین خان فیلی را به حکومت می رساند. و تا زمان قاجار حکومت پیشکوه و پشتکوه در دست این والیان بود که مقرشان شهر خرم اباد بود. در زمان فتحعلی شاه قاجار حکومت وایان به پشتکوه محدود شد. و حکومت پیشکوه با عربستان یا خوزستان امروزی یکی شد و حوزه حکومتی عربستان-لرستان درست شد. که اکثرا یکی از شاهزادگان قاجار بر این منطقه حکومت میکرد. از ایلدریم میرزا پسر عباس میرزا و برادرش خانلر میرزا تا عبدالمجید عین الدوله سول اسپی معروف بوده در لرستان و سالارالدوله و البته مسعود میرزا ظل السلطان و…. در زمان مظفر الدین شاه و بعد از مشروطه که حکومت مرکزی ضعیف میشود. هر خان و توشمالی برای خود یک منطقه را معین میکند. اینکهمیگویند منطقه طرهان جز ایلام بوده خنده داره.
      مالیاتومنطقه طرهان و دلفان به حاکم لرستان و عربستان پرداخت میشده است.
      در زمان ضعف حکومت والی جسور شده و چون حاکمی نبوده که جلو وی بایستد به خود اجازه دست درازی به مناطق طرهان و رومشگان را میداده است. و تنها قدرتی که البته به صورت ناقص روبروی وی ایستاده همین جناب نظرعلی خان امیر اشرف بوده. که بعد عمو زاده هاش فرمانده فوج امرایی یا همان دلفان و طرهان شده است.
      در زمان قدرت قاجار مثلا زمان مسعود میرزا ظل السطان ایشان با یک تهدید روح رو از کالبد والی حسینقلی خان ابوقداره بیرون اورده است.
      این بحث استقلال خنده دار و مضحکه لطفا یکم مطالعه کنید.
      و در باب حکومت اقای امیراشرف و بقیه به لرستان این هم باز خنده است. ایشان بدیل ندادن مالیات توسط عین الدوله حاکم لرستان فلک میشوند.
      ایشان و کلا خاندان غنضفری که نسل خود را به میر قیصر میرسانند. مسئول و فرمانده فوج محلی اون بخش و البته مسئول وصول مالیات برای حاکم بودند.
      در زمان ضعف حکومت محلی تمام توشمال ها جسور شده بودند. و دست درازی های به مناطقی میکردند.
      مثلا نایب حسین بیرانوند یا همان نایب حسین کاشی کار را به جایی رسانده بود و سکه به نام خود ضرب کرده بود.
      و یا اسماعیل اقا سمکو در اذربایجان و یا در لرستان خوانین بیرانوند به مدت چندین سال اجازه عبور حاکم را به خرماباد نمیدانند.
      حاکمی نبوده که بخواد در مقابل دست درازی های والی به ایستد
      لطفا مطالعه کنید از بیان حرف های احساسی اجتناب کنید.

      • اکبر امرایی

        آقای اسدی لطفا از کینه طوایفی صحبت نکنید.
        مگر ناصرالدین شاه قاجار زمانی که به سقر عتبات عالیات میرود در کرمانشاه توقفی میکند و که میگویید برخوردارخان امرایی فرمانده فوج لرستان که از طرف عموی خود فتح اله خان حاکم لرستان به خدمت ما امده گویا خود فتح اله خان حاکم مریض احواب است و در بازگشت باز به او خبر میدهند که فتح اله خان امرایی حاکم لرستان و والی آذربایجان فوت شده است.شما چرا با تعصب شجاعت سرتیپ توشمالخان امرایی در سرحدات عثمانی را انکار میکنی.
        و مگر نه اینکه توشمالخان امرایی سرتیپ قشون جنوب غرب ایران در جنگ خرمشهر بوده که در آخر به همراه ۵۰ تن از عالی مقامان فوح بزرگ امرایی به هلاکت میرسند.مثل اینکه شما با تاریخ آشنا نیستی.آیا نخوانده ای که برخوردارخان امرایی حاکم لرستان و فرمانده افواج لرستان بوده.آیا مگر این سردار بزرگ غرب کشور نظرعلیخان امیر اشرف امرایی نبود که همه سیاحان و شاهزادگان قاجاری از او به عنوان مرد شماره یک لرستان یاد کرده اند..آیا ایشان نبود که سالار دوله را شکست داد .آیا ایشان نبود که نظان السلطنه مافی که از طرف شاهان قاجار برای حاکمیت لرستان امده بود اسیر و اورا در تویله ای زندانی کرد.ایا ایشان نبود که قشون لرهای بختیاری را در اطراف خرم اباد به سرداری امیر مفخم و مرتضی قلی خان را شکست ننگینی وارد ساخت.ووووو

    26. ف/سوری امرایی

      برادران منتقد به مطلب احسان کوشکی از طایفه گراوند.
      اون گوشت یابو ماجرای محاصره شاه بختی توسط امیراعظم در سال 1306 است چرا دروغ میگید بابا بچه کوچه های کوهدشت تاریخ را حفظند.برادران اگر میخواهید مردم شما را دوست داشته باشند از الکی صحبت کردن پرهیز نمایید.
      نظرعلی خان مهکه را کشت چون… و امروز هم این چیزای دروغ را نگید ممکنه نظرعلی خان زنده شود و ..

      • علي گراوند

        اگر شما لطف كنيد و از يكي از بچه هاي كوچه هاي كوهدشت كه تاريخ را حفظند بخواهيد تا صفحه ٢٤٠ از كتاب عمليات لرستان را برايتان بخوانند قطعا بيشتر به خودتان افتخار مي ن م ا ئ ي د.

        با تشكر از زحمات مدير و عوامل زحمت كش سايت بلوطستان بخاطر تلاش در جهت شناساندن تاريخ منطقه به نسل نو .

    27. مهدی عباسی گراوند

      با سلام و عرض ادب خدمت تمامی دوستان و همشهریان عزیز،
      ابتدا به ساکن عرض کنم که غرض از ارائه چنین مطالبي تا الان برای بنده محرز نشده اونهم با چنین طرز نوشتار و نقل قول ،
      قبل از هرچیز و به جهت جلوگیری از سو برداشت عرض میکنم حقیر تا الان افتخار این رو نداشتم که به حضور جناب مورخ شهیر آقای احمدی شرفیاب بشم و باید ناله وااسفا سر بزنم که چطور ممکنه همچین شخصیت ادبي و تارخي در منطقه ما حضور داشته باشه و امثالهم از وجود نازنينشان تاکنون بهره ای نبرده ایم،بهرحال بماند….
      جناب آقای احمدی عزیز و تمامی دوستانی که به خودتون زحمت دادید به هر نحو ممکن خودتون رو بزرگ و بقیه رو کوچک جلوه بدید فقط و فقط یک جمله عرض میکنم به خدای احد و واحد قسم جناب احمدی خیلی لطف کرده باشن بیست درصد واقعیت و ماجرا رو فرمودن و در صورتیکه مدیریت محترم سایت این شهامت طرح اون رو داشته باشن بنده تمام داستان رو خدمتتون ارایه ميکنم و نحوه تماس رو هم جهت هر نوع پاسخگویی در اختیار شما عزیزان قرار میدم،ولی خوبه که آدم نسبت به چنین مطالبي وسواس و کنکاش بیشتری به خرج بده تا اینکه با چند خط بخواد خودشو مورخ و اهل و دوستدار تاریخی اونهم شفاهی و در چنین مناطقی نشون بده ،
      فقط من باب اطلاع عرض میکنم جناب احمدی خدایت شاهد باشه یعنی درخصوص این اتفاق تاریخی چیزی از نحوه خونخواهي و اتحاد گراوند نشنيدي؟!،تو را به شرفت درخصوص محاصره قلعه مرحوم نظرعليخان اميرشرف چیزی نشنيدي؟! و قص علی هذه
      واقعا متاسفم بخاطر طرح همچین مطالب تاریخی که شاید خوشبینانه بگم بیست درصد واقعیت رو عنوان فرمودين،خداوند به همه ما سعادت دستیابی به صراط مستقیم عطا فرماید.
      باشد تا صبح از دولتمان بدمد،
      به اميدش

      • با درود
        بلوطستان انعکاس واقعیت را سرلوحه کار خود قرار داده و بیش از هر چیز و هر کس دیگر بدان پای بند بوده و هست
        امیدوارم شما هم واقعیت های را انعکاس دهید که سبب توهین و تخریب دیگران نشود
        بلوطستان با کمال میل اشتیاق به انعکاس مطالب تاریخی که ویژگی بالا را داشته باشند دارد

        مخاطبانی که بصورت ناشناس مطلب تاریخی بیان می کنند انتظار نداشته باشند دیدگاهشان انعکاس یابد
        اگر مایل به تایید نظرتان هستید با هویت مشخص کامنت بگذارید

        • آقاي مدير مث اينكه شما هم مث تاريخ نويستان كه در نوع خود پديده ايست از باب انعكاس واقعيت جانب عدالت را رعايت نفرموديد كامنتهاي ناشناس دو مورد وحود دارد و اسمهاي همانند طرهان كهن هم به چشم ميخورد ، دم خروس پيداست آقاي مدير !
          اين نويسنده فقط عرض خود برده است و زحمت ديگران اما شما وقتي مسئوليت چاپ مطلبي را بدون اطلاع ازواقعيت موضوع ميپذيريد و چاپ ميكنيد چنانچه بر اساس حق بيطرفي كه لازمه هر نشريه يا سايت ارزشي ميباشد بايد بدون غربال نمودن تمام نقدها را چاپ بفرماييد يا اگر بي هويتها را به قول خودتان نميتوانيد شامل همه كامنتهاي ناشناس باشد يك بام و دو هوا نميشود
          اسر لوحه كاري كه بر واقعيت باشد براي ارائه مطلب سند ميخاد اين بي سند و به دليل عقل سرشار غرض ورزيست
          موفق باشيد

          • در آن کامت ها حرف های از جنس سخنان شما مطرح نشده
            شما به بلوطستان حق دهید, کامنتی که به اندازه ی یک مقاله است را بصورت ناشناس تایید نکند.
            اگرمنصفانه از خود بپرسید خواهید فهمید که در این بین ایرادی هست والا چه دلیلی بر ناشناس ماندن هویت نویسنده وجود دارد؟

      • @Mohamadi9555
        سلام و شما استاد بزرگی که کل کوهدشت میشناسنت !!و کسی رو نمیشناسی یه زحمت بکش عضو این کانال شوید تا مطالب احسان احمدی را بخونید.حالا بنده از انتقاد شما ایراد نمیگیرم ولی از اهانت شما به سایرین بدم اومد.

        • من ادعايي نداشتم وندارم استاد و به كسي توهين نكردم وبراي مطالبم سند ارائه نمودم
          توهين هاي بسياري هست از نويسنده گرفته تا نقادان و مفسران

        • با سلام دوست عزیزی خواستن عضو سایت بلوطستان شوم.عرض میکنم
          سایتی که هر جا به نفعش باشه کامنت ها رو تایید میکنه و در دید عموم میذاره و هر جا انتقادی میشه و صحت کلام رو بیان میکنه تایید نمیکنه به چه دردی میخوره آقای صفری
          ممنون از دعوت شما

    28. از خوانین کورونی

      سلام خدمت اقای احمدی که از بزرگان خطه بزرگ طرهان هستند.
      تقریبا چیزی که ما از بزرگانمون شنیدیم با قرائت جنابعالی همخوانی دارد.بنده چند ساله احسان اقا را میشناسم ادم متین و بی ادعایی است و در شناخت تاریخ کوهدشت کم نظیر که البته قابل توجه چند تن از کامنت گذاران محترم که اقا احسان اصلا توهین نکرده و خانواده عباسی با نظرعلی خان فامیل هستند و یک باند محسوب شده اند این اقا اصل اختلاف را گفته است و در اخر نوشته است دوستی کرده اند.
      دیدتون باز باشه.خود اقای احمدی فامیل کل خوانین هستند و تعصب نزدیک و ما خوانین تعصب زیادی به هم داریم من جمله خودش

    29. ای کسانی که کامنت گذاشته اید و دور برداشته و برای بلوطستان خط و نشان میکشید و توضیح تاریخ می دهید ایا می دانید که بزرگترین و بهترین کتاب تاریخ طرهان را تیم بلوطستان در حال جمع کردن و ارائه دادن است؟
      ایا نمیدانید تیم بلوطستان مسلط بر تاریخ طرهان اند؟
      اما چند خانواده بزرگ در طرهان هستتد که تاریخ را خوب بلدند جهت آگاهی عده ای تازه تاریخ خوانده.
      1-خانواده غضنفری
      2-خانواده سرتیپ نیا نورعلی
      3-خانواده احمدی کوشکی
      4-خانواده محمدی گراوند
      5-خانواده عباسی گراوند
      6-خانواده منصوری کونانی
      7-خانواده رضایی ایتیوند
      8-خانواده هایی از سوری و امرایی
      9-خانواده خسروی ادینوند
      10-خانواده رشیدی نورعلی
      اهانت به بقیه نشه ولی اینا کسانی بوده اند در متن تاریخ کوهدشت،اگر اینها تاریخ ندانند عوام باید بدانند

      • با سلام و عرض ادب خدمت گروه بلوطستان و همه خوانندگان

        دو مطلب در گفته شما توجه ام را جلب كرد آقاي صفري كه گفتنش را خالي از لطف نديدم در اين بلبشوي تاريخ تكاني طرهان كهن:

        ١- نكته اول كه خيلي جالب و قابل توجه است اينكه شما اقوام مهاجري مثل طوايف محترم نورعلي ، رضايي و رشيدي را كه در اصل بومي منطقه نورآباد ميباشند مقدم بر ساكنيين بومي منطقه طرهان آگاه به تاريخ اين منطقه دانسته ايد !؟ ياد اين ضرب المثل افتادم كه كدخدايي ده خود را رها مرده بود تا كدخداي ده ديگري شود .

        ٢- خطاب قرار دادن تمام اقوام بغير از اين چند طايفه اي كه نام برديد به عنوان عوامي كه توان و امكان و حق اظهار نظر در مسائل تاريخي را ندارند خارج از ادب و احترام و به دور از منطق امروز است توجه شما رو به نويسندگان و مفسران تاريخ كهن ايران زمين جلب ميكنم كه اكثرا غير ايراني هستن و اين در حاليست كه كتابهاي آنها مرجع تدريس در دانشگاههاي كشورمان است . در ضمن شما با توجه به نام محترم فاميليتون به عنوان شخصي غير از خواصي كه نام برديد و حق اظهار نظر را فقط منحصرا به آنها محدود كرده ايد در واقع قبل از هر چيز ميبايست خودتان به گفته خود احترام گذاشته و اظهار نظر نمي فرموديد.

    30. علي محمدي گراوند

      با سلام خدمت مديريت محترم بلوطستان :

      ضمن تشكر از تلاش و زحمات شما در بررسي تاريخ منطقه طرهان و معرفي شخصيتهاي تاريخي يا بيان وقايعي كه در اين منطقه رخ داده جا دارد به مهمترين اصل در بيان مطالب تاريخي كه همانا ارائه سند و مدرك معتبر در ارائه مطالب پيرامون تاريخ طرهان است دقت لازم را بفرماييد تا خدايي ناكرده از ايجاد اختلاف و ناراحتي در بين طوايف مختلف جلوگيري به عمل آيد .
      امروزه بر عكس چند دهه پيش مشتاقان به تاريخ و سرگذشت بزرگان و خوانين به طور چشمگيري افزايش يافته است و عده اي كه از اين مباحث دوري ميكرده اند به فكر ساختن تاريخي جديد برا منطقه و شخصيتهاي تاريخي هستند كه هيچ كدام در قيد حيات نيستند تا موضوعات مطرح شده را تاييد يا تكذيب نمايند بنابراي شما رسانه ها وظيفه سنگيني را بر دوش ميكشيد تا برطبق اصول اوليه نشريات و سايتهاي معتبر و مورد وثوق مردم دقت لازم را به كار بنديد تا افراد فرصت طلب اجازه تحريف تاريخ گذشتگان را پيدا نكنند . خوشبختانه منبع بسيار معتبري مث عمليات لرستان نوشته كاوه بيات كه بر گرفته از اسناد شاه بختي است موجود است كه در آن نقش هر قوم و طايفه و شخصيتهاي برجسته آن زمان به وضوح مشخص شده است
      از كساني كه در ميدان رزم جنگيده اند تا اشخاصي كه تسليم شدند و افرادي كه به نوشته كتاب در نقش راپرتچي قشون شاه بختي بودند . اين كتاب حاوي گزارشات روزانه از اتفاقاتي است كه در آن زمان افتاده است و توسط شخص فرمانده قشون دولتي نگاشته شده است ، لذا دخل و تصرفي در آن صورت نگرفته و عاري از حب و بغضهاي محلي است . واقعيت تاريخ اين منطقه در آن زمان و نقش افراد را بايد در لابلاي صفحات اين كتاب جستجو كرد . با تشكر

      • اردشیر زیدابادی

        سلام و البته تمام مسائلی که الان کتاب شده اند همه از شفاهیات گرفته شده است و تبدیل به سند شده اند.
        در بحث کتاب عملیات لرستان نوشته اقای بیات طرهان در مدت سه سال از سال 1303تا 1306نوشته شده است این در حالیست که تاریخ طرهان سه سال نیست.کلا طرهان در مواقعی از تاریخ عده و طوایفی برجسته داشته است ممکن است همان عده و طوایف در مقطع زمانی دیگر ضعیف عمل کرده باشند و عده و طوایف دیگر قوی عمل کرده باشند.
        با تشکر از شما و سایت بلوطستان و نویسنده مطلب اقای کوشکی.

    31. علي محمدي گراوند

      همينكه كسي سطحي به كتاب عمليات لرستان توجه كند متوجه ميشود اين اسناد مربوط به سالهاي ١٣٠٣ تا ١٣٠٦ ميباشد . ايكاش از متن كتاب مطالبي ارائه ميفرموديد كه متوجه ميشديم حداقل كتاب را مطالعه فرموده ايد .
      و اما در تاريخ هميشه بزنگاههـايي پيش مي آيد كه نقاب از چهره افراد بر ميدارد و سره را از ناسره جدا ميكند.
      قبل از به قدرت رسيدن رضاخان علي محمد خان غضنفري معروف به امير اعظم به جانشيني از پدر خويش اميراشرف حاكم مطلق منطقه بوده اند و تمام طوايف با خوانين و سركردگان خود تحت امر ايشان بوده اند و آن زمان هم بر سياق تاريخ قدرت ، هركسي در پي نزديكتر شدن به حاكم و نزديكان حاكم بوده است .
      زمانيكه شاه بختي به دلايلي كه در حوصله اين بحث نميگنجد به منطقه طرهان لشگركشي ميكند و اميراعظم به ناچار و بر حسب اتفاقات پيش آمده به مقابله با نيروهاي دولتي به فرماندهي شاه بختي بر ميخيزد تمام بزرگان اقوام مختلف او را همراهي كردند تا اينكه نيروهاي دولتي با توجه به امكانات بسيار بيشتر و توان بالاي نظامي بر گرفته از توانمنديهاي دولت و در جنگي نابرابر عرصه را بر اميراعظم و يارانش تنگ كرد و در اين زمان تاريخي مهم بود كه ماهيت دروني اطرافيان وي يكي پس از ديگري آشكار شد عده اي تسليم شدند و به گفته شاه بختي با نهايت صميميت مشغول خدمتگذاري نسبت به قشون دولت شدند و عده اي ديگر درنقش راپرتچي در آمدند و گزارش امير و سردارانش را به عرض شاه بختي ميرساندند و عده اي هم با دولتيان همراه شده و با اسحله دشمن به روي برادران خود تير گشودند و … .

      و اين بزنگاه تاريخ منطقه طرهان شد تا سره از ناسره مشخص شود .
      بله دوست عزيز قبل از اين سالها كه هر كسي در محل و منطقه خود سرگرم زندگي خودش بود كشاورز مشغول كشاورزي بود و دامدار دامداري ميكرد تا اينكه محك تجربه آمد به ميان و از كوزه همان برون تراويد كه در او بود.
      دوست عزيز بزنگاههاي تاريخي در ايران زمين بسيار بوده است كه بر اساس همان يك واقعه كه چه بسا در يك لحظه يا يك روز اتفاق افتاده آن شخصيت مورد قضاوت تاريخ قرار گرفته است و گذشته آن شخص مثبت يا منفي تاثيري
      بر قضاوت مردم نداشته است به اينصورت كه اگر عملكرد آن شخص خوب بوده كسي به گذشته او نپرداخته است و اگر عملكردش بد بوده ، گذشته خوبش تاثيري برعملكرد بدش نداشته است . به عنوان نمونه چند مورد تاريخي را خدمتتان عرض ميكنم كه ملاك قضاوت من ، شما و همه در مورد آن شخص يا واقعه تاريخي شده است بدون اينكه گذشته آنها بتواند تاثيري بر قضاوت ما داشته باشد :

      ١- داستان ايستادگي ، مقاومت و شجاعت سردار بزرگ ايران زمين آريو برزن در مقابل هجوم اسكندر مقدوني.
      ملاك قضاوت در مورد آريوبرزن شهامت و شجاعت او و استقامت و پايداريش در مقابل دشمن مهاجم است كه در آن بزنگاه تاريخي علي رغم نيروي بسيار كمي كه داشت فارغ از نتيجه جنگ با وفاداري به پادشاه و حاكم خويش دلاورانه
      جنگيد و اگر خيانت آن چوپان فرومايه نبود چه بسا اسكندر مقدوني نميتوانست تخت جمشيد را فتح كرده به آتش بكشد .

      حال ما بايد برگرديم به عقب و ببينيم آريوبرزن در گذشته چه كاركرده يا نكرده و بعد او را مورد قضاوت قرار دهيم ، يا اينكه بگوييم آقاي چوپان در گذشته خدماتي كرده واين خيانتش بايد بخاطر خدماتش ناديده گرفته شود.
      قضاوت با شما خواننده محترم

      ٢- خيانت ابراهيم خان كلانتر به لطفعلي خان زند.
      هيچ دريا و اقيانوسي لكه ننگ خيانت ابراهيم خان كلانتر به فرزند برومند و دلاور ولي نعمت خويش لطفعلي خان زند را از دامن ايشان پاك نميكند .
      حالا ابراهيم خان كلانتر ٥٠ سال هم خدمت كرده باشد اهميت داردوقتي كه در بزنگاهي تاريخي توانسته است خيانت كند و خيانت ميكند براي منافع بيشتر .
      قضاوت با شما خواننده محترم

      ٣- برگشتن حر ابن يزيد رياحي ازصف لشگريان يزيد و پيوستنش به ياران امام حسين (ع)
      و در طرف مقابل ترك كردن امام حسين توسط يارانش و رها كردن او در ميدان رزم .
      در زيارت و تكريم و احترام به مقام حر ابن يزيد رياحي
      كسي كاري به گذشته او ندارد همچنانكه در تف و لعن ياران امام حسين كه امام و پيشواي خود را رها كردن گذشته خوب آنها مانعي ايجاد نميكند.

      تمام اين وقايع در كمتر از يك روز اتفاق افتاده و تاريخ آنها ثبت و ظبط شده است
      سه سال ميشود هزار و نود و پنج روز دوست عزيز.

      • امیر رضا گراوندی

        سلام علیکم و رحمت الله و برکاه.همه کامنتها رو خوندم هر کس از دری گفته ولی از کامنت شما خوشم امد
        واقعا جالب نوشتی؟برادر شما میشه خودت رو معرفی کنی و پسر کی هستی.درود بر شما.
        والله تا جایی من شنیدم در روزهای اخر بجز گراوند سرطرهان و کوشکی کسی بر پیمان خودش نمانده بود و همه رفتند با دولتیان.پدربزرگمان میگوید سام خان و ملک احمدخان امیراعظم را امیراعظم کردند.
        حالا این کتاب را از کجا گیر بیاوریم کتابخانه ها دارند؟؟؟؟

        • سلام برادر عزيز
          كتاب عمليات لرستان در حال حاضر چاپ نميشود هر چند با كنابفروشي خايدالو صحبت كرديم و قرار شد با انتشاراتش صحبت كنه و چاپ مجدد شود . حتما از طريق آشنايان به دستتان خواهم رساند.
          برادر گراوند در مباحث تاريخي تخريب و تضعيف ديگران چيزي از ارزشهاي آنان نزد اهل فن كم نميكند . قطعا اميراعظم شخصيت قابل و توانمندي بوده كه بزرگان گراوند و ديگر طوايف او را به عنوان حاكم پذيرفته و در ركابش جنگيده اند اما متاسفانه ما فراموش كرديم كه در گذشته همچون امروز سلسله مراتبي وجود داشته است سلسله مراتبي كه لازمه وجود يك نظام اجتماعي براي ما انسانهاست تا بتوانيم بر اساس آن قوانين در كنار هم از يك زندگي مسالمت آميز برخوردار باشيم .
          ما مردمان طوايف مختلف تمام هم و غم خود را بر اين گذاشته ايم كه خود را از هر طايفه و ايلي كه هستيم بزرگ جلوه داده و ديگران را تخريب و تضعيف كنيم و اين خلاف وافع است.
          واقعيت امر اين است كه هر طايفه و قومي بزرگي داشته كه در محل و منطقه خودش مورد احترام و تكريم بوده و اين درتمام مناطق مختلف رعايت شده است . گراوند بزرگ خود را داشته ، كوشكي بزرگ خودش آدينه وند و نورعلي و كوناني و سوري و امراي و آزادبخت و ايتيوند و همه و همه بزرگاني داشته اند كه هر كدام نسبت به ديگري رعايت ادب و احترام را كرده اند و اين بزرگان نيز به سياق تمام جوامع بشر از قديم تا به حال از ميان خود شخصي را به عنوان حاكم و فرمانده خود انتخاب نمودند براي ايجاد اتحاد و نظم و جلوگيري از هرج و مرج و … .
          مث امروزه كه ما انجام ميدهيم در قالب راي گيريهاي مجلس و شورا ، آن شخص در واقع نماينده تمام اقوام است و در قبال همه مسئوليت دارد حالا اينكه امير اعظم از طايفه سوري و امرايي بوده تمام طوايف سوري و امرايي ادعاي مالكيت و حاكميت بر تمام طوايف را داشته باشند كه نميتواند درست باشد يا اگر سرداري از گراوند يا كوناني يا كوشكي و آدينه وند و آزادبخت و نورعلي و … سردار سپاه بوده نبايد كه ديگراني كه نبوده اندناديده گرفته شوند.
          اشخاص در طوايف مختلف نقش و مسئوليتهاي متفاوتي داشته اند
          مهم اينست كه هر كسي در مقام و جايگاهي كه بوده وظيفه اش را شرافتمندانه انجام داده باشد.و ما بايد به خود يادآوري كنيم كه
          قطعا يك حاكم بدون داشتن نيروهاي قدرتمندي كه بتوانند او را در جنبه هاي مختلف براي حفظ حكومتش باري وحمايت كنندنميتوانسته حكومتش را حفظ كند و قطعا اميراعظم به تنهايي كه نميتوانسته در مقابل قواي دولتي بايستد و مبارزه كند و قبل از ايشان پدر بزرگوارشان هم كه به تنهايي و بدون همراهي و حمايت نيروهاي محلي نميتوانسته در مقابل والي قد علم كند.
          و البته شما يقين داشته باشيد كه قطعا اين دو بزرگمرد بر اساس لياقت و شجاعت و درايتشان به حكومت رسيده اندو بزرگان ما اشخاص شايسته اي را انتخاب كرده اند.

          هر چند ما همه چيزهاي خوب را تعميم ميديم به كل قوم و يكنفر حاكم از يك طايفه باعث حاكميت كل آن طايفه بر تمام طوايف آن منطقه ميشود و اين متاسفانه منطقيست منحصر به مردمان ديار ما كه باعث ايجا تنش ميشود .

          به عنوان مثال شما در نظر بگيرد در يك تيم فوتبال كاپيتان بعد از هر پيروزي بياد و تمام افتخارات را به خود نسبت دهد و اقوامش هم از روي سكوها كه فقط به تشويق كاپيتان پرداخته اند بيايند وسط ميدان و همه افتخارات را اول به كاپيتان طايفه شون و بعد به خودشان نسبت دهند و بجاي بازيكنان هم برن رو سكو و جام را ببرن بالاي سر و تازه بعد از اتمام مراسم با ناديده گرفتن نقش ديگر بازيكنان جام رو بزنن زير بغل و بعدش برن محل و فرياد قهرماني سر دهند.

          گفت :

          من آنم كه رستم بود پهلوان

          و اما كتاب عمليات لرستان از آن جهت اهميت دارد كه نقش هر كسي عيان و آشكار شده است . عيار طوايف و بزرگان قوم مشخص شده است و سندي بسيار معتبر است از آنجهت كه نويسنده آن دشمن بوده بدون دخل و تصرف . در آنجا مشخص ميشود مردان ميدان رزم چه كساني بوده اندو تسليم شدگان به حضور شاه بختي چه كساني ، مشخص ميشود چه كساني پشت فرمانده را در رزم با خصم خالي كردند و چه كساني تسليم دنيا اين عروس هزارچهره نشدند و با ايستادگي و شهامت و شجاعتشان مردانه جنگيدند تا جائيكه خون سرخشان در دفاع از وطن بر دشتهاي زيباي سرزمينشان جاري شد و در پاي درختان كهن بلوط آرام گرفت و اينگونه جاودان ماندند . روحشان شاد و يادشان گرامي.

      • از لطف و توجه شما بسيار ممنونم برادر عزيز

    32. کتبی که معرفی میکنم علاوه بر این عملیات لرستان که این دوستمون کفتن برای پی بردن به تاریخ لرستان در روزگار قاجار و پهلوی به درد میخورد.
      تاریخ مسعودی نوشته مسعود میرزا ظل السطان، خاطرات اولین سپهبد ایران نوشته سپهبد احمد اقا امیراحمدی به کوشش اقای زرگری نژاد، جنگ های لرستان نوشته قرگوزلو ، و البته کتاب جناب اقای والی زاده که معتبرترین کتاب است. و در دانشنامه های جهان اسلام و ایرانیکا ازش استفاده شده است.
      و بی طرفی را رعایت کردن و میشه گفت چکیده ای از کتب بالا بوده است.
      کتاب تاریخ غنضفری و بقیه کتب از درجه بی طرفی و موشکافی کتاب بالا برخودار نیستند هرچند کتب بالا هم چندان بی طرف نیستند.
      در بین این کتب دو جلدی جناب اقای والی زاده از تمام کتب معتبر است. نگاهی به ادبیات کتاب بندازید. و مقایسه وقایع تاریخی و بهره گیری از نوشته ها خود افراد دخیل پی میبرید.
      (بخصوص اون توصیف زیبا اقای ادوارد براون خخخ در جریان اون لشگر کشی افتضاح)
      و البته کتب دیگر هم هستند که درجه بی طرفی را رعایت کرده اند. با یک کتاب نمیشود این چیزها را نوشت.
      در ضمن
      یک کامنت فوق العاده غیر قابل تحمل دیدم
      هرکس خان بوده و فلان و فلان اون تاریخ میداند. و حق اظهار نظر دارد. نشان دهنده عدم اگاهی این دوستمون دارد.

      یک زمانی یک حکومت عوض شده خان ها یاغی شدن یک سری ادم خان شدن باز حکومت عوض شد کسانی دیگر امدن و این چرخه ادامه دارد. تا ..
      افراد فرهیخته ای از این طبقه مانند دکتر هوشنگ اعظمی به مبارزه با این طرز تفکر برداشتن هنوز .. تو فلان جایی نیستی و یا ان زمان این نبودی حق نداری حرف بزنی خنده داره.
      و البته
      این ماجرا هم یک چیز رو نشون میده دویست سال پیش یکی زد یکی دیگه رو کشته این ها رگ غیرت برخی باد میکنه ولی در زمینه های اجتماعی و معیشت روزانه خود خیر انگار نه انگار خود بنده هم میتونم جز این افراد باشم.
      در ضمن مسائل را باید از یک دید ندید ابراهیم کلانتر فلان لطفعلی خان فرشته بود. این چیزها نه بابا این حرفها نبوده تعصب بیخودی حتما کینه ای داشته که داستانش مفصل است. و این را دیده مثلا اغا محمدخان بهتر است. و این حرفها
      خون پاک این سخنان کلیشه ای هرکس از کدخدا پیزوری در چه میدانم بیرجند تا شاه بخواهد برود بالا دستش در گناهی الوده شده است حال دلی را شکسته یا ادمی را کشته و .. .

    33. و اینگه مثلا فلانی را به کاپیتانی و نمیدانم جناح چپ و یا گوشه راست گمارده اند. هم باز هم خنده داره. نه دوست عزیز اگر این طوایف کوشکی ادینه وند گراوند و…. در منطقه طرهان قدرت داشتند مطمئن انقدر طمع حکومت داشتن که دست به براندازی این سلسله حکومتی غنضفری ها بزنند. چون تاریخ هی و حاضر که برادر به برادر رحم نکرده در ماجرایی ظل السطان قاجار که چند روایت داره روایت خود ظل السطان روایت خودمان و چند نفر دیگر و یا اون کتاب لرهای ایران و غیره از این برادر کشی ها زیاد بوده در میان طرهان دلفان بیرانوند سگوند حسنوند که فردی و یا خانواده ای خانواده ای را کنار میزده و خود بر مسند قدرت تکیه میزده است. حالا اون زمان با زور و جبر بود الان با گزارش دادن و …
      حال با بخشی از نظرات این دوستان موافقم کتاب خوبی است این کتاب و البته کتب دیگر

      کتابی که از قلم انداختم و درجه اعتبار بالای دارد. جغرافیا نظامی ایران لرستان نوشته حاجی علی رزم ارا است. این کتاب واقعا هم از نظر تاریخی و هم ریشه شناسی فوق العاده است. و سر این که کی این را به نگارش در اورده بین امیراحمدی و رزم ارا اختلاف بود.
      در کل گذشته تنها برا درس گرفتن هست نه افتخارهای تو خالی و پوچ ایران 2500 سال پیش امپراطوری داشته الانم در دست تعمیر است. خخخ که چه به شود.
      الان شرطه که ترکیه ای که از ایران عقب بود زده جلو ایران با تولید ناخالص ملی 2.5 برابری
      جدایی از اینکه داستان چقدر به واقعیت نزدیکه به جنبه اخلاقی داستان نگاه کنید.
      میشه این رو اینجوری معنا کرد که نزاع های ساده ممکنه به کشته شدن یکی منجر بشه. چرا صبر و شکیبای خود را بالا نبریم. والله این جنبه را بگیرید.

      • علي محمدي گراوند

        از نظر نوشتار املايي متوجه اين نوشته حضرتعالي نشدم ( ابراهيم كلانتر فلان لطفعلي خان فرشته بود )

        اما از نظر موضوعي ميشه به عمق و ماهيت مطالبتون پي برد.

        خيانت خيانت است اما و اگر و توجيه ندارد

        ابراهيم خان كلانتر با بستن دروازه شيراز بپايتخت زنديه به روي دلاور زند خيانت كرد و بنابر اين خيانتش آقا محمد خان به فتحعليشاه وصيت كرد كه بعد از او ابراهيم خان كلانتر به همراه بزرگان قومش را بكشد و وقتي فتحعليشاه دليلش را ميپرسد كه چرا به من ميگي اين كار رو بكنم و خودت اينكار رو نكردي آقا محمدخان پاسخ ميدهد كه كه او نميتوانست به من آسيبي بزند اما تو من نميشوي و فتحعليشاه اين وصيت را عملي ميكند.

        بعدش دو ست عزيز در مثل مناقشه نيست ، حالا مناقشه شما برخاسته از چيست بماند . خنده دار كه هيچ بسيار غير منطقي است كه يكنفر به تنهايي ادعاي اداره حكومتي را بكند يك فرمانده بي ارتش را تصور كنيد يا يك رئيس جمهور بي وزير ، بله اينا مضحك و خنده دار و به دور از منطق است.

        كتاب جغرافياي نظامي لرستان نوشته رزم آرا حاوي نقشه هاي استراتژيك منطقه لرستان است داستان تاريخي ذكر نشده است

        بعدش شما حرف خودتون رو ميزديد يا انتقادي مبتني بر عقل و اندشه و دانش خودتان با رعايت احترام و ادب ارائه ميفرموديد نه با استهزاء و به سخره گرفتن و طماع خواندن تمام طوايف . شرط ادب اين بود كه علي رغم ريشه نداشتن در ايل و تباري همه را متهم به طماع بودن نمي فوموديد.
        با اين اوصاف همه را به صبر دعوت ميكنيد

        توبه فرمايان چرا خود توبه كمتر ميكنند

        فقط اشاره اي كردم به مطالبتون وگرنه مطالبتون جاي سخن بسيار دارد .

        • اقای بساطی عزیز لطفا این کامنت را به طور کامل نمایش بدهید.
          خیانت در همه حال بد است؟
          مثلا یکی همدست یک ادم جانی بوده و اون ادم جانی یک مثلا دختر بچه رو دزدیده و مورد اذیت و ازار قرار داده همدست از کار خود پشیمان میشه و میرود و راپورت این فرد را به پلیس میدهد. و او دستگیر میشود اینم یک جور خیانته ولی ایا بده؟ خیر ؟
          در باب لطعفی خان زند هم خون پاک وایی فرشته اسمان ها و … ایشان چوب ندانم کاری خویش رو خورد متاسفانه زیاد کریم خان و زند را بزرگ کردند. چون ایشان غیر ترک بودن جو اریایی بازی این بحث ها تو زمان پهلوی همین الان هست. دیگه چی همه دیو صفتن ما فرشته خخخ
          یکم واقع بین باشید.
          ایراهیم کلانتر شاید دیده اقا محمدخان وطن پرست تر بوده خخخ گفت لطفعی را کنار بزنم.
          باید در اون زمان باشی چون نمیدونم کریم خان لر لک هرچی هست گفته من وکیل الرعایا هستم دیگه خوبه
          اون جریان کیل را در اون بازمانده صفوی جستجو کنید.
          در ضمن برعکس حضرت عالی و بقیه دوستان من تنها تاریخ رو میگم تعصب طایفه ندارم.
          طایفه خودم که میگی ریشه در هیچکدوم از ایل ها نداری خخخ
          ما نیازی به ریشه نداریم ریشه مال انسان های واپسگرا است. میزان خدمت و منفعت من برای جامعه کفایت میکند.
          ولی خوب شنیدم خخ
          مردان پسر میرالی خان بیرانوند
          یا شیخه پسر عالی خان
          اینها فرشته نبودن اینها و یا طایفه ما ادم میکشتند خونه و زندگی دیگران را غصب میکردن و اموالشون رو میروبودن
          افتخارشون این بوده و بس اقای گراوند
          حال در مقیاس کوچکتر شما و دیگر طوایف دیگه هم همین بودید. خیال کردید همه استادید اکسفورد یا هارواد بودن خخخ
          شنیدم میگن دکتر هوشنگ میگفته من میخوام کاری کنم اون ظلم های مردان را جمع کنم.
          بله ادم میکشند و غصب میکردن نظه چطور از چنگ فرزندان فتخ الله خان حکومت را دراورد؟
          و یا در بیرانوند
          ملکمه مرادی بیرانوند با توطئه حسین علی خان بیرانوند کشت.
          اسدخان سرهنگ با توطئه ای که برادرش حیدر بود کشته شد.
          میرالی را علی محمدی بیرانوند کشتند.

          پدر این موسی خان حسنوند هم کی جاش رو به ایلیدرم میرزا نشان داد؟ وارد نمیشم چون ما یک طایفه دیگه است.
          حاجی عالی و سردار خان سگوند چه نسبتی با هم داشتن.
          لطفا نگاهی به پیرامون خود بندازید.
          همین الان متوجه میشوید.
          ما این اقای فلان را کردیم حاکم انگار اتحادیه اروپا بوده ایشون ریس اتحادیه بودند

      • بهمن گراوند

        با وجود انديشمنداني چون شما طبيعيه تركيه آن شود و ما اين .

        تركيه با صرف هزينه هاي گزاف و توليد سريالهاي ٢٠٠ و ٣٠٠ قسمتي تاريخ خود را به رخ جهانيان ميكشد بعد ما تاريخمان با بزرگترين پادشاهي كه در طول تاريخ شكل گرفته با تمامي بزرگانش پوچ و توخالي ميدانيم.

        شما تمام ارزشهاي به جا مانده ازتاريخ پر شكوه كشورمان راپوچ و توخالي خوانديد بعد خوانندگان را به پند گرفتن از تاريخ توخالي و پوچ دعوت ميكنيد !!!!!???

        جاي آنست كه خون موج زنددر دل لعل

        زين تغابن كه خزف ميشكند بازارش

    34. کامبیز نجات پور

      بنده معذرت ميخوام كه كامنت گذاشتم
      نميدونستم اينقدر شلوغ ميشه

      • آقاي اسدي

        شما به گونه اي سخن گفته اي گويا سخنانتان وحي منزل است و همه بايد براساس گفته هاي شما و تاريخ ظل السلطان تاريخ را به نظاره نشسته و قضاوت كنند.

        شما يادآوري ميكنيد كه از تاريخ بايد پند گرفت بعد بيان مطالب تاريخي از زبان ديگري را به باد انتقاد گرفته و بميفرماييد نبايد از آنها حرفي زد بعد خود شاه عباس و شاهوردي و عراق و عربستان و .. يادم رفت واز ظل السلطان حرف ميزنيد نميشود برادر من ، يك بام و دو هوا نميشود.

        اينكه فرموديد قومي اومده با نابودي قوم ديگرحاكم شده و بعد هم خان شده و قوم ديگر اومده با كنار زدن خان قبلي خان بعدي شده ًو همينطور … البته اينم منطقيه و قطعا در يك دوره اي از تاريخ وجود داشته چه ميدونم شايد پارينه سنگي ، غار نشيني يا ي همچين چيزي ، دوره اي!؟!

        بعد هم به صبوري دعوتمون ميكني

        آخه با اين تناقضات صبر ميمونه نه والله

      • خخخ اینم یک جور خود را …کردنه

    35. علي گراوند

      در مثل مناقشه نيست آقاي اسدي

      خنده دار فرمانده بي لشگر است

      آناني كه ميخواهند حقايق را در پس پرده لودگي كتمان كنند در واقع شعور انسانها را ناديده ميگيرند و اين از عقل سليم به دور است.

    36. کوهدشتی عمله

      سلام برادران زمان آن صحبتها گذشت و گذشت و گذشت….
      ضمنا نظرعلی خان حاکم بلامنازع بود و از یه سری طوایف حساب جزیی میبرد و باهاشون بد نکرد.در مورد طوایفی هم که باهاشون بد کرد نشان میده یا حساب نبرده ازشون یا مستحق برخورد بوده اند.اقای کوشکی هم دستت درد نکنه تاریخ واضح و حقیقت رو گفتی و هم دستت درد بکنه از اینکه چیزی نوشتی که در این زمان که هر کس ادعای کس بودن میکند رو دراوردن به نظرعلی خان اهانت میکنند.گراوند عباس خانی بعد از آن برخورد امیراشرف دوباره رفتن دست بوسی و تفنگچی گری کردند.نه گراوند بلکه هیچ احدی جرات نکرده در مقابل امیر بگوید ماست

      • بهمن گراوند

        چرا اينقد بهتون برخورد جهت اطلاع شما و خوانندگان امير اشرف براي برگشت به طرهان و ختم غائله و برقراري صلح تنها دخترش از مرحومه قزي دختر اسدخان بيرانوند را به عقد بزرگي از خاندان عباس خاني درآورد . گراوند دستبوس كسي نبودند بلكه اين تمام طوايف پرمدعاي پيرامون امير اشرف و امير اعظم بودند كه به دستبوس شاه بختي رفتند (صفحه ٢٤٠ عمليات لرستان را مطالعه كن قطعا شعله هاي غرورت فروكش خواهد كرد ) گراوند فقط بر دسته تفنگهايشان بوسه زدند

      • بهمن گراوند

        گراوند به تفنگچي گري خود افتخار ميكند شما هم به خوش خدمتي خود به دولتيان مفتخر باشيد
        رجوع كنيد به تاريخ غضنفري جلد دوم نيمه دوم صفحه ١٠٩٥

    37. بنده عادت دارم سخنانم رو با چاشنی طنز بیان کنم
      لطفا احترام خود را نگه دارید.
      لشگر داشتن ولی واقعا توان مقابله به ارتش رضاخان را نداشتن حال یک فرد بی کفایت مانند شاه بختی بر مسند بوده است. کسی که بخش اعظم اون لشگر غرب رو چه در قبل محاصره خرماباد چه بعد محاصره با ندانم کاری هاش نابود کرد. فردی بزدل که شاید اون زمان کلاس پنجی گرفته و شغلی براش نبوده گفته بروم درجه دار بشم.
      در باب اینکه یک کتاب را مثل ملا لغتی دست بگیریم دوره بیفتیم خیر شاید تاریخ شفاهی ایراداتی بهش گرفته بشه ولی تاریخ مکتوب هم کم ایراد نداره.
      مثلا امیراحمدی لاف زن دروغگو پیمان شکن با بزرگنمایی برخی چیزها و کوچک نمایی برخی دیگر از اتفاقات سعی در مطهر کردن چهره خود دارد. مثلا من شنیدم که روز فلان 20 هزار نفر از تفنگچی های عشایر میرزن در خرماباد نمیدانم امیرمنظم میخواد گیگو رو بکشه و اون 500 نظامی کنارش و شیخه قعله رو بگیره و غله هم نظامی های تو راه رو بکشه بنده نمیدانم 20 هزار تفنگچی رو از کجا اورده که تنها این و شاهبختی میدونستن 20 هزار نفر که باید اصفهان و قم و کاشان هم خبردار میشدن ولی تویی یک منطقه عشایر تنها امیداحمدی میدونسته بعد اومده به شاهبختی گفته
      و خان طایفه خودش شخصا امده و شنگ خریده خخخ اون وسط لانه زنبور میتونستن بروند از خزعل که حوصیرشون بود بگیرن و یا بروند از طوایف بالاگریوه بخرن و ایا خودشون کسانی که هی تو زد و خورد بودن با طوایف بغل دستی و چپاول این شهر ان شهر فشنگ نداشتن
      اینها ایراده تف سر بالاست که من دارم میکنم ولی اقای شیخعلی خان بیرانوند ادم سادلی بود خیال میکرد میکننش ریس بیرانوند غله و بقیه را کنار میزنه و مثل گذشته است. ایشان حتی مانع میشد که طوایف بیرانوند با نظامی ها برخوردی داشته باشند.و کلا بخاطر صلح و مذاکره رفتن خرماباد.
      در مورد این کتاب هم این سری تناقاضات فراوانه برادر چند کتاب را با هم خواندن میتونه چاله چوله ها رو پر کنه.

    38. ببین دوست من بحث و مطلب کشته شدن این اقا مهکه بود بدست نظرعلی خان شما بحث را کشناید توی ماجرا شوروش اسلامی
      در باب شوروش اسلامی که مد نظر شماست هم میتونم بگم نمیشه به یک کتاب بسنده کرد. ایشون اقای علیمحمدخان هم که شوروش کردند. شرایطی رو سنجیدن و جنگ هم برای مرگ آقای شاهمراد تموم نکردن عزیز جانی در لشکر ایشون کم ادم جنگ دیده نبودن مثلا اقای کدخدا امان هادی که سال 1309 اعدام شدن کدخدا ابو یدالله خوله نصرالله خان و البته اقای رستم خان میر و بسیاری از افراد بزرگ همکن منطقه طریون این حداقل کدخدا ابو در جنگ زاهدشیر حتی درجنگ های زمان قاجار بودند.
      دلیل این بود که علیمحمدخان میدونست که نمتواند جلو لشگر رضاخان ایستادگی کند. یک مدت یک فرد بی لیاقت مسند فرماندهی لشگر غرب بود مثل شاهبختی که یک بی لیاقت بود یک مدتی اینها مو دماغ شدن با لشگر کوچک مبارزه کردن و بعد هم دیدن کاری پیش نمیبرن تسلیم شدن و بخشیده شدن
      چون اگر اینها تهدیدی بودن و در اون قدو قواره بودن و دولت میدید که اینها پتانسیل شوروش دوباره رو دارند. اعدام میشدن بی شک

    39. علی از طایفه ایتیوند نورآبادی اصل

      امیراعظم با روسای طوایف موافق و کدخدایان و تفنگچی ها همه جمع هستند و در سرخ دم تجمع کرده اند و امان اله خان با چهارصد نیروی دولتی مسلح قلعه را در تسخیر خود در اورده اند.شهمراخون گراوند به همه میگوید کدامتان اماده است به قلعه حمله کنیم هیچ کس حاضر نیست و همه میگویند این خودکشی است شهمراخون میگوید شماها همه ترسو هستید.آرضا آزادبخت به شهمراخان میگوید من میام یاالله اماده شو تا بریم براحسکه گراون به آرضا میگوید این شجاعت نیست بشین باهاش نرو.آرضا میگوید میخواهم ثابت کنم اگر شجاعت به کله شقی است منم هستم.که شامراخون میگوید آرضا شوخی کردم بشین.آرضا میگه شاهمراخون با گزاف کردن اسم درنمیاری.که بعدها همین جوگرفتنها کار دستش داد و قهرمان گراوندی که رعیتی از خود گراوند بود زد کشتش…
      مردم آگاه هستند خودشان میفهمند که کی و چه طایفه ای در عمل درخشش داشته اند با دادوقال نمیشود اسم در کرد.
      خاندان غضنفری حرف اول هستند و خواهش میکنم چرت و پرت نگید یکی در کامنتها نوشته بود که نظرعلی خان گفته است یا خدا کمکم کن شاهمراخون نکشم☺

    40. عمله

      عمله شامل مهاجريني ميشود كه پيرامون حاكم زندگي كرده و در اختيار حاكم بوده اند براي انجام امور محوله از طرف حاكم و شامل هيچ طايفه اي از بوميان ساكن منطقه طرهان نميشود.
      و هم اكنون هم در پسوند شناسنامه بعضي از اين اقوام موجود است .

      و اما تخريب كردن از افراد معلوم الحال كه نشان از ضعف و كمبود و عقده هاي حقارت دارد امري نهادينه شده است
      اما تعجب و حيرت من از مديريت محترم بلوطستان است كه وقتي نسبت به ناشناس بودن مخاطبين حساسيت به خرج ميدهد چطور به تاييد گفتاري چنين سخيف اجازه اهانت به اقوامي كه در واقع به عنوان مهمان در اين منطقه ساكن شده اند را داده است .

      از مديريت فرهيخته بلوطستان انتظار نميرفت

      واما القاب بسياري هست كه در جواب ميشه گفت اما شكرخدا خود را بي نياز از تخريب و تضعيف ديگران ميدانيم

      حكايت شما حكايت اين گفته مشهور است :

      من آنم كه رستم بود پهلوان

      اگر تنها ملاك براي اينكه كسي را آدم حساب كرد حاكم بودن آن شخص است پس در زمان حاكميت احمدي نژاد او آدم بود هشتاد ميليون عمله و نومر و رعبت.

      افسوس

      هر دم از اين باغ بري ميرسد

      ميوه هايي كال ، نارس گنديده و بد بو

      • زمان حال که دموکراسی در جریان حال ناقص و یا کامل کاری نداریم با این موضوع ولی تفاوت دارد. با ان طمان استبداد ارباب رعیتی
        بله الان کسی رعیت ولادمیر پوتین نیست ولی زمان تزارها همه نوکر و بنده بودند
        رعایا شاه بابا و رعایا قاجار و یا رعایا افشار و فلان و فلان
        مثلا حکومت هاشمی اردن و یا عثمانی کل اون ممالک را به نام یک خاندان بود. فهمیدید تفاوت اون زمان با الان رو خخخ

    41. اکبر امرایی

      درود بر نظرعلی خان امیراشرف که هنوز ریش سفیدان لرستان او را نظرعلی شاه میگویند آری ایشان بود که از زور گویی های والی پشتکوه لرستان جلوگیری کرد ایشان بود که نطام السلطنه مافی را که برای حکمرانی لرستان از طرف دولت مرکزی آمده بود در تویله زندانی کرد ایشان بود که سالاردوله قاجار را شکست داد ایشان بود که لرهای بختیاری را که برای تصرف کردن لرستان به سرداری دو سردار بزرگ که در دربار نامی داشتند امیر مفخم مرتضی خان را اسیر کرد و از آنان باج گرفت ایشان بود که به طرفداری از مجلس بخ سوی تهران حرکت کرد که با وساطت محمد علی شاه و مجلس صرف نظر کرد ایشان بود که با سپاهی گران زه لُر و کُرد تا ساوه پیش رفت ایشان بود که نیروهای انگلیس را تار و مار کرد وووووووو آیا نمیدانید که در ایران کسی یارای با رضاشاه را نداشت بجز سردار گران قدر لُر نظرعلیخان سردار اکرم که گوشت یابو به خورد سپاهش داد
      لرستانیهای عزیز بدانید که نظرعلیخان قهرمانی بوده برای لرستان و نام اوری .
      براستی که دیگر کسانی که در کشور ما به قهرمان شناخته شده اند همه و همه اقوامشان آنان را بزرگ کرده اند آنها نه به بزرگی نطرعلیخاننند ونه دیگر سردارانی به مانند سردار اسعد و نه ابوقداره و نه توشمالخان نیای نطرعلیخان که تمام عمر خود را در جنگ با دشمنان ایران در سرحدات ایران و عثمانی جنگید. ودر آخر به همرا ۵۰ تَن از بلند مرتبه های فوج امرایی در خرمشهربه هلاکت رسیدند .
      بیاید برادران قدر بزرگان و سلحشوران قوم خود را بدانیم.
      من به تمام طوایف و بزرگان آنان احترام میگذارم از جمله بزرگان محترم گراوند .
      و از آقای کوشکی سپاسگزارم از درج این مطلب تاریخی.

      • بسه بابا نظرعلی خان بله حاکم بلامنازع طریون و کوهدشت بوده است. ولی مثلا بیرانوندها با اون قدرت رزمی طایفه و ایلشان زیر چتر نظرعلی خان بودند؟ و یا ایل سگوند که حاجی عالی خان ریس این طایفه معروف بوده به حاجی وزیر
        و یا طوایف بالاگریوه مثلا نوادگان میرتمار
        اشرف عشایر و بقیه در سیمره و دره شهر و یا در پلدختر و …
        نظرعلی خان هیچ جایی شک و شبهه ای نیست.
        انسان بزرگی بوده در حد خودش
        در مورد ساوه اون واقعا لکه ننگه برای لر و کرد و لک
        و اون شکست واقعا مضحک از امیرمفخم و یفرم خان ارمنی
        اون ننگه اقای امرایی عزیز نه افتخار
        هرکی سر راهشون بود غارت کردن اونم به فرماندهی یک دیوانه به نام سالارالدوله
        هیچ طایفه ای در لرستان به اندازه بیرانوند با ارتش رضاخان نجنگیده است.
        هرکی حرفی دارد و مدرک بسم الله

      • بی خیال اکبر جان هواخواهی اون تیکه اداورن براون رو بخون هواخواهی دولت
        نظرعلی خان انسان شجاعی بودن شکی نیست ادم لایقی بوده شکی نیست. زمانی از طریون تا چگنی و دلفان و الشتر حاکم بوده شکی نیست ولی عمق این ماجراها به جایی خوبی ختم نمیشه
        تصرف لرستان چیه ایشون حاکم بودنددر جلو ایشان طایفه بیرانوند بودن و در جنگ فاضل خان پسر اسدخان سرهنگ گلوله توپ بهش برخورد میکنه و کشته میشه.
        و بیرانوند ها لشگرشون از هم باز میشه.
        البته برخی از خود بیرانوند خانواده علیمحمدی و حیدری با قیطول هاشون در سپاه دولت بودن و شیوه جنگی رو به این لو میدادن
        اتفاقا اینم بگم خخخ این اقای گراوند میگه فلان و امان
        ولی الله خان سپهوند که از بیرانوند بودن از امرمفخم گلایه میکنه چرا اسدخانی ها داشتن عقب نشینی میکنند
        شلیک توپ و مسلسل را متوفق کردی؟
        حال علیمحمدخان و زکی خان که پدر این حسینعلیخان هاست برادر بودن.
        اینجوری دایی اینها رو میکشتی تا من بشم ریس بیرانوند خخخ

        درضمن علی گراوند عزیز با حکومت بودی حاکم بودی خیر
        بقول دیگران شرور ترین سرکردگان لرستان و خشن ترینشون از اسدخانی بیرانوند بودند.
        اینها همیشه در قدرت بودند.
        حال از حسینعلیخان در قاجار تا هوشنگ اعظمی در پهلوی و البته سیامک اسدی در جریان انقلاب و نظام مقدس جمهوری اسلامی کشته شدند.
        ولی دیگران که با حکومت بودن در بین بیرانوندها حاکم نبودن
        این جواب شما که گفتید سوری و امرایی نمیدونم جیرخوار حکومت بود پس حاکم بودند. حتنا چیزی داشتن که در حکومت های مختلف حاکم بودند.

    42. اقای گرواند و کتاب عملیات لرستانش خخ
      برادر اگر گراوند انقدر قدرت داشت که مالیات طریون را گرواند وصول میکرد نه غضنفری، این که میگید با حکومت بودن خخخ جد غنضفری ها میر قیصر بوده است. میرقیصر یکی از بزرگترین شوروشی های تاریخ لرستان بوده است. سرگذشتش هم اگر آن کتاب عملیات لرستان رو کنار بگذارید و چهارتا کتاب دیگه بخوانید. متوجه میشوید.
      در باب سوری امرایی
      طوایف سوری و امرایی زمانی که این قزی خانم و فرزندان خردسالش در تنگی بودند. کمکشان میکرد.
      این را هم اسفندیار غصنفری میگوید.
      که کمک از طرف دایی ها یعنی اسدخانی ها بوده رو رد میکند. حق میدم ان بیچاره ها یاغی بودن و مالی نداشتن به اینها بدن و مجبور بودن در خفا زندگی کنند.
      مرحوم حیدرخان اسدی فرزند صیدمحمدخان بیرانوند هم چیزی در این باب نگفتند و بنده از خود مرحوم سوال کردم شما به اینها کمک میکردید گفت خیر ما برای سیرکردن شکم خودمون غارت میکردیم. و بسیار خطرناک بود هی به کوهدشت سر بزنیم و خود رو در معرض دید قرار دهیم.
      سوری و امرایی تنها طوایفی بودند که وقتی والی ابوقداره از سمت کوهدشت میخواست بیاد خرماباد با 6000 هزار تفنگچی برای جنگ با بیرانوند ها که البته افتادیم دنبالشون خخخ و درچند کتاب ثبت است. خاطرات نظام السطنه گرداوری معصوم نظام مافی و بقیه کتب…
      همه طوایف طریون از ترس سپاه والی گفتند ما از نظه دیگر پیروی نمیکنیم. و خود نظرعلی خان هم به کرمانشاه رفتند. تنها سوری و امرایی از پشت غنضفری ها در امدن
      البته حق میدم 6000 هزار تفنگچی با اون سپاه قوی شوخی نیست.
      لطفا بروید عکس ها را ببنید همون زمان علیار خان عباسی محمدی کیه گراوند. با این امان الله چه میکردن؟

      در این باب همه طوایف همه انسان ها محترم هستند.
      و تنها ملاک برتری انسان ها رعایت هنجارهای اجتماعی و البته اخلاقی و اگر دین دار باشید دینی افتاد!!!؟؟

    43. هیچ احدی جرات ایستادگی در مقابل نظه امرایی را در طرهان نداشت. و تنها در اواخر پسر صیدمهدی حسنوند با کمک خانلره تونستن اونم در الشتر نه طریون شکستش بدن.
      به گفته ای یکی از نویسندگان با سابقه طرهان و شناخته شده حاج حسین ازاد بخت مسئول او شکست هم کسی نبود جز علیار خان گراوند
      حالا پیدا کن اقای علی گراوند پرتقال فروش را

      عین الدوله در وصف نظه میگوید شیر لرستان کتاب اقای والی زاده انقدر اعتبار دارد که در دانشنامه مورد استفاده قرار میگیرد.
      در باب ظل السطان که شما فرمودید چون به اینجا کشونید و پریتد به این ور اون ور اون ور عرض کردم تاریخ لرستان بخشیش تاریخ ظل السطان که ایشون خیلی با شرف تر از امثال اینها بوده است.

      در ضمن سخنان بنده و هیچ کس وحی نیست خوبه به کامنت های که بالا کذاشتم توجه کنید دقیقا این جمله رو بکار بردم.

      نظرعلی خان معروف بوده است به شیر لرستان
      و اگر در بین غنضفری ها دو نفر شاخص رو بخواهیم نام ببریم امیراشرف و میرقیصر جد بزرگشونه

      ولی نظرعلی خان هم اشتباهات بزرگی داشته و اینجوری نبوده که ایشان فلان و امان ایشان مانند سایر خوانین فرمان بردار حکومت بودند.
      ولی در مقابل طوایف دیگه اون منطقه قدرتی در مقابل ایشون نداشتن
      من نه اهل طریون هستم نه چیز دیگر گراوندها بیفتن دنبال امیراشرف بی خیال اقای گراوند
      طایفه با شرفی هستید و چندین تن از دوستان صمیمی من از گراوند هستند. ولی این یکم پرگویی و زیاده گویی است.

      در طول تاریخ لرستان در عهد قاجار و پهلوی
      ما چندین تن ادم شاخص داشتیم.
      حسین خان ساکی
      حاجی عالی خان سگوند
      اسدخان بیرانوند
      و نظرعلی خان امیراشراف
      و مردان بیرانوند
      امیرمنظم حسنوند
      که نامی بودن و نیاز نبوده
      نام در برکنند خخخ
      البته اشخاص دیگر هم بودند ولی اینها بسیار شاخص بودند.
      فاکتورهای داشتن که دیگران نداشتن
      در اون زمان در بین عشایر اون زمان با اون سطح فرهنگ و اگاهی این ها شاخص بودن و تاثیرگذار بر زندگی اهالی لرستان.
      همینه که هست.

    پاسخ بدهید

    ایمیلتان منتشر نمیشود

    رفتن به بالا