• نشریه‌ی خبری-تحلیلی بلوطستان

    مدیرمسئول و صاحب امتیاز: محمد بساطی

    09169568480  📞

    baloutestan@yahoo.com ✉️

  • درباره‌ی اقوام زاگرسی لر، لک و کرد


    تاریخ نانوشته‌ی لرستان را در
    پرونده‌های بلوطستان بخوانید.
  • خانه / اخبار میانی / دهستان ارمو

    گزیده ای در معرفی بزرگان، طوایف، زبان؛ ساکنان و وضعیت کنونی

    دهستان ارمو

    ارمو یا ارمی ترکیبی از” ارم ” با کسر” الف” و فتح” ر ” و جزم یا سکون ” م ” بعلاوه ی ” آو”که در لغت “ارم” به معنای باغ و ” آو ” به معنای آب است با این تعبیر” ارم آو “به مرور زمان برای سهولت در تلفظ بومیان منطقه به ارمو تبدیل شده است . و اهل آن را ارموی گفته اند که برای سهولت در تلفظ ، ” و” حذف شده است ودر تلفظ محلی ارمی گفته اند ، یعنی فردی که اهل ارمو است . درهرصورت ارمو یعنی منطقه ای که باغ و آب دارد.
    ارم در لغت به معنای نشانه ای از سنگ و مانند آن است که در گذشته برای راهنمایی رهگذران در بیابانها نصب می کردند. مترادف ” ارم ” هم به معنای باغ و بستان و فردوس و بهشت نیزمعنی شده است که هردو معنی بر ” ارمو ” صدق می کند .” ارمو ” گذرگاه قوافل به طرف “مه له” و پلدختر و ….بوده وسنگهای مشخص هم دارد در قدیم آتشکده هم داشته است ودر ضلع شرقی قبرستان ارمو بوده است .
    از طرفی در گذشته های دور، سنگچین دور قبر امامزاده “بابا سیف الدین محمد” بن ابراهیم بن امام موسی الکاظم (ع) نمادی از سنگ و آب داشته است ، همچنین آبهای ارام و چشمه های پر صفا و شفا در کنار مرقد مطهر این امامزاده ی بزرگواراست که این منطقه راشبیه باغ بهشت و پردیس و فردوس مینو کرده است . از آنجا که منطقه سیمره جایگاه و مکانی باستانی بوده است و رد پای افراد مهم شاهنامه چون هومان و ویسه و فریدون و کاوه و بهرام چوبین و خسرو پرویز وصرف و گل و….. و پل زال در شرق سیمره و‌…. “ارم” نام دخترگودرز همسر رستم پهلوان شاهنامه بوده است. احتمالا ” در قدیمترها این دختر در آنجا یعنی ” ارمو” ساکن بوده است .و “ارم “با کسر “الف “و فتح “ر “به معنای بوستان آمده است . وفردوسی در باره “ارم” دختر گودرز از زبان برادر “ارم “سروده است ؛

    سپردم به رستم همی خواهرم
    مه بانوان شهربانو ارم
    زمین گشت پر سبزه وآب و نم
    شد آراسته همچو باغ ارم
    چولختی در آن دشت پیمود راه
    بباغ ارم یافت آرامگاه

    بنابراین “ارمو” ممکن است، محل آرامگاه و تفرجگاه افراد شاخص در دوران باستان بوده ، وبعدها محل آرامگاه بابا سیف الدین (ع)سلاله ی پیامبر (ص)شده است، و دراین چند قرن اخیر ، محل تفریح و تفرج مردم سیمره بوده است و به عبارتی ارمو یعنی مکانی دارای آب و باغ وسبزه که افراد در آن احساس آسایش و آرامش می نمایند . در غرب ارمو “زیوآ “یا زید آباد وجود داشته است که احتمالا جایگاه اختصاصی صاحب قلعه کل یزید در کله جوب بوده است که در زمان خویش برسر آن چشمه و درختان احتمالیش حضور می یافته است و الان فقط کلمه زید آباد از آن به ما رسیده است ( الله اعلم).
    دهستان ارمو از توابع بخش مرکزی شهرستان دره شهر می بِاشد، که باجمعیت قابل قبول آن ، حدود ۳۷۰۰ نفر و نظافت محیط و خیابانهای مشخص ودارا بودن خیلی از عوامل مدرن و امکانات مناسب در “ارمو” این دهستان را طوری جلوه می دهد ، که ظرفیت تبدیل شدن به بخش را دارد ، امید است در آینده ی نزدیک این مهم اتفاق بیفتد. ارمو دهستانی است که نخبه های فراوانی از آن برخاسته است ودر ابعاد فرهنگی واجتماعی وسیاسی و اقتصادی و مذهبی سخنان بسیاری برای نوشتن هست اما چون این معرفی قصدش بر تلخیص است از نخبه هایی که بنده نشناختم و یا ندانستم و یا سهوا” از قلم افتاده اند ، پیشا پیش پوزش می طلبم .

    شناخت مختصر ساکنان دهستان ارمو :
    دراین دهستان طوایف عمده ای به شرح زیر دارد که جمعیت آنها بیشتر از سایر طوایف است ؛
    ۱-طوایف شادیوند و زینی وند و زیر مجموعه های آنها
    ۲-طوایف حسنوند سرکنی، حسنوند عموزاده ، حسنوند خدایی و حسنوند خوابگزار، و زیرمجموعه های آنها
    ۳- طایفه قیا سوند و تیره های آن
    اقلیتی از طوایف دیگر که در ارمو ساکن هستند ، عبارتند از :
    ۱- طایفه میر
    ۲- طایفه بیرانوند
    ۳-طایفه کولیوند
    ۴- طایفه بابا بزرگی
    ۵- طایفه یوسفوند
    ۵- طایفه اولاد کرمعلی
    ۶- طایفه پایر وند
    ۷- طایفه سلاحورزی
    ۸- چاره میر های سگوند
    ۹- طایفه پاپی
    طوایفی که در سال۱۳۰۸ یاسال ۱۳۰۹ از ارمو تبعید شدند :
    ۱- حسنوندها
    ۲-شادیوندها و زینی وندها
    ۳- بیرانوندها
    مختصری در باره بالا گریوه:
    آنچه از روایات سینه به سینه ونقل و قولهای شفاهی بر می آید ، بالاگریوه نام اتحادیه ای از ایلات است که در هنگام سخن گفتن و گریه کردن یا بانگ عزا در آوردن صدایشان بلند است. به قول فردی زینیوند، که می گفت؛ برخی از بزرگترهای ما زمانیکه در سیاه چادر زندگی می کردیم ، هرکدام درهمان زیر سیاه چادریی که نشسته بودند با هم گفتگو می کردند . احتمال دیگر آنست که اینها در بالای کوه مسکن گزیده باشند . به تعبیر فردی محقق بالا گریوه را مردمی میدانسته که در دره ی منگره زندگی می کرده اند امتدا این دره گویا تا حواشی شیراز مقر حکومت هخامنشی می رسیده است .واین دره ازحواشی شیراز تانقاطی از پلدختر و خرم آباد امتداد داشته است ( الله اعلم) .
    گویش بالاگریوه :
    مردم بالا گریوه با لهجه ی شیرین لری سخن می گویند . وموسیقی آنها مستحکم و هنگام اجرا جنگ و دفاع را در خاطر آدمها زنده می کند. از زمانی که علی دوست لرستانی سردار رشید در دوران شاه عباس صفوی بدست پرتغالی ها در بندر عباس شهید می شود . ریتم غم درساز ودهل ملاحظه می شود ودر ا
    بتدای هر ترانه ی شاد ابتدا علی دوستی یا” اری هی” خوانده می شود بعدا” آن ترانه شاد خوانده می شود .لرهانسبت به سایر طوایف نشاط و بذله گو یی و کاهش کینه ورزی و سادگی و مهمان نوازی را دارند . آنها دارای گذشت هم هستند اما گاها” احساسی و انفجاری عمل می کنند و احتمال کشتن همدیگر را در حالت عصبانیت ویا طمع ورزی برای تصاحب یک تفنگ و یا….. داشته باشند ، ولی زود از حرکت خلاف قاعده خویش پشیمان می شوند . در مجموع مردمی نجیب و دوست داشتنی هستند.
    برخی از طوایف بالاگریوه عبارتند از :
    ۱-دریکوند
    ۲-یاقووند
    ۳- کیرفوند
    ۴-ساتیاروند
    ۵-نجف وند
    ۶-کهزاد وند
    ۷-سالی چوتاش( چوتاش)
    ۸-شربی
    ۹-جودکی
    ۱۰-حیدروند
    ۱۱-میر دریکوند
    ۱۲-آبسری
    ۱۳-دیناروند
    ۱۴-شیرکوند
    برای فرزندان دیرک( دیرکوند) دو نقل قول هست که نگارنده قول اول

    را بیشتر تآیید می کند . زیرا طبق داستانی که “دیرک چوب پا” یعنی یک پا را از دست داده، و یک پایش چوبی بوده است و زیاد عمر می کند و در پیری به شکلی به عروس و پسر بزرگش شاهی اعلام می کند زن میخواهم و دلم فرزند وطفل تر و تازه می خواهد به همین خاطر شاهی نیز برایش زن بچه آوری می گیرد واز او صاحب دو پسر به نام های ترکارونی و پیروند می شود والان خودشان هرکدام طایفه ای هستند. در هرصورت فرزندان دریک( دریکوند ) از ایل بالا گریوه به قرار زیر است:
    ۱-شاهیوند
    ۲- زینی وند
    ۳-گلالی وند
    ۴-صالحوند
    ۵-نورالدینوند( نوردیوند)
    ۶-رماوند
    ۷- سرخابوند
    ۸-پیروند
    ۹-ترکارونی
    این تقسیم بندی قول اول بود که ذکر گردید.
    قول دوم؛بدین شرح است که دیرک از اهالی بالاگریوه یک پسر به نام زینی(زینیوند) داشته است و سایر اسامی که در قول اول نوشته شد فرزندان زینی هستند.
    فرزندان زینی ( زینیوند) ابن دریکوند عبارتند از :
    ۱-شاهیوند(شادیوند)
    ۲-گلالی وند
    ۳-صالحوند
    ۴-نوردیوند
    ۵-رماوند
    ۶- سرخابوند

    ترکارونی و پیروند را فرزند شاهیوند می دانند . ( الله اعلم بالصواب)

    آنطور که از سخن معمرین و نوشته های استاد مرادحسین پاپی بر می آید زینیوند و شاهی وند و میرها و زیر مجموعه ی آنها قبلا” در دره ی “کرکی منگره” زندگی می کرده اند، در گیری واختلافی که با حسین خان ساکی پیدا می شود ویا به دلیل دیگری آنها مانند سایر طوایف بالا گریوه از جمله جودکی و آبسری و … پراکنده شده اند ایل زینی وند یا شاهی وند و برخی از طایفه میر ابتدا در ماژین سپس پشتکوه ( آبدانان و دهلران و… ) و شیروان و چرداول ونهایت از رومشگان به دره شهر می آیند و میرها اجاره دار والی، در سیمره می شوند و زینی وند و شاهی وند هم حضور گسترده و محکمی دارند .برخی کدخدایان برجسته مانند کدخداباباجان صالحوند پدر کدخدا علی شیرمحمدی ابن کدخدا باباجان ، کدخدا حسین بگ زینی وند در ارمو کدخدا نبی و کدخدا بابا خان زینی وند و سایر بزرگان چون پهلوان و قلعه و کدخدا کمرخان شاهیوندو پدر دکترمجتبی زینی وندو کدخدا محمدخان نوری و… که حضور ذهن ندارم این افراد در رهبری ایل و مجالست با بزرگان سیمره و میرها منشآ اثرات اجتماعی فراوانی بوده اند . این طوایف با سایر طوایف سیمره رابطه ی خویشاوندی و همسایگی پیدا کرده اند و در حال حاضر تمام مردم شهرستان دره شهر سببی و نسبی فامیلند و این شهر ترکیبی از لک و لر و اقلیتی کرد مهاجر هستند .باتوجه به ساخت قلعه شیخ مکان احتمالا” ورود میرها و زینی وندها به سال ۱۳۳۰ ه ق برسد . قلعه در سال ۱۳۳۵ و ۱۳۳۶ ه ق به پایان می رسد و صاحب قلعه در سال ۱۳۴۳ ه ق کشته می شود .
    حسنوندها و قیاسوندها:
    حسنوندها که وابسته به حسنوندهای خدایی هستند ، روزگاری خدایی خان از قبرستان قنبربگ در شمال شرقی شیخ مکان تا ماژین را داشته اند و باورود میر و زینی وند و حوادثی که رخ می دهد یکسری طوایف از جمله برخی از افراد طایفه قیاسوند نیز در کنار برادران حسنوند خویش سکنی می گزینند و روابط مسالمت آمیزی شکل می گیرد . و خویشاوندیهایی هم تازه می کنند . باتوجه به تاریخ سلسله ، حسنوندها و قیاسوندها و کولیوندها و یوسفوندهاهمه برادرند و وابسته به اعقاب ساسانیان می باشند .این دو طایفه نیز مانند طایفه زینی وند وشادیوند، دارای نخبه ها وافراد با ارزشی بوده و هستند ، که برخی از آنها مانند کدخدا پیرولی حسنوند و راضیمند محمدیان و استاد فرزانه طاهر خاوری ، هردو از طایفه قیاسوند را می توان نام برد .

    وضعیت کنونی دهستان ارمو :
    این دهستان پتانسیل خوبی در جلب توریست و فعالیتهای کشاورزی و دامپروری دارد .وجود مرقد مطهر امامزاده سید سیف الدین محمد(ع) همواره افرادی را از راههای
    دور و نزدیک به این وادی می کشاند وباخود انعام و تبادل فرهنگی را به همراه می آورند در روز هشتم شهریور ماه سال ۱۳۹۶ شمسی جشن تکلیفی در مرقد امامزاده برگزار بود افرادی از ایوان غرب و سایر شهرهای استان تشریف آورده بودند، به خاطر چنین همایشها و جشنهایی مسئولین به این دهستان رفت و آمد می نمایند، و بر رونق فرهنگی و دینی و سیاسی این دهستان افزوده می گردد. درآن روز امام جمعه شهرستان دره شهر حاج آقا قنبر بیگی سخنرانی داشت و دختران و مادران ایوانی شیرینی و شربت پخش می کردند. مردم روستا ازجمله طوایف عمده ، زینی وندها و حسنوندها وسایر اهالی جانانه در خدمت امامزاده باباسیف الدین هستند و در دهستان مسئولین و نیروهای انتظامی و نظامی وارگانهای انقلابی ، نظم و انضباط وتمییزی و بهداشت و مهندسی راه ها و خیابانها و ساخت وساز های مدرن در این مکان رایج است . عده ای از افراد، در کنار مرقد امامزاده باباسیف الدین(ع) با دایر کردن مغازه هایی موجب خدمت رسانی به زوار و امرار معاش برای خود هستند.
    دربعد کشاورزی مردم این دهستان ، با کاشت گندم و حبوبات و صیفی جات و غلات از جمله انواع سبزی و بامیه وخیار و سایر محصولات باغی

    مانند انگور و زیتون، ظرفیت خوبی را از لحاظ اقتصادی آشکار نموده است . تا آنجا که مردم دره شهر و حومه و مسافران با ماشینهای خود از کشاورزان ارمویی باقلا و سبزی و انگور و آب انگور و غوره و بامیه و … خریداری می کنند مدیریت دهستان ارمو، و شوراهای مختلف سیاسی ، اجتماعی و مذهبی ای که دارد راه را برای شهر شدن ارمو هموار

    می نمایند . ازلحاظ دبیرستان و مدرسه راهنمایی و دبستان این دهستان خود کفاست فرهنگیان بومی ، دوتا مسجد و هیئت امنای فعال و شورای اسلامی دهستان و شورای حل اختلاف همه وضعیت مناسب و قابل قبولی را به هر تازه وارد و محققی نشان می دهد.گذشته از فعالیتهای اقتصادی در امور سیاسی افراد این دهستان میزان مشارکت بالا ئی دارن ودر دوران دفاع مقدس و اکنون دردفاع از حرم اهل بیت این دهستان یک سردار بزرگ را به نام شهید حشمت سهرابی تقدیم اسلام و مردم مسلمان و اهل بیت عصمت(ع) نموده است .
    یادی ازدوران دفاع مقدس :
    یکی از مناطقی که در ابتدای تهاجم رژیم بعثی -صهیونیستی عراق علیه ایران ، در مقابل دشمنان اسلام و ایران واکنش نشان داد ، دهستان “ارمو” بود ودرهمان ابتدای جنگ معلم رشید و اهل علم و دانش مرحوم مغفور شادروان شهید پرویز نوزی بود که اگر اشتباه نکنم دهم یا سیزدهم مهرماه سال ۱۳۵۹ شمسی به درجه ی رفیعه ی شهادت نایل آمد .در آن نبرد اولیه که در مرزها و حواشی شهرستان دهلران مبارزه ادامه داشت، خیلی از افراد ارمو شرکت داشتند که دونفر از همرزمان ان شهید فقید می توان به مرحوم حاج محمد عبدی پور معروف به مش محمد و علی آقا محمدیان اشاره کرد .
    دهستان ارمو در زمان جنگ در مورخ هفتم بهمن ماه سال ۱۳۶۵ شمسی بمباران هوایی شد . در روز خاکسپاری شهدای بمباران ارمو، نگارنده و امام جمعه دره شهر و کثیری از اهالی دره شهر و سپاهیان انقلاب اسلامی و مردم شهید پرور دره شهر به ارمو آمده بودیم نگارنده به عینه یکسری از بزرگواران ازجمله مرحوم حاج شیخ عباس نوروزی و ترابعلی عمو زاده و … در کفن کردن شهدا به اهالی دست اندر کار ارمو کمک می نمود ند.
    ارمو در دوران دفاع مقدس بیست و یک شهید ویک جاوید الاثر و سی وسه جانباز و سه آزاده را به اسلام و ملت و رهبری تقدیم کردند . در دوران دفاع ازحرم اهل بیت یک شهید بزرگوار تقدیم انقلاب اسلامی و امنیت کشور نموده است.
    برخی ازشهیدان دهستان ارمو به قرار زیر می باشند ؛
    ۱-شهید پرویز نوروزی
    ۲-شهید الهیار محسنی
    ۳-شهید جهانبخش زینی وند
    ۴- شهیدمحمد حسین زینی وند
    ۵- شهید نازک بازگیر
    ۶- شهید توکل زینی وند
    ۷- شهیدحشمت سهرابی
    ۸- شهیدشاهپور موءمنی
    ۹-شهید روح اله بازگیر الوار
    ۱۰-شهیدعین اله بازگیر الوار
    ۱۱-شهید مراد رنجبریان
    ۱۲- شهید گرانقدر شادروان غلامحسین زینی وند

    نام برخی از کدخدایان ارمو:
    کدخدایان هر طایفه در یکسری فعالیتها مشترکند؛
    ۱- همه رهبران اجتماعی و سیاسی طایفه خود هستند.
    ۲- همه در حل و عقد و مشکلات جامعه خود تشریک مساعی دارند .
    ۳- همه در مقابل حوادث اتفاق افتاده در طایفه شان مسئولیت دارند.

    کدخدایان طایفه زینی وند در ارمو :
    ۱-کدخدا نبی آسائی
    ۲- کدخداباباخان زینی وند
    ۳- کدخدا شیخ عباس نوروزی
    ۴- کدخدایان دیگری ممکن است باشند ولی نگارنده دقیق نمی داند.
    کدخدایان حسنوند عموزاده در دهستان ارمو:
    ۱-کدخدا پیرولی حسنوندعمو زاده
    ۲- کدخدا شاولی حسنوند عمو زاده
    ۳- کدخدا ترابعلی حسنوند عمو زاده
    برخی از افراد تلاشگر ارموئی در عرصه های کار آفرینی در صد سال اخیر :
    ۱- حاج حسینعلی عموزاده
    ۲- عبدل محمدیان
    ۳- حاجپاپی احمد ندری
    ۵- جهانگیر خان هاشمی
    ۶-طاهر خاوری
    ۷-کرم الله زینی وند
    ۸-اسفندیار حسنوند خدایی
    ۹- بهرام شادیوند
    ۱۰- ایرج زینی وند
    ۱۱-قیطاس شادیوند
    ۱۲- منوچهر شیخه زاده
    ۱۳- صفرعلی زینی وند
    اینها نمونه هایی از صدها انسان تلاشگرند که نگارنده نسبت به آن بزرگان تلاشگر و کار آفرین اطلاع کامل و کافی ندارم.
    برخی از فرهنگیان ارمویی :
    ۱- علی محمدحسنوند عموزاده
    ۲- قدرت عمو زاده
    ۳- علی زینیوند
    ۴- زیبا هاشمیان
    ۵-حجت اله ندری
    ۶-احمد اسدی فر
    ۷-ابراهیم حسنوند عمو زاده
    ۸-شکرالله تتری
    ۹- لطیف نوروزی
    ۱۰-رحیم سلاحورزی
    ۱۱- نادر محمدیان
    ۱۲-محمد آقا شادیوند
    ۱۳-روح الدین صالحی
    ۱۴- مرحوم شادروان علی اصغر زینی وند که در نطانم مقدس جمهوری اسلامی مسئولیتهایی چون ریاست گزینش اداره آموزش و پرورش بعد از فرمان ۸ هشت ماده ای حضرت امام خمینی (ره)وبخشدار ملکشاهی و تدریس در دبیرستانها و مراکزپیش دانشگاهی و نوشتن چند کتاب ، و سخنرانی های فراوان در ارمو ونقاط دیگر شهرستان دره شهر ، اورا به شخصیتی مانا تبدیل کرد.
    ۱۵- استاد فرهیخته دکتر مجتبی زینی وند ، معاون وزیر آموزش و پرورش
    ۱۶- حسین آسا معاون آموزش و پرورش منطقه یک تهران
    ۱۷-استاد طاهر خاوری فرهنگی فرهیخته واستاد مسلم علم سیاست در دانشگاه های استان ایلام وفعال فرهنگی است، که دارای انتشارات می باشد.
    ۱۸- سجاد محمدیان که یکی از قاضی های کشور می باشد.

    برخی از بزرگان طایفه قیاسوند ارمو :
    ۱- ولیجان قاسمیان ( قاسمی)
    ۲-میرزا جان خاوری
    ۳- کریمخان دیناری
    ۴- پیرولی ملکی
    ۵- عیسی رنجبریان
    ۶- علی آقا محمدیان
    ۷- شیخ صمد کوچکی
    ۸- ذبیح اله داودی
    برخی از بزرگان طایفه زینی وند ارمو:
    ۱-حسن نوروز ی (نوروزعلیوند)
    ۲-علیخان( قلعه) زینی وند
    ۳-حسین بگ زینی وند
    ۴-محمد آقا زینی وند
    ۵- قیطاس شادیوند
    ۶-سهلعلی سبزی
    ۷-ترابعلی ترک
    برخی ازبزرگان طایفه حسنوند ارمو:
    ۱-سیفعلی عموزاده
    ۲- نصرت عموزاده
    ۳- عبا عموزاده که فردی درویش مسلک و عارف گونه بوده است و پیشگوییهایی هم داشته است
    ۴-اسماعیل عمو زاده
    ۵- شیر محمد عموزاده
    ۶- دولتشاه شریفی ( گجری)
    ۷- علی اصغرزینی وند
    ۸- رضا حسین زینی وند
    ۹- مجتبی شیخه زاده
    ۱۰- مجتبی زینی وند

    برخی از شاعران و هنرمندان ارمویی:
    ۱- جهانگیرخان هاشمیان
    ۲-عبد الرضا بازگیر
    ۳- صیدحسین دیناری
    ۴- …..بازگیر شاعر و نویسنده
    ۵-محمد رضا تتری
    ۶- چنگیز عموزاده
    ۷- علی اصغر زینی وند

    مردم ارمو از هرتیره و طایفه ای هستند ، همگی در سنگرها ی مختلف اجتماعی و اقتصادی و فرهنگی و مذهبی و هنری سر آمد و ارزشمند هستند . نگارنده با توجه به بضاعت کم، وعدم شناخت کافی از این دهستان بزرگ برای “محققان با شناخت” ، مقدمه ای نگاشته شد ه است، تا آنها نقایص مرا تکمیل نمایند‌. والسلام: ۱۳۹۶/۶/۱۰

    ✍️احمدلطفی؛ بلوطستان

    (مدرس دانشگاه پیام نور بدره)

     

    15 نظر

    1. چرا اسمی از سادات شاهرخوند (شهرخوند یا شاهرخی) که در روستای ارمو هستند را نبردید؟؟؟

    2. 🌛دریڪ یا زریڪ🌜

      نام اولین سکه زر دوران باستان،
      میراث ارزشمند و سندی معتبر از تاریخ کهن، معرف قدمت و ریشه اصلی دو ایل بزرگ زاگرس نشین (دیرڪ و زیرڪ)

      دیرڪوند (دریڪوند) مهمترین ایل کهن منطقه بکر و سرسخت رشته کوه زاگرس است، این ایل بزرگ در لرستان از طوایف فراوانی همچون بهاروند، قلاوند، یاقوند،زینیوند، میر، و ……. تشکیل شده و محل سکونتش جنوب غرب لرستان منطقه ای معروف به “بالاگریوه” که به معنای بالانشین است میباشد، منطقه ای که زمانی جایگاه شاهان ساسانی، اشکانی و هخامنشیان بوده و در دل خود یکی از ۶ گنجینه بزرگ جهان، همان (گنج بزرگ کلماکره) را جای داده و نشان از ناگفته های سر بر مهر بسیار دارد.
      ▫همچنین مردمان این ایل کهن بجز ایران در استانهای کردنشین کشورهای عراق، ترکیه و شهرستان (دیرک) استان حسکه سوریه نیز سکونت دارند.
      ▫ولادیمیر مینورسکی تاریخدان و ایرانشناس روسی و دیگر پژوهشگران تاریخ، دریکوندها، اتابکان لرستان و والیان (سلورزی) را از طایفه جنگروی معرفی میکنند.
      ▫امیدواریم روزی توسطه افراد محقق و تاریخ پژو، با کمک از میراث بجامانده از دوران کهن (اشیاء، نامها، منطقه و… ) بدور از داستان و روایات نادرست، بصورت علمی، مستند و صحیح به تاریخ واقعی این کهن دیار دست یابیم، باسپاس

    3. M__________Drik:
      طایفه های دارای پسوند (وند) دو دسته اند ۱- گروهی که در دوران هخامنشیان بنام پیشه و شغل نیای خود به آن معروف شدند، مانند (دریک وند = خزانه دار ) . (سپه وند = نگهبان سپاه) . (دال وند = مسئول دالها (عقابها) . (سگ وند = مسئول سگهای محافظ) . (ترکاش وند = مسئول تیر و کمانها و ..) ۲- گروهی که بعد از ظهور اسلام بنام پدران و محل سکونت خود به این نامها معروف شدند مانند (حسن وند) . (بیرن وند) . (حاجی وند) . و …

    4. مواظب دسیسه آدمهای کوچک باشیم، بالاگریوه نام یک منطقه است که مهمترین ایل (دریکوند) در آن سکونت دارند. متاسفانه تعدادی ندانسته فریب مطالب کذب و تحریف تاریخ کتاب به اصطلاح تاریخی پاپی که هدفش تفرقه و اختلاف و تکه تکه شدن طوایف ایل بزرگ دریک وند و گنجاندن نام طایفه خود در تاریخ بوده شدن . مواظب حیله و حسادت ریاکارانی که سعی میکنند با حیله گری و کوچک کردن بزرگان برای خود جایی باز کنند باشیم. با سپاس

    5. این مطلب تمامان اشتباه است اقای لطفی موقی شناختی روی ایل بالاگریوه و ارمو نداری لطف کن مطلب نزار

    6. فرزندان دریک : زینی ، نجف ، کرف ، شلول،ساتیار، گلالی
      بالاگریوه ازسپید دشت لرستان و ایل پاپی شروع می شود و به اندیمشک و شوش می رسد ، و ازغرب به دهلران دره شهر و پلدختر تا کرگاه خرمآباد و شامل طوایف زیادی از جمله دریکوند، پاپی، جودکی، بهاروند ، میر، رشنو و…..می باشد، مردم بالاگریوه بسیار مهمان نواز شجاع وجنگ جو بوده اند در زمان نادرشاه (افشاریه)و زندیه این افراد جز سرگروه های دسته های جنگی بودند و به آنها بالا گروهها می گفتند و….

    7. ⭐جنگروی ( jangrui )
      ●رابینو. ص ۲۳
      اتابکان لرستان همواره از حمایت همه جانبه دیرڪ وندها برخوردار بودند.
      ●ولادیمیر مینورسکی (ص ۸۲۸) تاکید دارد که دریڪوندها متعلق به قبیله جنگرو (jangru ) میباشند. جنگرو به معنای جنگجوست،
      شجاع الدین خورشید سر سلسله اتابکان لرستان که با کمک طوایف لرستان و ایلام کنونی ادعای استقلال کرد و طولانی ‌ترین حکومت ایرانی بعد از اسلام و دومین حکومت طولانی ایرانی بعد از اشکانیان را بنا نهاد نیز از این قبیله (جنگرو) بودند[۲۴]
      این حاکمان شایسته که از سرزمین طرهان برخاسته بودند در فاصله سالهای ۵۸۰ تا ۱۰۰۶ (ه ق) بر قسمتهای مهم ناحیه لرستان حکومت میکردند عاقبت پس از قرنها حکومت شرافتمندانه، در سال ۱۰۰۶ (ه ق) آخرین حاکم لر (شاهوردیخان) توسطه شاه عباس اول صفوی کشته شد و سلسله اتابکان لر کوچک منقرض گردید. پس از آن (سلورزیها) نوادگان دختری اتابکان که اینان نیز از قبیله جنگروی بودند از طرف شاه عباس به عنوان والیان (امرای) لرستان منسوب و تا سال ۱۳۰۸ به این سرزمین حکومت کردند.
      بعد از ماجرای ناجوانمردانه شاه صفوی و کشتن شاهوردیخان آخرین اتابک لرستان، دیرڪوندها بارها با سپاه شاه عباس در (سالهای ۹۹۶-۱۰۳۸ (۱۵۸۸-۱۶۲۹) وارد جنگ شدند.
      ●بنوشته ویلسون (ص۲۶) حوالی سال ۱۳۱۸ (۱۹۰۰) دریڪوندها بواسطه دو سپاه مجهز دولت شاه عباس.(نیروهای حشمت الدوله حاکم لرستان و حسینقلی خان فیلی حاکم پشتکوه با همکاری بعضی افراد خائن مغلوب و بسیاری از افراد این طایفه زندانی و تعدادی از روسای آنها به کرمانشاه تبعید شدند …

    8. 🔰هسته ی تشکیل دهنده ایل بزرگ دیرڪ وند (دریڪ وند) 🔻🔻🔻

      🌳◀️ دریڪ
      2⃣◀️ بهاروند ↙️
      3⃣◀️ قلاوند ⏪ ایل دیرڪ وند
      4⃣◀️ میر ↖️
      5⃣◀️ مهاجر

      📜ایل دیرڪ وند (دریڪ وند)

      بهاروند، قلاوند، میر، یاقوند، نجفوند، طالبوند، ساتیاروند، زینیوند، طافی، گلالیون،کی رفوند، شورابی، ترکارانی، شلووند، خورشیدوند، هلدی، میردورقی، میرچناری، کرکینی، کوشکی، تجار، آهوبرندی، کاویانی، گوران، شیروی، کهزاد، رشنو، بن زردی، فردیوند، مهوه ای، هیکی، کولچپی، کوگانی، سیراون، درتنگی، شیخ، بابایی، بازگیر، کلاوه ایی، رهداروند، چوبتراش، پمه حر، هوتاون، کناری، قجر، قاضی، ماکنالی، گوشه ای، بابارباط، باباطالب، گاوسوار، … و تعدادی خانوار مهاجر ازطوایف؛ (دالوند، بیرانوند، سگوند، حسنوند، ساکی، لوطی، و …
      ♦️همچنین در دوران گذشته تعداد زیادی از افراد این ایل و تبار بزرگ به استانهای ایلام، کرمانشاه، همدان، مرکزی و شهرستانهای دورود و بروجرد مهاجرت نموده و در آنجا سکونت دارند .

    9. 🔰ارنست هرتسفلد و بسیاری از تاریخدانان برجسته بر این باورند که (دریک) از ریشه کلمه دارا گرفته شده که نام داریوش هخامنشی میباشد. داریوش یا داریوس یونانی شده نام دارا پادشاه هخامنشی میباشد. لذا داریوش پس از ضرب سکه طلا آن را بنام خود منتسب نمود. داریک یا دریک یعنی منسوب به دارا.
      بعدها نام این سکه به یونان هم کشیده شد بطوریکه هم اکنون واحد پول کشور یونان داخام میباشد که از کلمه دریک گرفته شده است.
      علاوه بر این در چندین کشور عربی همسایه نیز این نام برای واحد پول انتخاب شد. درهم که از کلمه دراخام یا داریک اقتباس شده است. در نتیجه با چنین مستندات تاریخی و نظرات پژوهشگران و محققین چنین استنبات میشود که دریک (دیرک)ها منتسب موین داریوش هخامنش هستند.
      طایفه های دارای پسوند (وند) دو گروهند؛
      ۱- گروهی که در دوران هخامنشیان بنام پیشه (شغل) نیای خود به آن معروف شدند، مانند (دریڪ وند = خزانه دار).(سپه وند = نگهبان سپاه).(دال وند = مسئول عقابها).(ترکاش وند = مسئول تیروکمانها). و …
      ۲- گروهی که بعد از ظهور اسلام بنام پدران یا منطقه سکونت خود به این نامها معروف شدند، مانند (حسن وند).(بیرن وند).(چغل وند). و …
      ✔دریڪ یا دیرڪ “وند” نامی ڪهن به بلندای تاریخ باستان،
      منبع: مرکز مطالعات و تحقیقات استراتژیک ایران.

    10. طایفه پاپی؛
      طایفه پاپی بدون پیشینه تاریخی یکی از کوچکترین طوایف در شرق لرستان و در جوار امامزاده شاهزاده احمد که خود نیز به این نام معروفند (پاپی شاهزاده احمد) سکونت دارند، مردم این طایفه با شغل خدمه از طریق نذورات این امامزاده امرار معاش میکنند.
      منبع: جغرافیای تاریخی و تاریخ لرستان،

    11. دیرک (دریک) که طایفه دریک وند از نسل او میباشد خود تنها نبوده لابد برادر و عموزاده هم داشته چرا در مورد نسل و طوایف بجا مانده از آنها چیزی گفته نمیشه . بهاروند. قلاوند. میر و …

    12. 📑تاریخ را علمی و مستند بیاموزیم، نه داستان روی داستان .
      هرچند در طول تاریخ دور و دراز غرب کشور تحولات سیاسی روزگار و زمانه سببی بوده برای گرایش قومی به سمتی و به فراخور آن تحولات ریشه و تبارشان به آن سمت گرایش پیدا کرده،
      اینجاست که وظیفه خطیر این نسل در جهت نیل به حقیقت با دشواری خودنمایی می نماید لیکن می بایست در معرفی قوم و قبایل موجود در این دیار و شناخت ریشه و تبار آنها خوانندگان را بر سر دوراهی قرار نداده و با کمک اسناد و آثار و نشانه های معتبر تاریخی حق مطلب را بصورت علمی و درست بیان کرد .
      ╭┅───.💠.───┅╮
      🎭Ⓜ#dirak_vand⚡️
      ╰┅───.💠.───┅╯

      📃ریشه یابی نامها ؛
      یکی از مباحث بسیار مهم در تحقیقات فرهنگی و جغرافیایی تاریخی، ریشه یابی (Etymology) نامهاست، چون ایرانیان به ویژه در دورة باستان به این مسأله بسیار مهم، توجه خاصی داشته و کوشش میکردند مظاهر دینی، فرهنگی، طبیعی، جغرافیایی و قومی را به نشانه تقدیس و احترام در نامگذاریها جلوه دهند. از این رو نامهایی که بر روی اقوام، شهرها، مناطق مختلف، و .. گذاشته شده به هیچ وجه اتفاقی و خود به خودی نبوده و از نظر تاریخی و فرهنگی ارزشمند میباشند و در صورتی که درست ریشه یابی شوند، برخی از گوشه های تاریک و نهفته ی تاریخ و فرهنگ ایران بازشناخته و روشن خواهد شد .

      ╭┅───.💠.───┅╮
      🎭Ⓜ#drik__vand⚡️
      ╰┅───.💠.───┅╯

      ♻طایفه های دارای پسوند (وند) دو گروهند؛
      ۱- گروهی که در دوران هخامنشیان بنام پیشه (شغل) نیای خود معروف شدند، مانند (دریک وند = خزانه دار).(سپه وند = نگهبان سپاه).(باز وند = مسئول بازها “عقابها”).(ترکاش وند = مسئول تیروکمانها). و …
      ۲- گروهی که بعد از ظهور اسلام بنام پدران یا منطقه سکونت خود معروف شدند، مانند (کمال وند).(بیرن وند).(چغل وند). و …
      ╭┅───.💠.───┅╮
      🎭Ⓜ#drik__vand⚡️
      ╰┅───.💠.───┅╯

      🔰دهخدا پارسی ویکی
      دیرک وند (دریک وند) . [رَ وَ] (اِخ) از طوایف کُرد ایلات پیشکوه و دارای دو شعبه است؛
      ۱- بهاروند مرکب از ۱۰۰۰ خانوار، محل سکونت شمال دزفول، کیالان، ملایر، و …
      ۲-قلاوند مرکب از ۱۰۰۰ خانوار، محل سکونت، طاف، هشتاد پهلو و الوار …
      ╭┅───.💠.───┅╮
      🎭Ⓜ#dirak_vand⚡️
      ╰┅───.💠.───┅╯

      🔰دانشنامه جهان اسلام مردم لک را کرد تبار معرفی می‌کند [۲۳][۲۴][۲۵] لک‌ها جنوبی ‌ترین گروه از طوایف کرد ایران هستند.[۲۶][۲۷] حمدالله مستوفی در قرن هفتم اضحار میدارد که طوایف اصیل لک در کردستان ترکیه و سوریه کنونی نیز سکونت دارند.[۱۱] ولادیمیر مینورسکی معتقد است لک‌ها قبایلی از کردها بوده‌اند که به سکونتگاه فعلی خود کوچ کرده و در اثر همزیستی با مردمان بومی فرایند ادغام فرهنگی و قومی میان لکها و بومیان صورت گرفته است.[۹]
      ابن فضل الله العمری (درگذشت ۷۴۰ ه ق) در کتاب مسالک الابصار فی ممالک الامصار، اضحار میدارد که لکها در سوریه و مصر نیز زندگی می کرده اند و صلاح الدین ایوبی ( ۵۶۳ – ۵۸۹ ) از چالاکی و زبردستی آنها در بالا رفتن از صخره های سرسخت به وحشت افتاد و دستور قتل عام آنها را صادر کرد .
      ●قبایل متعدد فیلی در نواحی کوهستانی ترکیه، سوریه و ایران سکونت دارند (شوبرل ص ۲۰)
      — فیلی ها از عناصر لک و از شعب فرعی لرها هستند (کرزن، جلد دوم (ص ۲۶۹-۲۷۰)
      ╭┅───.💠.───┅╮
      🎭Ⓜ#dirak_vand⚡️
      ╰┅───.💠.───┅╯

      #بالاگریوه به معنای قامت آتشین (تیز و جسور) است،
      با توجه به اینکه زبان دوران باستان ایرانیان (زاگرس نشینان) تقریبا همان زبان لکی و متشکل از کلمات اولیه؛ اَ، وَه، یَه، سَه، اَ وَه ،اَ وَه سَه، یَه سَه، و … بوده، بالاگری وه به زبان آن دوران به معنای قامت آتشین است.
      بالا = قامت و، گِ رَه (گِ ری وَه) یعنی آتش (آتشین)، مانند؛ بالا بَرز که به معنی(قد بلند) میباشد، اینکه بعضی افراد ندانسته یا دانسته سعی میکنند تاریخ را باب میل خود تفصیر کنند، مثلا بالاگریوه را (بالاگروه ها!) و یا نام ایل مینامند! جای تاسف دارد.
      🔻قبل از جنگ جهانی اول و جنگ چالدران که مناطق کردنشین کشورهای ترکیه، سوریه و عراق جزء خاک ایران محسوب میشدند ساکنان مناطق (قامیشلو و حسکه) که اکثراً از طایفه اصیل ایرانی (دیرک) بودند به نام “دیرک بالاگریوه” (مردمان قامت آتشین) مشهور بودند، همچنین در ایران نیز منطقه ایی که مردمان این طایفه (دیرک وند) در آن سکونت داشتند به منطقه بالاگری وه (دیار قامت آتشینها) معروف است.
      ●در جنگ چالدران مناطق کردنشین کشورهای ترکیه، سوریه و عراق از ایران جدا شدند، این سه کشور پس از جنگ جهانی اول و فروپاشی عثمانی با توافق انگلستان در سال ۱۹۲۳ تاسیس شدند .
      ╭┅───.💠.───┅╮
      🎭Ⓜ#dirak_vand⚡️
      ╰┅───.💠.───┅╯

    13. #حکومت_اتابکان_خورشیدی
      #جنگرویی (jangroi )
      به نوشته نویسندگان بزرگی همچون رابینیو، پیراوبرلینگ، هنریفیلد و ولادیمیرمینورسکی خاور شناس روسی، #جنگروی (jangroi) از قبایل مهم و اصیل ایرانی و بنیانگذار اتابکان خورشیدی لرستان بودند، این نویسندگان تاکید دارند که دریکوندها نیز متعلق به قبیله جنگروی میباشند. رابینو (ص ۲۳) اتابکان لرستان همواره از حمایت همه جانبه دیرک وندها برخوردار بودند، این حاکمان که بعضی افراد به اشتباه یا به دلخواه، آنان را میر و عرب می نامند، از اقوام اصیل ایرانی کردهای آسیای کوچک بودند که در فاصله سالهای ۵۸۰ تا ۱۰۰۶(ه ق) بر قسمتهای مهم ناحیه لرستان حکومت میکردند، عاقبت پس از قرنها حکومت شرافتمندانه، در سال ۱۰۰۶(ه ق) آخرین حاکم لر (شاهوردیخان) بدلیل تمرد و عصیان و اعلام استقلال از حکومت صفوی توسطه شاه عباس اول کشته شد و سلسله اتابکان لر کوچک منقرض گردید. پس از آن (سلورزیها) که اینان نیز از قبیله جنگروی بودند توسطه شاه عباس به عنوان والیان (امرای) لرستان منسوب و تا سال ۱۳۰۸ بر این سرزمین حکومت کردند. ادعای اینان مبنی بر وابستگی به خاندان عصمت و طهارت چیزی جز استفاده از احساسات مذهبی و عواطف دینی توده های مردم «همانند شگرد صفویان» در انتساب خود به خاندان پیامبر نبوده است.
      دشمنی شاه صفوی با اتابکان خورشیدی و به قتل رساندن شاهوردیخان موجب شد که دیرکوندها بارها با سپاه شاه عباس در (سالهای ۹۹۶ – ۱۰۳۸ (۱۵۸۸ – ۱۶۲۹) وارد جنگ شوند .
      بنوشته ویلسون (ص۲۶) حوالی سال ۱۳۱۸ دریکوندها بواسطه دو سپاه مجهز دولت شاه عباس.(نیروهای حشمت الدوله حاکم لرستان و حسینقلی خان فیلی حاکم پشتکوه با همکاری بعضی افراد خائن مغلوب و بسیاری از افراد این طایفه زندانی و تعدادی از روسای آنها به کرمانشاه تبعید شدند.
      🔰قبایل متعدد فیلی در نواحی کوهستانی ترکیه، سوریه و ایران سکونت دارند ( شوبرل ص ۲۰ )
      ●فیلی ها از عناصر لک و از شعب فرعی لُرها هستند (کرزن، جلد دوم، ص ۲۶۹-۲۷۰) [ ۳ ]
      ۱- کتاب الحوادث‌الجامعه ص ۱۵۵ (ترجمه فارسی بخش دوم ص ۱۲۱)
      ۲- جغرافیای تاریخی و تاریخ لرستان / دکتر منوچهر ستوده .
      ۳-تاریخ سرزمین ایلام / تالیف ناصر راد .
      ۴-مردم شناسی ایران / هنری فیلد / ترجمه عبدالله فریار .
      ╭┅───.💠.───┅╮
      🎭#eil_drik_vand⚡️
      ╰┅───.💠.───┅╯

    14. بهار لَشَنی زَند حسنوند

      نه کُردم نه هم لُر نژادم لک است
      میان تبارها تبارم تک است
      من لکم مرا با نام نامی لک بشناسید

    پاسخ بدهید

    ایمیلتان منتشر نمیشود

    رفتن به بالا