• نشریه‌ی خبری-تحلیلی بلوطستان

    مدیرمسئول و صاحب امتیاز: محمد بساطی

    09169568480  📞

    baloutestan@yahoo.com ✉️

  • درباره‌ی اقوام زاگرسی لر، لک و کرد


    تاریخ نانوشته‌ی لرستان را در
    پرونده‌های بلوطستان بخوانید.
  • خانه / اخبار میانی / نقد فیلم سلام بمبئی

    نقد فیلم سلام بمبئی

    سلام بمبئی چهارمین فیلم بلند قربان محمد پور ،کارگردان لاهیجانی سینمای ایران است که به صورت بین الملی و در لوکیشن های لوکس تصویربرداری شده است. سلام بمبئی موضوعی عاشقانه دارد. از آن دست موضوع هایی که حساسیت زیادی روی ان وجود دارد.

    خلاصه داستان:

    علی پسر ایرانی که به همراه دوستش احمد در رشته پزشکی  در یکی از دانشگاههای بمبئی  تحصیل می کنند عاشق دختر همکلاسی هندی اش به نام کاریشما می شود . این دوسخت به هم دل می بندند. اما سوراج مرد متمول هندی مانع از این ازدواج می شود.  سلام  بمبئی از آن دست فیلم هایی است که با یک فلاش بک از دید شخصیت اصلی داستان روایت می شود. روایت عشقی است که به صورت کلیشه ای مانند فیلم فارسی با خرابی ماشین دختر ،و فردین بازی پسر آغاز می شود. آتش عشقی که با نگاههای دزدکی در حین تعویض لاستیک شعله ور می شود و پس از خودکشی کاریشما که به علت نارضایتی از ازدواج با سوراج بود و در سکانس ملاقات در بیمارستان ، تبدیل به یک آتشفشان دایمی می شود.

    کاریشما به یک باره پس از عبور از یک بیماری روانی ،خوشحال و خندان با عاشق پیشه داستان همراه می شود.

    شخصیت های اصلی داستان ، محمد رضا گلزار در نقش علی و دیا میرزا در نقش کاریشما بودند.که گلزار پس از غیبت طولانی مدت  از  سینمای ایران  تصویر مناسبی از یک عاشق را به دید تماشاگران مخابره نمی کند بازی اش تصنعی بود.این ضعف به ویژه در فریم های پایانی فیلم دیده می شود که در دیالوگ های عاشقانه ماندگار، احساس عمیقی در چهره اش مشاهده نمی شود.

    اما دیا میرزا  گاه و بیگاه  با جذبه خاص خو د در ژانر معشوقه به خوبی ایفای نقش می کند. و حس همزاد پنداری بیننده را بر می انگیزد.  دیا میرزا خود کاریشما می شود. شاید او هم با علی هم عقیده شده که کاریشما یعنی زندگی و زندگی یعنی کاریشما

    علی و کاریشما در واقع نماینده قشر جوان و تحصیل کرده هستند که با نگاههای عاشقانه و ادبیات محاوره ای صداقت در عشق را فریاد می زنند.

    هدایایی که در این عاشقانه بین این دو رد و بدل شد.یکی کتاب دیوان حافظ بود که نماد عشق ورزی در ایران است و حال عشاق را بهتر می کند و دیگری هدیه ای که کاریشما از تاج محل برای علی گرفت که سنبل عشق در میان عشاق هندی ست

    محمدپور با انتخاب این گزینه ها نماد  مهر بین این دو ملت بزرگ را نمایان می کند.البته در فیلم سلام بمبئی از عشق دیگری هم صحبت به میان می آید که عشقی فارغ از هر رنگ در میان ملل مختلف به ویژه ایرانیان است. عشق به مادر که سمبل عشق و مهرورزی است . در سکانس هایی از فیلم به خوبی به تصویر کشیده شده است.

    شخصیت های زاید فیلم که گاها در ژانر کمیک ظاهر می شوند سونیا و احمد هستند  بنیامین بهادری  در ژانری ظاهر می شود که در زیر سایه همسرش شایلی محمودی که تسلط خوبی به زبان هندی دارد کمتر نشانه ای در فیلم بازتولید می کند. حقیقتا محمدپور، بنیامین خواننده نسل نو را برای ترانه هایش و فروش بیشتر فیلم قربانی کرده است. فیلم فارسی عاشقانه باشد و فردین نباشد؟ محمدپور با سکانس آواز سلطان قلبها یادی از فردین می کند و در این میان دیامیرزا هم نقبی به فیلم شعله الگوی  سینمای بالیود می زند. از آن دسته شخصیت هایی که به خوبی شکل نگرفته سوراج بود.شخصیت تکراری فیلم های عاشقانه هند ی که در سلام  بمبئی پرداختی مضحک دارد.حتی ضعیف تر از سینمای بالیود نقش پردازی شده به گونه ایی که بیشتر به یک شخصیت کمیک می ماند تا یک شخصیت مافیایی

    از نکات مثبت فیلم چهره پردازی و فریم های رنگ بندی شده متمایز آن است که همراه با خلاقیت ویژه ای بیننده را همراه کرده و تصویر سازی ذهنی در تماشاچی ایجاد می کند که ماندگار است.با این وجود تدوین آن دارای مشگلات بسیاری است. نمایش سکانس هایی بی ربط با سکانس های قبلی، و کات هایی اغلب ناهماهنگ و بی موقع از جمله نواقص فیلم است.

    داستان به خوبی  شکل نگرفته و منطق روایی ندارد.

    سلام   بمبئی نیز مانند” من سالوادور نیستم ” اثر رضاعطاران برخوردار از نام فیلم بین المللی و به دور از المان های فیلم سازی است.اما محمدپور با خارج نمودن دوربین از فضای بسته به “فضای باز”به نوعی سنت شکنی کرد. و فضایی که مردم ایران بیشتر دوست دارند تماشا کنند رابا لنز دوربین به تصویر کشاند. با دقت در نحوه فیلم سازی این کارگردان مشخص می شود که قربان محمدپور با سلا م  بمبئی تنه به تنه بالیود می زند با این تفاوت که تخیل افراطی در فیلمش کمتر دیده می شود. با اینکه پایان دراماتیک فیلم تداعی گر عشق واقعی جدای از احساس آلوده به هوس برخی عشق های امروزی است. و الگوی خوبی را برای عشق ترسیم میکند اما در مجموع اگر بخواهیم این فیلم را از خط کش و مقیاس سینمایی نقد کنیم با وجود  صحنه های ناب و رمانتیک و  بسیار دلنواز، سلام بمبئی فیلمی بدون فرم است که الگو برداری کاریکاتوری از فیلم های فارسی و سینمای بالیود دهه 70 و 80 است که هدف اصلی ساختش تسخیر گیشه های سینمای ایران بوده است.

     حسین عبدی‌پور، روزنامه نگار

    Image result for ‫حسین عبدی پور‬‎

     

    پاسخ بدهید

    ایمیلتان منتشر نمیشود

    رفتن به بالا