• نشریه‌ی خبری-تحلیلی بلوطستان

    مدیرمسئول و صاحب امتیاز: محمد بساطی

    09169568480  📞

    baloutestan@yahoo.com ✉️

  • درباره‌ی اقوام زاگرسی لر، لک و کرد


    تاریخ نانوشته‌ی لرستان را در
    پرونده‌های بلوطستان بخوانید.
  • خانه / اخبار میانی / اصلاح طلبی اجتماعی ضرورتی برای عبور از موانع تاریخی

    عباس دارایی

    اصلاح طلبی اجتماعی ضرورتی برای عبور از موانع تاریخی

     

     مطالب متعددی  در خصوص موانع اصلاح طلبی در ایران نوشته شده است  و عمدتا در زوایای مختلف در این مطالب سعی شده است تا عواملی که باعث شکست اصلاح طلبی در ایران می شود را بررسی کنند اما کمتر پیش می آید در خصوص دستاوردهای جنبش های اصلاحی یکصد سال اخیر اشاره ای شود و عمدتا نگاهها به واکاوی شکست ها و موانع است.اصلاح طلبی در ایران همواره تولید ،مسدود و بازتولید شده و این یک جرخه تکراری در یکصد و پنجاه سال اخیر بوده است اما اصلاحات را اگر یک پروسه اجتماعی در نظر بگیریم متوجه می شویم که اگر چه در حوزه سیاسی همواره بن بست هایی در مسیر اصلاحات ایجاد شده و عمدتا حاکمیت ها و ساختارها در طول یکصد و پنجاه سال اخیر به انحای مختلف در مسیر مانع تراشی کرده و یا ساختارها اصلاح گریز بوده و معتقد به اصلاحات نبوده اند اما در حوزه اجتماعی دستاوردها قابل کتمان نیست و بالاخره پروسه نیم بند اصلاح طلبی در ایران دستاوردهایی داشته است .

    مروری بر یکصد و پنجاه سال نشان می دهد که در دل هر انسداد سیاسی و یا نارضایتی سیاسی اصلاح طلبی شکل گرفته و لزوما تداوم نیافته است و همواره از دل دولت ها و یا جریانات اصلاحی جریانات و یا دولت های تندرو و بی اعتقاد به اصلاحات ظهور کرده اند که سعی در تخطئه اصلاحات داشته اند و این امر عینی و ملموس تر از هر گمانه دیگری است.

    اصلاحات قائم مقام فراهانی ،امیر کبیر ،جنبش مشروطه ،رفتارها و حرکات ملی گرایانه دکتر مصدق و نهایتا جنبش اصلاحات در خرداد 76همه از دل یک وضعیتی شکل گرفته اند که یا انسداد سیاسی بوده و یا بواسطه نارضایتی ها گشایشی شده و جنبشی شکل گرفته اما لزوما منتج به نتیجه های ایده آل نشده اند ولی عموما تاثیرات خود را بر جای گذاشته اند.

    به عنوان مثال مشروطه گرچه در دل آن رضا خان تولید شده و به بن بست خورد اما ظرفیت قانون گذاری و تشکیل مجلس شورای ملی به عنوان یک دستاورد عظیم را نمی توان نادیده گرفت که در طول یک قرن گذشته ایران را در قیاس با سایر کشورها پیشتاز قانون گذاری کرده است.

     در دوم خرداد نیز یک جنبش اصلاحی شکل گرفت که از دل نارضایتی های ناشی از سیاست های اقتصادی و انسداد سیاسی دولت سازندگی دوم خرداد با مشارکت مردم شکل گرفت زیرا برنده انتخابات دوم خرداد با گفتمانی تازه مباحثی را مطرح کرد که بی نظیر بوده و هواخواهانی زیادی پیرامون خود جمع کرد . این جنبش گرچه در سال 84به بن بست خورد اما توانست موضوعاتی را برچیند که تا 76به عنوان تابویی در این کشور دست نیافتنی بودند .افشای قتل های زنجیره ای را فقط تنها دستاورد دولت هشت ساله خاتمی بدانیم از آن به عنوان یک ظرفیت اصلاحی باید یاد کنیم که باعث شد نهادهای غیر پاسخگوی دولت های گذشته را به روندی سوق دهد که به افکار عمومی پاسخ دهد هر چند این روند یک روند نیم بند باشد اما نمی توان دریچه اصلاحی هشت ساله را به راحتی نادیده گرفت. در دوره اصلاحات یک دگرگونی دموکراتیک صورت گرفت  که رشد فزاینده نهادهای مدنی، فعال شدن گرایش های سیاسی، رشد روزنامه نگاری غیرحکومتی و فعالیت زنان در عرصه های اجتماعی و سیاسی همه از نشانه های دگرگونی دموکراتیک در دولت اصلاحات بود.هر چند در این دوره هشت ساله یک دوره گذار به دموکراسی محض شکل نگرفته و در 84با پایان خاتمی ابتر ماند اما در دل اجتماع ماند و پس از 12سال امروز حتی سنتی ترین اصولگرایان نیز سعی می کنند با ادبیاتی با مردم سخن بگویند که اصلاح طلبانه است و این دستاورد غیر قابل انکار است . اصلاحات زمینه را برای یک گذار فراهم کرد اما زمین سخت بازی و موانع در شکل گیری یک گذار تاریخی باعث شد تا با وجود همه دستاوردها ایده ال ها همچنان دست نیافتنی بمانند.

    امروز  آنچه که ضروری تر از همیشه به نظر می رسد این است که روز آمد کردن گفتمان اصلاح طلبی در رابطه با عمل گرایی باید صورت گیرد و برای حصول به این امر  باید در روش‌ها و تاکتیک‌های اصلاح طلبی تعاریف جدیدی ارائه دهیم.

    می توان با مرور گذشته و ارزیابی حال فعلی  دو تعریف کلی از اصلاح طلبی ارائه داد ، یک تعریف ناظر بر تاریخ معاصر ایران است که تعریفی عام از اصلاح طلبی به شمار می رود  دیگری تعریف خاص از اصلاح طلبی است که عمدتا سیاسی بوده و در پسا دوم خرداد شکل گرفت.

    حرکت مردم در دوران مشروطه و مشروطه خواهی را باید یک اصلاح طلبی به شیوه عام ارزیابی کرد زیرا  مفاهیمی نظیر قانون گرایی، توسعه سیاسی، دموکراسی، مردم سالاری، گردش و چرخش بدون منازعه قدرت و رای مردم، تساهل و مدارا، حکومت داری خوب از مولفه ها و خواسته هایی است که باعث می شود ما یک تعریف از اصلاح طلبی عام در این زمینه ارائه دهیم.

    این خواسته ها در دوران قبل از معاصر نیز در شکلی سنتی تر وجود داشت و با وجود تغییرات در دوران معاصر و تحولات پس از انقلاب و پسا جنگ به یک یک خواست عمومی شکل گرفت که این مطالبات محقق شوند ولی برخی موانع باعث شکل گیری آن نشده و نهایتا در یک حماسه تاریخی از دل یک انتخابات متبلور شد که به نام اصلاحات در ایران معاصر ایجاد شد.

    در نگاه کلی نمی توان بین این دو تعریف کلی و خاص از اصلاحات تفاوت و وجه تمایزی قائل شد اما واقعیت این است که در دوران معاصر این اصلاحات بیشتر در امورات سیاسی متمرکز شده و به واسطه ساختار اصلاحات گریز ما هر اصلاحی که سیاست را هدف قرار دهد لزوما با موانعی مواجه می شود که انسداد و بن بست و شکست نتیجه آن می شود.

     اصلاحات در نگاهی واقع بینانه باید به یک جنبش اجتماعی تبدیل شود که جامعه را در برگرفته و ساخترها را پس از یک دوره رفرمی با خود همراه کند و در آن موقع است که تغییرات دموکراتیک و گذار اجتناب ناپذیر خواهد بود .

    اصلاح طلبی اجتماعی نیازمند  زیر ساخت‌هایی است  که بتواند دموکراسی را در ایران نهادینه کند. امروز در خلا این زیرساخت ها اصلاح طلبان فاقد راهبردی هستند که بدغیر قابل بازگشت تبدیل کنند و عموما تلقی این است که باید در قدرت حضور پیدا کرد و با حضور در قدرت مبادرت به اصلاحات کرد اما تلقی واقعی این است که اصلاحات باید به یک راهبرد جدید تبدیل شده و بازتعریف شود.

    یک جریان سیاسی ایجاب می‌کند که برای تحقق اهداف‌اش از قدرت سیاسی بهره بگیرد و جریان سیاسی اصلاحات نیز مستثنی از این قاعده نیست ولی نکته کلیدی این است که اصلاحات را نه به عنوان یک جریان سیاسی بلکه به عنوان یک جنبش اجتماعی بازتعریف کنیم که در دل این جنبش دستاوردهای کوتاه مدت سیاسی حاصل شده و در بلند مدت نیز شاخص های مد نظر محقق شوند.

     

    عباس دارایی/بلوطستان

    این مطلب در  شماره 335رونامه سراسری مستقل منتشر شده است

    2 نظر

    1. خوشحالم که قلم توانا برگرفته از اندیشه اصلاح طلبانه برادر آزاد اندیش عزیزم جناب آقای داریی امروز در سطح ملی با نگاهی به تاریخ و وقایع معاصر مبنایی تحلیلی وتفسیری دربین سیاسیون و فعالین حوزه اندیشه در سطح ملی داشته ؛بر خود میبالیم که ژورنالیست های جوان استان و شهرستان های ما در قیاس فکر و تحلیل اندیشه علیرغم تنگناهای فراوان امروز میزانی برای رشد واگاهی بخشی قرار میگیرند .

      میتوان گفت :مانا ماند قلم توانا و اندیشه والا عباس عزیزم

      واقعا خوشحالم

    2. خوب زیر ساخت های مورد نیاز اصلاح طلبی اجتماعی جهت نهادینه کردن دموکراسی در ایران از نظر شما چی ان؟

    پاسخ بدهید

    ایمیلتان منتشر نمیشود

    رفتن به بالا