• نشریه‌ی خبری-تحلیلی بلوطستان


    شماره تلگرام
    09169568480
    کانال تلگرام:
    telegram.me/baloutestan

  • درباره‌ی اقوام زاگرسی لر، لک و کرد


    تاریخ نانوشته‌ی لرستان را در
    پرونده‌های بلوطستان بخوانید.
  • خانه / اخبار میانی / مدیران دوزیست

    نگاهی متفاوت به جابجایی‌های آموزش و پروش لرستان

    مدیران دوزیست

    چهاردهه ازعمرانقلاب اسلامی می‌گذرد اماهم‌چنان بخش‌هایی از لرستان غیور در ظلمات توسعه نیافتگی پی چراغ می‌گردد و متاسفانه عادت تحلیلی نادرست این روزهای ما، توجه دادن حجم تمام کاستی‌ها به دولت وحاکمیت است وهیچ گاه به درستی پی چرایی این مهم نگشته‌ایم.

    هیچ گاه نه از سَرِصدق و نه از دَرِ اتفاق بر زبانمان رانده نمی‌شود که بگوییم ما مردم نیزدراین عقب ماندگی سهیم هستیم، ما نیزمقصریم اگرفرصت‌ها عادلانه توزیع نشده است. اگرقطارآبادانی به سمت ما سوت نکشیده است. چراکه جنس مطالباتمان درست نیست.

    این روزها همه می‌دانند که زیرساخت توسعه‌ی اقتصادی، توسعه‌ی فرهنگ است اما ما مثل همیشه، با نگاه لاپوشانی، چشم می‌بندیم برتمام پاشنه‌های آشیل، بر زخم‌های کهنه و امروز سردرگم می‌بینیم که ریشه‌ی برخی مشکلات هم‌چنان پابرجاست.این جَستار بر آن نیست که برعظمت پُرغیرت و جوان‌مردانه‌ی این جغرافیا طعنه بزند بل‌که اعتقاد داردکه برای جراحی عفونت‌های مزمن، فروکاهنده و تب‌آفرین نیاز است شجاعانه با واقعیت‌های موجود روبه‌رو شویم.

    به نظر درست می‌رسد که یکی ازدلایل توسعه نیافتگی این مناطق، ماندن مستمر در تاریکنای عصبیت‌ها و تعصب‌های مخرب باشد زنجیرهایی که مانع می‌شوند از مطالبه‌ی درست، جلب توجه مؤثر مسئولین ارشد نظام، منابع مالی کارساز و سرمایه‌گذار پدر و مادردار.

    در واخوانی و کالبدشکافی اتفاقات مدیریتی اخیر بازمی‌خوانیم که ریشه‌ی رنج ما از کجا تا به کجاست! در این انتصاب‌های مسئله‌ساز دیدیم که خدانظر”آسمانی” چگونه ماشه چکاند و از این شاخه به آن شاخه پران بود. در جریان این اتفاقات سَرِنخ ِ مهمی به دَر می افتد از ضعف نگرش و مدیریت در استان.

    این نوشته برسَرِآن نیست که تمام کوزه‌ها را برسَرِخدا نظرکاسه کند؛ بل‌که می‌خواهد ما را به یک درد مزمن آدرس بدهد و می‌توان مدعی شد که اکثرمدیران از این قاعده مستثنی نیستند و تنها تفاوتشان در این است که آن‌ها با مهارت بیش‌تری در کانال‌های ارتباطی‌شان آمدوشد می‌کنند وهر دوسَرِ ماجرا را به سر می‌گردانند و اتفاقً کاملاً حرفه‌ای مدیریت می کنند و بیش‌تر فرصت‌های شغلی و… را به سود قوم وخویش خود مصادره می‌کنند بی‌آنکه حساب پس بدهند به مردم، به جریان‌های جناحی و به مطالبات بی‌صاحب مانده. این عزیزان دوگانه‌سوز در سربالایی‌ها با بنزین می‌تازند و در کفی‌ها با گاز طی طریق می‌کنند و می‌دانند که رازماندگاریشان نه رضایت عامه بل‌که ایجاد حلقه‌های بالادستی در ماز ِراز ِ لابی‌ها و مافیای پشت‌پرده با خواص است، که بتواند آن‌ها را نگه دارد برآن کُرسی کوفتی!

    عزیزان عظیم‌المیز درآن لابی‌ها تمام شروط را سرمستانه می‌پذیرند -شروطی که ما کم‌تراز آن‌ها باخبریم- و ناگفته پیداست مدیرانی که از کوران لابی‌ها بر کُرسی می‌نشینند خود را لای گازانبر تمامیت‌خواهی دوجریان قرار می‌دهند و همین نکته خود گواهی است بر نامدیربودنشان !

    آن‌ها به محض چرخیدن بازوی قدرت، مُچشان به‌صورت مکانیکی به همان سمت می‌چرخد و با جریان پُر زور در یک مدار قرارمی‌گیرد که متاسفانه بیش‌تر تغییرات باچاشنی انتقام، تسویه حساب  و بی‌احترامی همراه هستند و اثری از تدبیر در آن‌ها دیده نمی‌شود چرا که مدیر قبلی شایسته و بجا بوده و نفر بعد از او نیز انتصابش شایسته و بجاست!

    از دیگر مختصات این مدیران این است که با دو کنترل خاموش و روشن می‌شوند و دراین میان چیزی که نادیده گرفته می‌شود نیکوسالاری واجرای قانون است.

    این بزرگواران بیشینه‌ی انرژی‌شان جهت جلب توجه آن دست‌های پشت‌پرده صرف می‌شود و روشن است که فرصتی برای ارائه و پیش‌بُرد طرح‌های خلاقانه و سازنده باقی نمی‌ماند و در این میان مردم نه تنها ریختشان به ارباب نمی‌ماند بل‌که غبار رعیتی بر بَر و دوششان نمایان است.

    این روزها صدای زورآزمایی دونفر برای یک صندلی نوعی از بد فرهنگی ما را به رسایی و رسوایی درشبکه‌های کشوری به نمایش گذاشت و بیچارگی مناطق محروم چنان آوازخروس خوانده شد تا به این صورت خوراک برخی ازرسانه‌های بومی وغیربومی شویم که عمدتاً محرک و مشوق چنین سناریوهایی هستند و برخی رسانه‌ها با رُژ ِلب زرد باسیاست روباه، امثال خدانظر ِازهمه جا بی خبررا شیرمی‌کنند تا بازی، بازآفرینی حقیت ضمیرما باشد.

    این بگیر و ببندها، یکی از سَرِنخ هایی است که مردم را ناثواب به نظام انقلابی بدبین می‌کند و گَردِ پالس‌های منفی را می‌پاشاند برنگرش مردم.

    متأسفانه این روزها تعدای از نمایندگان بزرگ‌وار نیز بعنوان وکیل ملت خود را وام‌دارمردم نمی‌دانند و این آفت بزرگی است. این آقایان حتی رنج ِپاسخ دادن به تلفن مردم را برخود هموار نمی‌کنند و هم‌چنان‌که می‌بینیم این روزها کوچکترین اتفاقات به واسطه‌ی تحلیل‌های نادرست به مشکلی امنیتی تبدیل می‌شود و این جفای بزرگی است در حق مردم و انقلاب!

    به دور از تعصبات جناحی محاسبه کنید دو جریان رو در روی هم چه اندازه انرژی هزینه می‌کنند برای متقاعد کردن وزیری، وکیلی و…آیا همان وزرأ بر ریش ما نمی‌خندند به موجب خواسته‌های حقیر، به خاطر مطالبه‌گری‌های ناشیانه!

    آیا تعبیر و تفسیرشان از این ریل عوض کردن‌ها و گاهاً جولان دادن در خلاء مابین دو جریان چیست؟

    آیا سَرِنخ ِلابی‌ها آدرس کانون‌هایی نیست که برای شخصیت‌های منفعل که تشنه‌ی قدرتند، فضاسازی می‌کنند و به خاطر منافع گروهی خاص فرصت توسعه را از مردم مناطق محروم می‌ستانند! آیا کسی یا کسانی هستند که بابت این بازی بازویی به تفکر درست احترام بگذارد و عذرخواهی کنند از اذهان عمومی؟ متأسفانه همان برخی رسانه‌ها، چنین مدیرانی را چنان قهرمانی می‌نوازند.همان‌هایی که با بد اخلاقی مدیرشده‌اند! درصورتی‌که اگر واقعاً ما درد مردم داشته باشیم مدیران نابجا می‌بایست مؤاخذه شوند و مورد پرسش قرار بگیرند!

    تاًسف هم نفس عمیق ِ کوتاهی است که دردی را مداوا نمی کند!

    شاهپور لطفی، بلوطستان

    یک نظر

    1. سلام بر لطفی عزیز بسیار زیبا بود و کارشناسانه برقرار باشی میمز

    پاسخ بدهید

    ایمیلتان منتشر نمیشود

    رفتن به بالا