• نشریه‌ی خبری-تحلیلی بلوطستان


    شماره تلگرام
    09169568480
    کانال تلگرام:
    telegram.me/baloutestan

  • درباره‌ی اقوام زاگرسی لر، لک و کرد


    تاریخ نانوشته‌ی لرستان را در
    پرونده‌های بلوطستان بخوانید.
  • خانه / اخبار میانی / میرنوروز کیست ؟

    رضا کرمی

    میرنوروز کیست ؟

     

     

    میرنوروز بدون شک پس از بابا طاهر(و شاید هم قبل از او) مشهور ترین وبزرگترین شاعر لر زبانی است که اشعارش نه تنها در میان لرهای کوچک در لرستان بلکه با اندکی تغییر تک بیتی های او در موسیقی و زبان لر گپ(بختیاری ) نیز راه یافته است .

    می گویند زمانی ژاپنی ها و در حال حاضر هم  چینی ها مدعی بوده و هستند که خانه ای در سراسر کره زمین وجود ندارد که در آن یک وسیله ساخت این کشورها يافت نشود.

     با همین سیاق (والبته بلا تشبیه )نگارنده اين سطور مدعی است، امروزه شما لر زبانی را در دنیا نخواهید یافت که حداقل یک بیت از اشعار میر نوروز را (دانسته یا ندانسته ،تحصیل کرده یا درس نخوانده دربین کلیه اقشار و طیف های مختلف  جامعه لرستان) نداند و نخواند و زمزمه نکند. ( امتحان و تست این فرضیه  مجانی است و مطمئن باشید خالی از لطف نیز نیست .محور عمده تک بیتی ها، اشعار و متون ترانه های این  وبلاگ اشعار میرنوروز است که میتواند بعنوان ابزار اولیه  محک این نظر مورد استفاده قرار گیرد ).

     از آنجایی که جایگاه رفيع بابا طاهر در ادبیات وفرهنگ لرستان ، علی رغم مقام والا و شامخش ، از منظری که بيانش رفت ،به عمق و وسعت جايگاه مير  نبوده  و نیست( و شاهد اين ادعا نيز محفوظات و مکنونات شعری و ابيات بکار برده شده در ترانه ها و زبانزدهای لری است) لذا شاید بتوان به جرات میر نوروز را به همين دليل مشهورترین و بزرگترین شاعر لر زبان چند قرن و چندین دهه گذشته لرستان نامید.

    اما شرح حال میر:

    مير نوروز از سران طایفه میر واعقاب شاهوردی خان بود(شاهوردی خان دو قرن قبل از لطفعلی خان می زیسته وهم اوست که  آخرین اتابک لرستان است).

     بنا به گفته  خود میر:

    نوبهاری فصل گل اومام و دنیا

    چارشمه سوری،بیست هشتم ماه

    یکصد و سی و سه از بعد هزاری

    بگذرد بر من به سختی روزگاری

    لذا میر نوروز در عهد سلطنت شاه طهماسب دوم مقارن هجوم افاغنه و ظهور نادر شاه افشار (حدود ۳۰۰ سال پیش ) می زیسته  و تاریخ تولدش آنگونه خود میر نوشته سال 1133 هجری قمری است( سال قبل۲۹۴ = ۱۱۳۳-۱۴۲۷ ) بوده است.

     زادگاه میر منطقه جایدر در پلدختر لرستان است او بعد از سیر وسیاحت ها در لرستان و خوزستان و شیراز بالاخره بدنبال دلبر شیرین خود در دهلران  چهره در نقاب خاک می کشد .از مزار و ارامگاه او اثر و نشان مستندی  در دست نیست .

    از اشعار میر نوروز چنين استنباط می شود که میر نوروز صدایی گیرا و رسا داشته و اهل کوهنوردی و شکار بوده است و نیز چهره ای جذاب داشته است .او  به شیراز سفر می کند و در انجا ازدواج می کند

    مردمونِئ زنِ گَن بی وِه دچارم

    آو وِخ کول هیمه وِه سرکت سیش مئارم

    هر کسئ داره زن گَن بئ حیائ

    درمونش مه دونم و هر کوم پیائ

    خارِ پئ کُل پَئن کِنی شو د سرِ جاش

    پوسِ خرگوش بَکِنی وِه کاله یِ پاش

    اما  پس از مدتی دچار ناراحتی معده شده و چون مداوای پزشکان موثر نمی شود، در آخرین لحظات بیاد می آورد که چند دانه بلوط از لرستان با خود آورده ، میر با کوبیدن بلوط ها و خوردن انها بلافاصله مداوا و لذا یاد دیار و وطن مادری خود می کند، زنش را طلاق می دهد و روانه لرستان می شود:

    هَمونه ائ بُلی ، رِنجَه کِی عسگری ساز

    بیترَه دوو شال و نال شهر شیراز

    میر نوروز دل سپرده عشقی بنام «شیرین» می شود ولی  خانواده معشوق  بدلیل فقر میر نوروز بوی جواب منفی می دهند، اما دو دلداده باهم عهد می بندند تا بجز با هم به ازدواج با  ديگری تن درندهند.

    هر که مینَه من و تون وَنَه وه ناسور

    نه کفن وش بَرِسَه نه سدر و کافور

     خانواده شیرین به سوی دهلران می روند و میر نیز بعد از مدتی از جایدر پلدختر و چگنی به سوی محال بالاگریوه رهسپار می شود ،چون از طریق آبدانان نمی تواند به دهلران (ایلام) برسد

    آبدانان گر بهشت جاودانی

    بعد یار مه نه وینی آبدانی

     راه گرمسیر را پیش گرفته و از طریق حسینیه صالح آباد به دهلران می رسد

    ای دله سی دهلرو هی مي زنی زار

    يه تونو يه دهلرو يه دي ین يار

     

    و با گذشت چند سال بالاخره موافقت خانواده شیرین با ازدواج را جلب می کند و این دو بالاخره پس از سالها دوری بنا به عهد و قولی که با همدیگر گذاشته اند بهم می رسند.

    مردمونی زن خو بهاره مرده

    زن گن چی زمستو همیشه سرده

    شیرین نسبت به شوهرش( میر) نقشی بسیار مهم، وفادار و مهربانانه را ایفا می کند بگونه ای که زوايه ديد زيبا و جذاب مير نوروز در اشعارش در مورد زن (قبل و بعد از ازدواج با شیرین) مرهون و مديون وفاداری و مهربانی های شيرين می گردد .

    رضا کرمی / پژوهشگر

    3 نظر

    1. خيلي جالب دستمريزا
      راستي مير بچه نداشته

    2. بعد این چند دانه بلوط دیگه اغراقه بابا شیراز پر بلوط زاره

    پاسخ بدهید

    ایمیلتان منتشر نمیشود

    رفتن به بالا