• نشریه‌ی خبری-تحلیلی بلوطستان

    مدیرمسئول و صاحب امتیاز: محمد بساطی

    09169568480  📞

    baloutestan@yahoo.com ✉️

  • درباره‌ی اقوام زاگرسی لر، لک و کرد


    تاریخ نانوشته‌ی لرستان را در
    پرونده‌های بلوطستان بخوانید.
  • خانه / اخبار میانی / خاتمی، آش نخورده و دهان سوخته

    عباس دارایی

    خاتمی، آش نخورده و دهان سوخته

     

    در مواجهه رویکرد سید محمد خاتمی  رئیس جمهور اسبق ایران سه دیدگاه مطرح است : دسته اول کسانی هستند که بواسطه ناکارایی دولت و رفتارهای روحانی پسا انتخابات دوره دوازدهم به شدت سرخورده شده و حتی از اصلاح طلبی نیز عبور کرده اند . این دسته معتقدند رفرم و حرکت اصلاحی در بستر کنونی دیگر جواب نمی دهد زیرا ساختار به شدت اصلاح گریز و انحصار گرا در قبال هر تحرک سیاسی و مصمم به عدم ایجاد گشایش سیاسی نظیر دوم خرداد 76است و دیگر نمی توان به وضع موجود امید بست .

    دسته دوم کسانی هستند که به هر دلیل ممکن یا از ساختار جمهوری اسلامی عبور کرده اند و یا سالهاست معتقد به مبانی غیر از اصلاحات و رفرم در ساختار فعلی هستند و راهی را جز براندازی برای عبور از وضع فعلی تجویز نمی کنند و معتقدند به هر صورت ممکن باید نظام فعلی ساقط شود .

    البته دیدگاه سومی نیز وجود دارد و آن اینکه برخی معتقدند وضع موجود همان وضع گذشته است و انقلاب و نظام با اقتدار در مسیر فرارو و ترسیم شده در حرکت است و کسی نمی تواند پایه های نظام را متزلزل کند. این دسته در عرصه داخلی معتقد به  نارضایتی هستند اما نارضایتی ها را منحصر به نارضایتی از دولت و عملکرد روحانی دانسته و حتی پالس هایی را مبنی بر انتخاب یک گزینه نظامی بعنوان رئیس جمهور نظامی با رای عدم کفایت مجلس به روحانی از طریق ابراز نظر چند چهره تندرو در فضای عمومی فرستاده اند . این گروه طبیعتآ معتقد به حرف ها و باورهای خاتمی نبوده و اصلا تمایلی به فراهم کردن زمینه برای تحقق پیش شرط های او ندارند زیرا اساسا نظام را مبری از هر گونه تهدید داخلی دانسته و تحریم ها را نیز با مقاومت مردم طی شدنی و بی اثر ارزیابی می کنند.

    سخن اصلی اینجاست که اگر قائل به اصلاح طلبی هستیم باید رفرم را بپذیریم و معتقد باشیم که اصلاحات روندی رفرمی و پله پله است که البته در شرایطی چون شرایط فعلی باید روند آن تشدید شده و حجم زیادی از فضای جامعه را اعم از سیاسی و اقتصادی و اجتماعی در برگیرد و در چنین حرکتی حتی اصلاحات و اصلاح طلبی نیز نیازمند اصلاح است . معتقدان به اصلاحات باید از سخنان خاتمی استقبال کنند زیرا او به هیچ عنوان قائل به ساختار شکنی و سقوط نظام فعلی نیست و او از پس سقوط انقلاب و نظام نوعی آنارشیست و هرج و مرج داخلی و تهدیدات فرارو و احتمالا تجزیه ایران را می بیند و به همین دلیل کاملا مصمم به اصلاحات با شتابی بیش از دوم خردادی است که دریچه های خوبی را در کشور باز کرد.

    در زاویه دیگر کسانی که سخنان خاتمی را قبول ندارند و آنرا دیرهنگام می دانند یا همچنان اصلاح طلبی را قبول دارند اما در روند آن تردید داشته و نقد دارند و یا اساسا از اصلاح طلبی عبور کرده و ساختار شکن شده اند که در وجهه دوم دیگر نمی بایست به خاتمی و عناصری چون او نقدی داشته باشند و با تمام قدرت روزهایی را به نظاره بنشینند که نظام سقوط کند و ساختار فعلی ساقط شود و به گونه رفتار نکند که با تز اصلاح طلبانه خواهان عبور از نظامی شوند که اصلاحات ظرفیتی برای عبور او از بحران هاست .

    انتقاداتی به خاتمی وجود دارد که چرا او در قبال حمایت از دولت شیوه حمایت بی قید و شرط از روحانی را برگزید و در برهه کنونی که تمام راهها به بن بست کشیده شده و دولت ناتوان است و نمی توان به راحتی از این دولت نیم بند و رویگردان از اصلاح طلبان و بی ارتباط با مردم و لایه های اجتماعی متنفقذ دفاع کرد به گونه ای سخن گفته که دیرهنگام تلقی می شود ؟

    در عرصه سیاست داخلی هیچگاه اصلاح طلبان به صحنه فراخوان داده نمی شدند و در اغلب اوقات آنها یا می بایست نردبان پیروزی رقیب باشند و یا سکوت کرده و نظاره گر میدان باشند و اگر هم پیروز می شدند به لطاف الحیل اتقدارگرایان و تندروها آنها را با موانع و مشکلاتی در داخل مواجه می کردند که 9روز یک بحران در زمان خاتمی از جمله آنها به شمار می رود.

    روحانی در سال 82یکی  از گزینه های اصلی ریاست مجلس هفتم از سوی اصولگرایان سنتی بود و برنامه ریزی این بود که او در انتخابات هفتم در یکی از حوزه های انتخابیه به مجلس بیاید و رئیس مجلس شود که این برنامه با مطرح کردن او از سوی لایه هایی از جناح راست برای انتخابات ریاست جمهوری سال 84منتفی شده و حدادعادل ریاست مجلس هفتم که با رد صلاحیت اصلاح طلبان شکل گرفته بود را برعهده گرفت .در انتخابات ریاست جمهوری 84این احتمال داده می شد که جناح اصولگرا فاقد چهره شاخص و رای آور باشد و به همین خاطر طراحی تعدد کاندیداها از اتاق تصمیم گیری اقتدارگرایان بیرون آمده و ماحصل آن عدم کاندیداتوری روحانی و تمرکز جناح راست بر لاریجانی بود که او بواسطه حضور قالی باف و احمدی نژاد و حتی محسن رضایی راهی از پیش نبرده و کمتر از دو میلیون رای کسب کرده و به دلیل تعدد کاندیداهای اصلاح طلب و تحریم انتخابات از سوی 20میلیون رای دهنده که سبد رای اصلاح طلبان بودند این محمود احمدی نژاد بود که بر هاشمی غلبه کرده ور ئیس جمهور شد و ماحصل ریاست جمهوری اش نیز آن عملکردی بود که میرحسین را پس از سالها مصمم به حضور در انتخابات کرده و شیخ مهدی کروبی نیز عرم دوباره کرده و آن مسائل در انتخابات 88ایجاد شد .

    واقعیت اما این است که شرایط پسا انتخابات 88راهی جز انتخاب گزینه ائتلاف و حمایت از نقشه راه هاشمی وجود نداشته و اصلاح طلبان در بازی قدرت جایی نداشتند و حتی عارف اگر انصراف نمی داد بنا این نبود که آنها در بازی قدرت و حضور مجدد در صحنه پس از اتفاقات سال 88و آن ریزش عظیم بدنه اصلاحی و زندانی شدن رهبران اصلاحات و چهره های شاخص و فعالان مقبول در سطح جامعه جای بگیرند و لذا یا می بایست سکوت می کردند و قالیباف و یا جلیلی انتخاب می شد که تداوم وضعیت احمدی نژاد در هشت سال زمام داری اجرایی اش از سرگرفته می شد و در عرصه بین الملل نیز بر روند تقابل با دنیا افزوده می شد و جنگی احتمالی ایران را در بر می گرفت که نفع هیچ کس نبود.

    اشکال کار حمایت های اصلاح طلبان از روحانی نبود زیرا اصولا اصلاح طلبان فضایی برای تحرک  سیاسی خود و راه نجاتی برای ایران از مهلکه دشمنان قسم خورده در شورای امنیت می خواستند و معتقد بودند با روحانی این موضوعات شدنی است .

    برجام شکل گرفت و گشایشی خوبی نیز در حال وقوع بود اما ضعف دولت در هرصه سیاسی و برنامه ریزی و اتکای بیش از حد به نیروهای بی هویت از حیث سیاسی و تشدید فرصت طلبی های حاصل از بی مهری به اصلاح طلبان و ظهور جریانی بی گفتمان به نام اعتدال منجر به قدرت گرفتن بیش از پیش دولت در سایه و مخالفین شده و آنها گام به گام دولت را تضغیف کرده و این دولت نه در عرصه سیاسی توان مقابله داشت و نه در عرصه خارجی از  ظاهری خوب برای تظاهر به اقتدار داخلی برای حصول نتایج برجام بهره مند بود ،نتیجه آن شدن که نمی باید می شد و در نتیجه برجام نیز در خلا نیروهای خوب مذاکره کننده در خارج و تقابل ها و تندروی های داخلی و البته در غیاب اصلاح طلبان که فقط نظاره گر بوده و بکار گرفته نشدند سوخت.

    در دوره دوم روحانی نیز گردش به راست را در دستور کار قرار داده و اصلاح طلبان را نزد حامیان خود بی اعتبار کرد زیرا نه تنها از آنها استفاده ای نکرد،بلکه به وعده هایش نیز عمل نکرده و روندی نامهربانانه با حامیان گرفت و از این رو بین حامیان ،اصلاح طلبان و دولت شکافی ایجاد شد که هر کدام به سمتی متفرق شده و این وضعیت حاصل شد .

    امروز شرایطی ایجاد شده که بخشی از جامعه را به سمت نگاه به خارج و ساختار شکنی سوق داده است ،این نگاه محصول فاکتورها و مولفه های متعددی است که کشور را به این سمت کشانده است و باید منطقی و بدور از هر گونه احساس این مولفه های دخیل در وضعیت بحرانی کشور بررسی شوند.

    آیا اگر رد صلاحیت ها رخ نمی داد شاهد شکل گیری مجالس ضعیف و کم توان در حوزه های قانون گذاری و نظارت بودیم ؟ آیا با وجود 100چهره چون محمود صادقی و علی مطهری و امثالهم دولت می توانست در قبال هر فشاری اختیارات خود را به مخالفین تفویض کرده و شالوده حرکتش مبتنی بر ددیدگاهها و رویکردهای نوبخت و واعظی باشد ؟ وجود چنین مجلسی نمی توانست از فسادها روبه تزاید و بحران های اقتصادی و سیاسی داخلی و حای مواجهه با تهدیدات بین المللی از کشور و مردم صیانت کند؟

    آیا اگر تندروها در پسا برجام با دولت هم صدایی کرده و دولت نیز از نیروهای توانا و کارگشا در دو حوزه داخلی و بین المللی بهره می برد مشکلات و نارضایتی ها امروز که برخی از آنها ماحصل ضعف دولت و برخی دیگر نیز ماحصل تحریم های ظالمانه و نقض برجام و بخشی دیگر نیز برگرفته از غرق شدن برخی آقازاده ها و رانت خواران دولتی  در فساد و رانت است ،حادث می شد ؟

    آیا در دوران اصلاحات با وجود وقوع دو جنگ عراق و افغانستان و تهدیدات بین المللی و خطر طالبان کشور از گزند  تهدیدات در امان نماند ؟ دولت خاتمی ۳۳ میلیارد دلار از بدهی‌های خارجی دولت هاشمی را پرداخت کرد و صندوق ذخیره ارزی را بنیان نهاد که در سال پایانی دولت او بیش از ۱۵ میلیارد دلار موجودی داشت. تورم در پایان دولت او به  نرخ واقعی و تک رقمی ۹/۵ % رسید . بهره بانکی با ۲۴% در آغاز دولت او به ۱۴/۵ % در سال‌های پایانی کاهش یافت و بیکاری ۱۱% شد. دولت خاتمی با برنامه ریزی درست راه جذب سرمایه جهانی و سرمایه ایرانیان خارج از کشور و راه برای  ورود به اقتصاد ایران را هموار کرد و توانست بیش از یکصد هزار پروژه عمرانی و صنعتی را تکمیل کند و به نوسازی صنعت ایران بپردازد که پارس جنوبی با یازده فاز آن نماد این سرمایه گذاری‌ها محسوب می‌شود.در دولت او توسعه سیاسی شکل گرفت و قتل های زنجیره ای افشا شد و در بی سابقه ترین نماد مردم سالاری وزارت اطلاعات آن اطلاعیه تاریخی را مبنی بر نقش وزارت در قتل ها صادر کرد.مجلس ششم و شورای شهر در آزاد ترین انتخابات ها حادث شد و دموکراسی خواهی پس از جنبش مشروطه به یک نهضت تبدیل شد .این دستاوردها را به راحتی نمی توان نادیده گرفت.

    اصلاح طلبان شریک دولت نبودند اما تکرار های خاتمی امروز او را به مثابه آش نخورده و دهان سوخته نزد حامیانشان بی اثر کرده و به رغم دستاوردهای غنی دولت اصلاحات ،اصلاح طلبان را دولت روحانی زمین گیر کرده و نگاهها را نه تنها از اصلاح طلبان برگردانده بلکه برخی از هم اینک تمام نگاهها را معطوف به خارج و ساختار شکنی کرده اند تا صندوق های رای و این رویه یک رویه خطرناک است که باید در آن تامل کرد.

    راهی که خاتمی بدان امیدوار است اصلاح ساختار نظام و بازگشت به نظر و خواست ملت در تمامی سطوح است و در چنین وضعیتی باید با برگزاری انتخابات آزاد بدور از هر گونه رد صلاحیت های فله ای   ،آزادی زندانیان سیاسی ،رفع حصر ،گشایش های سیاسی و  اتخاذ موضعی عزت مندانه در عرصه سیاست خارجی و استفاده از تمامی ظرفیت ها برای اعتلای ایران این وضعیت را حادث کرد و کشور را از مخاطرات احتمالی دور کرد زیرا در غیر این صورت کشور با بحرانی مواجهه خواهد شد که معلوم نیست چه وضعیتی در انتظارمان باشد .

    عباس دارایی/ سردبیر پایگاه بلوطستان

    این مطلب در روزنامه مستقل منتشر شده است

    یک نظر

    1. عجب! آش نخورده و دهن سوخته!!! موقع انتخابات تَکرار میکنه ولی وقتی مجلس و دولت مورد حمایتش که نتیجه تکرارش هستند گند میزنند میشه آش نخورده و دهن سوخته. آش رو که با تکرار کردن خورد. میتونست سکوت کنه اونوقت میگفتیم آش نخورده …

      کامل و با دقت خوندم چندبار هم خوندم. از ابتدا تا انتهای یادداشت قابل نقده. نه وقت هست و نه میشه به صورت کامنت به این مطلب شما پاسخ داد.
      ولی به چند نکته اشاره میکنم:

      احتمالا منظور شما از تحریم‌کنندگانِ انتخابات ۸۴ کسانی هستند که در سایر انتخاباتهایی که اصلاح طلبان پیروز شدند شرکت کردند ولی در انتخابات 84 شرکت نکردند (چرا که طبعیتا درصدی از مردم که در هیچ انتخاباتی شرکت نمی‌کنند رو جز تحریم‌کنندکان نباید به حساب آورد). انتخاباتی که بیشترین مشارکت رو داشت و به پیروزی اصلاح طلبان منجر شد انتخابات ۷۶ بود با مشارکت ۷۹ درصد. پس احتمالا قبول دارید که انتخاباتی که ۷۹ درصد مردم مشارکت داشته باشند انتخاباتی تحریم نشده است.
      خب، در انتخابات ۸۴، تعداد ۲۹ میلیون و ۴۰۰ هزار نفر معادل ۶۳ واجدین شرایط در انتخابات شرکت کردند، حالا اگه این میزان مشارکت رو با مشارکت ۷۹ درصدی انتخابات ۷۶ مقایسه کنیم، می‌بینیم که ۱۵ درصد کمتر شرکت کردند (معادل ۴ میلیون و ۴۰۰ هزار نفر). پس در انتخابات ۸۴ فقط ۴ میلیون نفر کمتر شرکت کردند. (اینو متذکر بشم که عدد «۴ میلیون کمتر» رو نسبت به «درصد» بالاترین مشارکت حساب میکنم. وگرنه تعداد رای‌دهنده در انتخابات ۸۴ بیشتر از ۷۶ بود) حالا شما بگید چطور در این یادداشت مدعی شدید که انتخابات ۸۴ توسط ۲۰ میلیون نفر تحریم شده؟!!!!
      حالا فرض رو بر این میگیریم که تمامی ۳۷ درصدی که در انتخابات ۸۴ شرکت نکردند، تحریم‌کننده‌ی انتخابات بودند. این ۳۷ درصد میشن حدود ۱۰ میلیون.چ نفر. یعنی مجموع تمام کسانی که در انتخابات ۸۴ شرکت نکردند ۱۰ میلیون نفر بودند. حالا باز شما بگید در انتخاباتی که ۴۰ میلیون نفر واجد شرایط بودند و ۳۰ میلیون نفر شرکت کردند، چطور ۲۰ میلیون نفر انتخابات رو تحریم کردند؟!!!!

      نکته دیگه اینکه گفتید این ۲۰ میلیون (منظور همون ۴ میلیون) سبد رای اصلاح طلبان هستند! بر فرض که سبد رای اصلاح طلبان هستند، ولی چرا حاضر نشدند در انتخابات ۸۴ به اصلاح طلبان رای بدهند؟ چه دلیلی باعث شد ۴ میلیون نفری که در سال ۷۶ به خاتمی رای دادند در سال ۸۴ حاضر به رای دادن به کاندیدای اصلاح طلبان نشوند؟ آیا دلیلی غیر از نارضایتی از عملکرد اصلاح طلبان داشتند؟ چطور نارضایتی از عملکرد اصلاح طلبان رو منتی بر سر رقیب می‌دانید؟!

      در جایی دیگه گفتید اگه در سال ۹۲ به روحانی رای نمیدادند کسی مثل احمدی نژاد مجددن رییس جمهور میشد! این حرف تا قبل از یکی دو سال اخیر خوب بود، اما الان دیکه همه فهمیدند دولت روحانی چندین مرتبه در همه زمینه ها از دولت احمدی نژاد بدتره. مردم ترجیح میدن برگردند به دولت احمدی نژاد. دوران استفاده از احمدی نژاد به عنوان لولو دیگه تموم شد. لولوی واقعی روحانیه.

      این کامنت رو کسی مینویسه که تا حالا به هیچ اصولکرایی در انتخابات ریاست جمهوری یا مجلس رای نداده

    دادن پاسخ به احسان لغو پاسخ

    ایمیلتان منتشر نمیشود

    رفتن به بالا