• نشریه‌ی خبری-تحلیلی بلوطستان

    مدیرمسئول و صاحب امتیاز: محمد بساطی

    09169568480  📞

    baloutestan@yahoo.com ✉️

  • درباره‌ی اقوام زاگرسی لر، لک و کرد


    تاریخ نانوشته‌ی لرستان را در
    پرونده‌های بلوطستان بخوانید.
  • خانه / اخبار میانی / اندرحکایت انتقاد ِ خوئینی ها از هاشمی

    حسین علی پور

    اندرحکایت انتقاد ِ خوئینی ها از هاشمی

     

    روزگاری دور، خوئینی ها و هاشمی را وصل ِ مشترکی بود، همان زمانی که این دو روحانی ، مهدی بازرگان را به گوشه ی رینگ بردند و کم کم از گردونه ی سیاست خارج کردند. اولی با تسخیر سفارتش و دومی با ورود روحانیتش به سیاست. گویی ایندو روحانی ِ انقلابی آن سالها وظیفه ی حذف لیبرال ها را بعهده داشتند و در این رسالت ِ صنفی ِ خود نیز موفق بودند.

    گذر ِ زمان اما فاصله ی دو روحانی را بیشتر کرد، چرا که اسب چموش قدرت را توان مهار نبود. اینگونه شد که از دل ِ یکی سوسیالیسم سرباز زد و از دل ِ دیگری شبه لیبرالیسم پدید آمد. از دل یکی حلقه ی کیان شکل گرفت و از دل دیگری مکتب نیاوران. از دل یکی سیدمحمد خاتمی بیرون آمد و از دل دیگری حسن روحانی. از دل یکی سعید حجاریان و از دل دیگری غلامحسین کرباسچی. از دل یکی روزنامه ی سلام و از دل دیگری روزنامه ی سازندگی. از دل یکی توسعه ی سیاسی و از دل دیگری توسعه ی اقتصادی و…

    اینگونه بود که گذشت زمان جدایی ها را عیان تر کرد که البته ریاست جمهوری ۹۲ و انتخاب ِ از سرناچاری ِ چپ های حامی خوئینی ها از گزینه ی هاشمی هم سرپوشی مطمئن بر این شکاف نشد. انتخاباتی که محل تلاقی ِ خیالی «خوئینی ها و هاشمی» بود ولی دیری نپایید که دو طرف راضی به عیان کردن مرزهای تاریخی خود شدند. اما به راستی چرا…؟!

    روزنامه ی سازندگی چند صباحیست که به دنبال پرده برداری از این شکاف است و در این راه محافظه کاری نیز از خود نشان نمیدهد. همان روزنامه ای که پایگاه اصلی رسانه ای هاشمی چی ها شده و اسم و رسم ِ خود را با هاشمی گره زده است. اسمش به تأسی ازسردار سازندگی، روزنامه ی سازندگی نام گرفته و رسمش ادعای لیبرالیسم است و به همین دلیل از چپ فراری ست و خود را راست مدرن مینامد. در این گعده جمع ِ یاران هاشمی جمع است؛ از عطریانفر و کرباسچی گرفته تا مرعشی و قوچانی…

    سازندگی اما این روزها رسالت ِ تاریخی خود را پررنگ کردن خط کشی اعتدالیون با چپ ها میداند، یک روز غلامحسین کرباسچی را به روی جلد میبرد تا تئوری های سعید حجاریان را اشتباه بخواند و روزی دیگر با مصاحبه اش با موسوی خوئینی ها نقدهای «پدرمعنوی اصلاحات از پدرمعنوی سازندگی» را عیان میسازد.

    بنظر اعتدالیون به این نتیجه رسیده اند که باید داوطلبانه مرزهای قدیمی و جدید خود با چپ ها را یادآور شوند و بهمین دلیل «عالیجناب خاکستری و سرخ» را در برابر هم قرار میدهند. گویی هر دو جریان به این طلاق رسمی که البته سالها طلاق عاطفی بوده راضیند. چپ ها که عملکرد دولت را دیده اند تمایل به این ندارند که بار مسئولیت بر دوششان بیفتد، پس علاقمندند از قطار درحال سقوط به ته دره، پایین بپرند و اعتدالیون نیز شاید به دنبال ثبت این جدایی در تاریخند و البته ماندن در حاکمیت. اعتدالیون تسخیر سفارت آمریکا به رهبری خوئینی ها را به چپ ها یادآورشده و آن را عامل اصلی قطع روابط ایران با جهان میدانند و چپ ها دیکتاتوری و قانون گریزی هاشمی در زمان قدرت را عامل فضای بسته ی سیاسی کشور و حذف رقبا میخوانند.

    انگار صحنه های تاریخی دوباره روی پرده ی سینمایی سیاست میآید، به سبک زمانیکه مجمع روحانیون با هدایت موسوی خوئینی ها از جامعه ی روحانیت ِ هاشمی جدا شد حالا نیز قبل از انتخابات ۹۸ و ۱۴۰۰ اتفاقاتی از آن دست رخ میدهد.

    بنظر می‌رسد زخم های تاریخی دوباره سرباز کرده اند، انگار هیچگاه آب ِ “حلقه ی کیانی ها” با “مکتب ِ نیاورانی ها” به یک جوی رود…!

    حسین علیپور/بلوطستان

    پاسخ بدهید

    ایمیلتان منتشر نمیشود

    رفتن به بالا