• نشریه‌ی خبری-تحلیلی بلوطستان

    مدیرمسئول و صاحب امتیاز: محمد بساطی

    09169568480  📞

    baloutestan@yahoo.com ✉️

  • درباره‌ی اقوام زاگرسی لر، لک و کرد


    تاریخ نانوشته‌ی لرستان را در
    پرونده‌های بلوطستان بخوانید.
  • خانه / خبری / اجتماعی / مردی که رکورد تولید گندم جهان را شکست

    پرونده‌ی ویژه‌ی بلوطستان

    مردی که رکورد تولید گندم جهان را شکست

    آن‌که گندم می‌کارد، راستی می‌افشاند
    روز موعود به اتفاق مهندس خوشناموند برای دیدارش راهی کهن دیارترهان شدیم، مقصد ما روستای کَل‌سُرخ یوسف از توابع بخش ترهانِ شهرستان کوهدشت است.
    اکبرمیرزایی مردی میان‌سال، باچشمانی کنج‌کاو و سرشار از انرژی، محکم و جان‌دارخوش‌آمد می‌گوید، به اتفاق در مزرعه‌اش چرخی می‌زنیم.
    کلزا کاشت کرده، دشت را در زیر چادرسبزی از کلزا آراسته، هوای این زمستان عجیب بهاریست، چشم نوازش می‌بیند، خورشید گرمای خود را سخاوت‌مندانه در هوای زمستانه می‌پراکند.
    در وسط مزرعه‌اش چاه عمیقی دارد همراه با استخری کوچک، پُر از ماهی‌های قرمز سفره‌ی هفت‌سین سال پیش.
    نگاهمان هم چنان دشت‌های گسترده را کنج‌کاوی می‌کند. با خود می‌گویم چه‌گونه این مرد در این دیار کم‌امکانات -در دل بحران کم‌آبی و خشک‌سالی- کشاورز نمونه‌ی ملی شده است؟
    سرصحبت باز می‌شود: بله ایشان در سال 92-93 رکود تولید گندم آبی جهان را ارتقا داده است، مسئله‌ای که شوخی نیست، در واقع دوازده تُن و 625 کیلوگرم در هکتار! دهان تعجبم وا و جذابیت اکبر آقا برایم بیش‌تر و بیش‌تر می‌گردد.
    مسئول جهادکشاورزی ترهان می‌گوید: آقای میرزایی از یک هکتار زمین هشت تُن و 300 کیلوگرم گندم دیم برداشت کرده است. این رقم نیز مرا شوکه می‌کند.
    راستی چرا سایر مردم کوهدشت از کشاورزی -به‌عنوان بهترین پتانسیل اشتغال شهرستان- مثل آقای میرزایی استفاده نمی‌کنند؟ این موضوع مرا به چالش بیش‌تری نزدیک می‌کند، میزبان امروز ما کشاورز نمونه کشور است؛ مردی خوش‌صحبت، جسور و «زِرک زِنی»


    خودش را این‌طور معرفی می‌کند: «به‌نام خدا، اکبر میرزایی (گراوند) فرزند یوسف هستم، در روستای کَل‌سُرخ یوسف سکونت دارم و دارای ۴۲ هکتار زمین زراعی یک‌پارچه می‌باشم که با حفر چاه عمیق آن‌ها را به سیستم آب‌یاری تحت‌فشار مجهز کرده‌ام.»
    همراه این مرد خوش‌صحبت، سری در مزرعه می‌چرخانیم.
    می‌گوید«از سال ۱۳۷۰ کشاورزی را به صورت حرفه‌ای و تمام مکانیزه دنبال کرده‌ام و تمام تجربیات موروثی را با دانش دانشگاهی در هم آمیخته‌ام و اگر حیات وفا کند و عمر باقی باشد، دوست دارم با «تغییر الگوی کشت» و اجرای آن به صورت ۱۰۰٪ در سطح جهانی توان رقابت کشاورزان ایرانی را به رخ جهانیان بکشانم.»
    از انرژی این دهقان پرتلاش، لب‌ریز می‌شویم از سوال!
    منتظر تعارف هم نمی‌مانیم، به خانه‌اش می‌رویم تا پای گپ‌وگفت این نازنین مرد زحمت‌کش بنشینیم.
    عناوین کسب شده را که در گوشه‌ی اتاقی جا خوش کرده‌اند از نظر می‌گذرانیم.
    مهم‌ترین عناوین کسب شده
    * گندم‌کار نمونه ملی در جشنواره ملی گندم خوزستان، تقدیر شده توسط رئیس‌جمهور وقت -محمود احمدی‌نژاد- در سال۱۳۸۴ به‌خاطر جابه‌جا کردن رکورد جهان در تولید گندم آبی
    * کشاورز ترویج‌کار نمونه ملی ایران(تقدیر شده توسط کاظم خاوازی معاون وزیر و رئیس سازمان جهاد کشاورزی ایران)
    * مددکار ترویجی نمونه کشور (تقدیر توسط محمود حجتی، وزیر کشاورزی)
    * گندم‌کار نمونه دیم در زراعت کاشت مستقیم در پروژه امنیت غذایی ایران و تقدیر شده توسط مدیر پروژه امنیت غذایی ایران «ایکاردا» (دکتر کیانوش حمیدیان)
    * تقدیر شده توسط وزیر جهاد کشاورزی (اسکندری) به‌خاطر ارتقا سطح تولید بهینه و پایدار ذرت دانه‌ای کشور


    * تولید‌کننده نمونه گندم‌آبی استان در سال ۱۳۹۳ و تقدیر توسط استاندار (هوشنگ بازوند) و مدیرکل جهادکشاورزی (مهرداد غضنفری)
    * تولیدکننده نمونه گندم دیم استان لرستان در سال۱۳۹۵
    * تولید کننده نمونه گندم دیم استان لرستان در سال۱۳۹۴
    * کشاورز نمونه گندم کشور در سال۱۳۹۳ (تقدیر شده توسط وزیرجهاد کشاورزی)
    * تولیدکننده نمونه نخود دیم استان لرستان در سال ۱۳۸۹
    * کشاورز نمونه گندم آبی استان لرستان در سال ۱۳۸۵
    * تولید کننده نمونه گندم استان لرستان در سال۱۳۸۶
    *کشاورز نمونه گندم آبی شهرستان کوهدشت در سال ۱۳۸۳
    * تقدیر شده توسط رئیس سازمان جهادکشاورزی استان لرستان

     
    * کشاورز نمونه ذرت استان در سال ۱۳۸۴
    * مددکارنمونه ترویجی استان لرستان در سال ۱۳۸۰
    * تولید کننده برتر شکر با عیار بالا که توسط بهمن دانایی (دبیر هیئت مدیره انجمن منابع قند و شکر ایران) و شریعتمداری رئیس مطالعات کشاورزی ایران تقدیر شد.
    * ریاست بنیاد گندم‌کاران استان لرستان در سال ۱۳۹۷
    * عضو خانه کشاورز


    * عضو بنیاد توان‌مندی گندم‌کاران ایران
    * عضو کمیسیون کشاورزی آب، منابع طبیعی، صنایع و معادن اتاق بازرگانی استان لرستان
    * عضو فعال اقتصادی در بخش کشاورزی استان لرستان
    *عضو انجمن حبوبات‌کاران‌دیم استان


    * دارای پروانه فعالیت شرکت مکانیزاسیون کشاورزی در زمینه‌ی کاشت، داشت و برداشت
    * دارای ۴ سایت الگویی، به عنوان پایلوت برای مشکل بحران کم‌آبی در سال زراعی 97-98
    * دارای چهار مدرک از دانشگاه کشاورزی لرستان شامل: ۱-زراعت عمومی ۲- زراعت گندم و جو آبی و دیم ۳-کشت ذرت ۴- ماشین‌آلات کشاورزی و زراعی


    اکبر میرزایی در طی سال‌های فعالیتش ضمن اخذ مدرک دانشگاهی در رشته‌ی کشاورزی؛ برای دریافت مهارت‌هایی در زمینه: زراعت گندم و جو، چغندر، تجارت محصولات کشاورزی و دامی با کشور ترکیه، بهره‌برداری و نگه‌داری از سیستم آب‌یاری قطره‌ای، زراعت کلزا، تربیت کارگر ماهر جهت تغذیه‌ی دام، تعمیر ماشین‌آلات کشاورزی و دام‌پروری، زراعت غلات و زراعت عمومی، روی هم رفته در مراکز دانشگاهی و فنی و کشاورزی
    ۲۵۶۵ ساعت آموزش عملی و ۶۶۸ ساعت آموزش نظری را طی سالیان فعالیت خود، به‌صورت مستمر گذرانده و گواهی‌نامه پایان‌دوره‌ها را اخذ نموده است.
    اکبر میرزایی و چرایی موفقیت‌هایش
    اکبر میرزایی هر روز مصمم و با انگیزه قدم‌هایش را روبه جلو برداشته‌است، از درو کردن تمام عناوین استانی تاسطح ملی و حتی جهانی، او پس از شکستن رکورد کشوری در زمینه تولید گندم دیم در سال 84- 85 (8300 کیلوگرم در هکتار) ، در تولید گندم آبی در سال92-93 با حدنصاب (12625 کیلوگرم در هکتار) رکورد جهان را در تولید گندم آبی به تسخیر اراده و همت خویش در می‌آورد و هم‌چنین در سال ۷۶ با تولید کلزا (3110 کیلوگرم در هکتار) تولیدکننده نمونه‌ی منطقه می‌شود.
    در مورد آن‌چه از کشاورزی به ذهن ما نمی‌رسد ایشان پیش‌رو و عنوان‌دار است.
    مصمم برای تغییر الگوی کشت
    این روزها مثل دیروزهایش دغدغه‌مند است. سودای «تغییر الگوی کشت» را در سر می‌پروراند و پیش‌گام‌تر از اعلام بحران مهندسان کشاورزی از سال ۱۳۸۴ هوش‌مندانه، بساط کشت‌های آب‌دوست را از سر سفره‌ی زمین‌های خود برچیده است. این کشاورز نمونه هر زمان بنا به ضرورت و نیاز مزرعه‌اش در طراحی و ارتقاء ادوات کشاورزی تغییراتی ایجاد می‌کند و آن‌جاست که بیش‌تر به یک مهندس مکانیک شباهت دارد.
    ایشان همیشه در ایفای نقش‌هایش یکه‌تازی می‌کند؛ چه در زمینه‌ی کشاورزی، چه مکانیکی، چه مسائلی ایلی و قوم و خویشی و چه در قامت یک پدر برای خانواده‌اش.
    در زیر با برخی از دیدگاه‌های تعالی‌یافته‌ی ایشان آشنا می‌شویم.
    خلاقیت‌های منحصر به فرد
    ایران دارای رتبه‌ی یک جهان در فرسایش خاک
    گاوآهن: ایشان می‌گوید:« ایران رتبه‌ی یک جهان را در زمینه‌ی فرسایش خاک دارد» و اما گاوآهن و تردد بیش از حد تراکتور یکی از عوامل مددرسان به تخریب و فرسایش هر چه بیش‌تر خاک است.
    اکبر آقا می‌گوید سال‌هاست گاوآهن را از میان ادوات کشاورزی حذف کرده و با توجه به تخریب فیزیک خاک، گاوآهن بافت خاک را به مرز نابودی می‌کشاند. بنابراین نگاه کارشناسانه ایشان ادوات نوینی را شامل چیزل، خاک‌ورزمرکب، کشت‌کار مستقیم و… را جای‌گزین گاوآهن معرفی می‌کند.
    ریزگردها مانع جذب کودهای مایع
    کودها: ایشان به شکلی خلاقانه و منحصر به ‌فرد در منطقه از کود بذرمال استفاده می‌کند. ایشان به صورت دست‌پاش کودهای جامد اوره را با کودهای مایع آغشته می‌کند و بعد از خشک شدن، به‌صورت غنی شده مورد استفاده قرار می‌دهد.
    شگرد ایشان در استفاده از کودهای مایع در سیستم بارانی خود درس بزرگی است. برای کشاورزان جوان، اکبرآقا می‌گوید در استفاده از کودهای مایع بزرگ‌ترین مشکل ما وجود ریزگردها بر تن گیاهان هستند. ایشان برای حل مشکل، مدت ۱۵ دقیقه با آب‌پاش بارانی ریزگردها را شست‌شو می‌دهد سپس کود مایع را با دُز بالا به باله‌های سیستم بارانی تزریق می‌کند. و سپس آن‌را به مدت۱۵ دقیقه به‌صورت بارانی در مزرعه می‌پاشد و در پایان فرصت جذب را ایجاد می‌کند و پس از آن دوباره کشت را آب‌یاری می‌کند.
    شخم‌زدن
    ایشان شخم‌زدن به شیوه‌ی سنتی را ۱۰۰٪ از چرخه‌ی کار خود حذف نموده است و به جای آن از کشت‌کار مستقیم سود می‌برد (بدون خاک‌‌ورزی اولیه) این روش باعث عدم فرسایش خاک و حفظ مواد مغذی و بافت خاک می‌شود. ایشان در مورد خاک‌ورزی برای کاشت گندم می‌گوید با توجه به نشست خاک بعد از خاک‌ورزی بایستی فرجه‌ای ۲۰_۳۰ روزه به خاک بدهیم برای نشست اولیه خاک و بعد از آن عملیات کاشت را انجام بدهیم.
    تولید بذر
    ایشان خیلی از آیتم‌های به‌زراعی و به‌نژادی را رعایت می‌کند و همین امر موجب شده که یکی از تولیدکنندگان اصلی بذر پرورشی و مادری در سطح استان باشد. در این مورد آیتم‌های زیر را با وسواس خاصی رعایت می‌کند
    عدم استفاده از کودهای فسفاته
    که باعث انجماد و خشکی خاک می‌شوند.
    رعایت آیش و تناوب زراعی
    یک بذر را دوسال پی‌درپی نمی‌کارد.
    آتش نزدن کاه و کلش
    رعایت این موضوع به‌خاطر نابود نشدن بقایای گیاهی و برگرداندن مواد عالی به خاک انجام می‌گیرد و هم این‌که کاه و کُلش به عنوان کود آلی در خاک ذخیره می‌شود و در ضمن موجب جذب بهتر آب در زمین (خاک) می‌شود.
    شخصیت ممتاز و متمایز
    آیا تا به حال از تسهیلات بانکی جهت کشاورزی استفاده کرده‌اید؟
    قاطعانه می‌گوید: «نه!»، می‌گویم چرا؟ پاسخ جالبی می‌دهد: برای منِ کشاورز در سیستم بانکی اعتبار قایل نیستند و برای گرفتن وام، جورکردن ضامن خودش دردسر بزرگی است.
    می‌گوید: از شما می‌پرسم؛ من با داشتن ۴۲ هکتار زمین مرغوب و داشتن ادوات چند صد میلیونی، شایسته است برای ضامن به یک صاحب جوازکسب محتاج باشم _به عنوان مثال فلان کاسب که سرمایه‌اش به یک میلیون نمی‌رسد_ … می‌خندم و او نیز می‌خندد.
    از او می‌پرسم آیا گلایه‌ای دارد؟
    این مرد رُک و راست این بار با کلامی میان آره و نه! پاسخ می‌دهد؛ مشکلاتی هست اما ننویسید، شاید مسئله‌ای پیش آید، مثلاً: شکستن لوله‌های بارانی و حتی گاهی اقدام به خراب کردن ترانس برق و… از جمله مواردی است که هر از گاهی از سمت بومیان منطقه، قلقلکمان می‌دهد.
    بهترین نوع گندمی که می‌شناسید؟ هر کدام از گونه‌ها محاسن و معایبی دارند اما بهترین گندم برای مناطق نیمه‌گرم‌سیر، گندمی با نیاز آبی کم‌تر، مقاوم در مقابل تنش خشکی، زودرس و دارای عمل‌کرد بالا و متناسب با خاک و آب و هوای جنوب غرب استان لرستان توصیه من است.
    چه نسخه‌ای برای مسئولین امر جهت عبور از بحران کم‌آبی می‌پیچید؟
    کشاورزان را به سمت کاشت ریزدانه‌ها متمایل کنند و هم‌چنین حمایت خود را به بخش تامین ادوات نوین جهت کاشت و برداشت ریزدانه‌کارها منتقل کنند؛ تا مردم عادت کنند به کاشت نخود پایه بلند و کلزا و همچنین چغندر پاییزه و این‌که دولت برای محقق شدن این مورد باید به‌صورت تضمینی حبوبات و ریزدانه‌ها را از کشاورزان خریداری کند.
    چه پیامی برای کشاورزان منطقه دارید؟
    «تغییرالگوی کشت»! باید بپذیریم که آب نداریم و کشت برنج، هندوانه، ذرت و… را حذف کنیم، هم‌چنین بپذیریم در شرایط بحران قرار داریم و هرکشاورزی به اندازه حق‌آبه آب مصرف کند.
    حاصل تمام تجربه‌اتان را کوتاه بگویید؟
    هر کشاورزی باید۳ امکان داشته باشد:
    ۱_ داشتن سرمایه (ادوات، بذر، کودها و…)
    ۲_ توان کاری و نیروی انسانی
    ۳_ حمایت دولتی (کاشت، داشت، برداشت، خرید محصول، مشاوره و …)
    نظرتان نسبت به این همه تندیس و لوح تقدیر که کسب کرده‌اید، چیست؟ می‌خندد! این‌ها بیش‌تر از منظر روانی و انگیزشی برای من اهمیت دارند، و گرنه از نظر مالی نه!
    مهم‌ترین مشغله‌ی این روزهای شما؟
    در حال حاضر ۴ پایلوت (مزرعه‌نمایشی) دارم: ۱- کلزا ۲- نخود دیم ۳- کشت مستقیم ۴- گندم آبی.
    اکبرآقا با افسوس می‌گوید: «زمین باید نفس بکشد.» می‌گویم چگونه؟ می‌گوید: «با آیش مناسب»
    مرد رویاندن نان از دل سنگ
    اکبرآقا اهمیت کارش در این نکته نهفته است؛ ایشان در منطقه‌ای کشاورزی می‌کند که از منظر آبی از میانگین سایر نقاط کشور، استان و شهرستان در پایین‌ترین سطح قرار دارد. بخش ترهان با وجود18500 هکتار زمین زراعی مناسب، متأسفانه ۱٪ از آن‌ها آبی هستند. او می‌گوید: «در شهرستانی زندگی می‌کنیم که دو شاه‌رگ حیاتی سیمره و کشکان از دل زمین‌های تشنه‌‌اش می‌گذرد و به خوزستان ره‌سپار می‌شوند و متأسفانه ما جهت استفاده از این آب‌ها هیچ کاری نکرده‌ایم و در سطح مسئولین و سیاست‌مداران‌مان نیز از این حق دفاع نشده است، تا جایی ‌که خوزستانی‌ها به گونه‌ای طلب‌کارانه، مدعی آب‌های بالا‌دستی هستند. جای بسی تأسف‌ است برای ما و مردم منطقه به عنوان کشاورز که در خانه‌ی خود تشنه‌لبان پرسه‌ی اعصاب خُوردکن می‌زنیم و جوانانمان به سودای اشتغال آواره و دربه‌درکلان‌شهرها می‌شوند.
    خوزستانی‌ها به ما حق‌آبه بدهند
    فرق من با یک کشاورز خوزستانی چیست؟
    اکبر آقا می‌گوید اگر آب نیست برای همه نباشد. اگر هست به‌طور عادلانه و مساوی بین کشاورزان توزیع شود. در غیر این صورت، خوزستان به ما حق‌آبه بدهد.
    چرا آن‌ها از منابعی که در استان خودشان هست یارانه می‌گیرند و برایشان ایجاد اشتغال و تولید نان می‌شود و برای ما این ‌گونه نیست!؟
    در قامت یک مهندس طراح و ارتقاء دهنده ادوات کشاورزی
    ایشان با داشتن مدارک و گذراندن دوره‌های مربوطه؛ در مواقع لزوم در قامت یک مهندس طراح در ادوات کشاورزی دست می‌برد و آنها را ارتقاء می‌دهد و جای این نکته خالی است که می‌توان با یک سرمایه‌گذاری مختصر از دانش تجربی و عملی ایشان در این زمینه سود برد به عنوان مثال:
    * دست بردن در بوم برداشت نخود جهت ریزش کم‌تر محصول
    * طراحی و ساخت دستگاه وجین چغندر
    * کالیبره کردن ریزدانه‌کار کلزا در حد کشت ‌۵_۶ کیلوگرم در هکتار (استفاده بهینه از بذر) این موضوع کالبیره کردن کاری بسیار تخصصی است. به طوری که در سطح‌کشور هنوز این راندمان در حد ۹ تا۱۰ کیلوگرم است که باعث هدر رفتن مقدار قابل ملاحظه‌ی بذر و بالا رفتن هزینه‌ی کشاورزان می‌شود.
    اکبرآقا در سال ۱۳۹۷ با استفاده از ادوات خود اقدام به کشت در سایت ایکاردا شهرستان نموده است. سایت ایکاردا یک سایت بین‌المللی است که جهت حفاظت از خاک و استفاده از ادوات نوین کشاورزی یا کشت کردن مستقیم بذر، بدون خاک‌ورزی فعالیت می‌کند. ایشان دارای گواهی تاییدی از مدیریت غذایی ایران -ایکاردا- می‌باشد و از سال ۱۳۹۵ تاکنون علاوه بر اجرای پروژه در مزارع خود به این مهم می‌پردازد.
    پدری نمونه
    اکبرآقا در خانه نیز پدری موفق است با تربیت فرزندانی که همه تحصیلات دانشگاهی دارند. یکی از فرزندانش دانشجوی دندان‌پزشکی است، یکی دکترای نرم‌افزار دارد، یکی فوق‌لیسانس صنایع‌غذایی خوانده، دیگری فوق‌لیسانس بالینی گرفته؛ دو نفر از فرزندانش هم در حال تحصیلند که یکی فوق‌لیسانس جامعه‌شناسی می‌خواند، و دیگری هم دانشجوی اقتصاد کشاورزی در دانشگاه همدان است.
    ایجاد اشتغال
    آقای میرزایی در قلمرو خویش برای چهار نفر ایجاد اشتغال دائم نموده و به صورت فصلی حدود 15 نفر را مشغول به کار کرده است.
    در آیینه‌ی رسانه‌ها
    نمی‌دانم چرا مناطق ما و همین لرستان در پی‌گیری و طرح موفقیت هم‌تبارانمان خساست به خرج می‌دهیم، چرا برگزیده شدن ایشان به عنوان مددکار ترویجی نمونه کشوری در سال 1397 در سکوت خبری مغفول مانده ‌است.
    با نگاهی به عناوینش دیدم که در ۴مرداد ۱۳۹۵ در روزنامه‌ی کشوری سبزینه به عنوان کسی که رکورد تولید گندم را زده با ایشان مصاحبه شده و هفته‌نامه‌ی تحلیلی-خبری-پژوهشی تولیدگران کارآفرین در اردی‌بهشت ۱۳۹۶با وی مصاحبه نموده و او را کانون توجه قرار داده با این همه اما در رسانه‌های استان متأسفانه این مهم نادیده گرفته شده است و در سکوت خبری جفاها کردیم در حق داشته‌هایمان، چگونه است رسانه‌های بومی در پرداختن به مسائل و جنگ‌های سیاسی به صورتی چشم‌گیر حضور دارند؟
    صحبت‌های رئیس جهاد کشاورزی
    در این بخش پای صحبت‌های مهندس حمید خوشناموند -رئیس جهاد کشاورزی ترهان- می‌نشینیم.


    جهاد کشاورزی تا چه اندازه هم‌راه و هم‌دل کشاورزان منطقه و به‌خصوص اکبر میرزایی‌ها بوده است؟
    جهادکشاورزی به دور از تبعیض، هم‌دلانه و به‌صورتی صمیمی خود را ملزم به خدمات‌دهی تمام کشاورزان منطقه می‌داند و در مورد کشاورزان پیش‌رو امثال آقای میرزایی در حد توان از هیچ مشاوره و خدماتی مضایقه نمی‌کند.
    دانش آقای میرزایی در زمینه کشاورزی را چگونه ارزیابی می‌کنید؟
    دانش بومی پتانسیلی است که جدیداً کارشناسان آکادمیک به آن ایمان ‌آورنده‌اند و آقای اکبر میرزایی در این زمینه بسیار پرتجربه و هوشمند است؛ به طوری که ایشان دانش بومی را با دانش دانشگاهی پیوند داده و به نظر من نقطه‌ی قوت او همین نکته است به اضافه‌ی پشت‌کار و انگیزه‌ی مثال زدنیش.
    کاستی‌های موجود در اداره مطبوعتان و انتظار شما از مسئولین بالا دستی چیست؟
    نخست: بحث پمپاز آب سیمره که نزدیک به ۴ هزار هکتار از اراضی مستعد ترهان با فاصله‌ای حدود ۳ کیلومتر می‌توانند آب‌رسانی شوند و از تشنگی و تلف شدن نجات یابند.
    دوم: تا رسیدن آب می‌توان در زمینه‌هایی دام‌پروری و کشت حبوبات با حمایت و تضمین خرید محصولات، راهی برای استفاده حداکثری از پتانسیل منطقه و ایجاد اشتغال و در نهایت جلوگیری از مهاجرت جوانان منطقه گشود.
    سوم: با توجه به تفاوت خاک و آب و هوای ترهان با آب و هوای مرکز استان، معمولاً ارقام جدیدی که مورد آزمایش و نهایتاً بازدهی و بهره‌وری آزمایشگاهی قرار می‌گیرند. با توجه به این تفاوت در ترهان، بازدهی موردنظر اتفاق نمی‌افتد. بنابراین ایجاد یک مرکز تحقیقاتی کوچک یا تداوم بحث سایت‌های مقایسه‌ای ارقام، ضروری به نظر می‌رسد و این مهم، مستلزم صرف هزینه‌ها و حمایت جدی سازمان جهادکشاورزی استان است.
    آیا برنامه‌ای برای استفاده از توان تجربی آقای میرزایی دارید؟
    بله! برنامه داریم که از تجربیات ایشان به‌عنوان صاحب‌نظر و کشاورز پیش‌رو در جهت تربیت و آموزش نسل جوان کشاورز با برگزاری دوره‌های آموزش عملی و تئوری بهره ببریم، کما این‌که آقای میرزایی تا کنون در کارگاه‌های عملی زیادی به عنوان مدرس حضور داشته‌ و مراحل انجام یک عملیات کشاورزی را به طور کامل برای سایر کشاورزان توضیح داده‌اند.
    آقای میرزایی و سایر کشاورزان منطقه، از سیل‌آب‌های ویران‌گر بارها متضرر شده‌اند آیا در این زمینه کاری کرده‌اید؟ در سال‌های پُرباران متأسفانه به دلیل زیرساخت‌های نامناسب آب‌خیزداری و آب‌خوان‌داری در منطقه به سهولت، اندک باران‌ها تبدیل به سیل‌آب و در نهایت زیر آب رفتن مزارع و صدمات۱۰۰٪ به کشاورزان می‌شود و هم این که روان‌آب‌ها نیز هدر می‌روند. آن‌چه که در این زمینه از دست ما برآمده است، طی چندین مرحله مکاتبه با ادارات منابع‌طبیعی -زیربخش آب و خاک- و جهادکشاورزی شهرستان کوهدشت انجام داده‌ایم و طی گزارش و همراه با صورت‌جلسه مردمی آن را به مسئولان بالادستی منعکس نموده‌ایم و در این راستا مسئولین جهت رفع مشکلات قول مساعد داده و هم چنان تا حصول نتیجه پی‌گیر موضوع هستیم.
    حرف‌های پایانی شما؟
    دو پیشنهاد دارم،
    پیشنهاد اول:
    راه‌اندازی یک واحد در سطح مدیریت‌های جهاد کشاورزی، جهت شروع کار و تولید محصولات سالم و رفته‌رفته رسیدن به کیفیت مطلوب تولید محصولات ارگانیک؛ حداقل در یک محصول خاص مانند انار
    پیشنهاد دوم:
    ایجاد یک استخر (سد مخزنی کوچک) ذخیره‌سازی، جهت ذخیره کردن آب چشمه گراب (چشمه گوگردی) با توجه به افزایش میزان آب‌دهی آن در سال زراعی جاری که بتواند بستری باشد برای ذخیره‌ی این آب در فصول غیرآب‌یاری و استفاده از آن در فصول آب‌یاری، که می‌تواند امتیاز و خدمت مهمی باشد برای باغ‌داران منطقه و در ضمن با توجه به اهمیت و خاصیت چشمه‌های گوگردی می‌توان از ظرفیت گردش‌گری و هم چنین کیفیت زیست‌بومی آن به سود مردم ترهان سود برد.
    دغدغه‌ی خبرنگاری
    آن‌چه که در خلال این گزارش دغدغه‌ی جدی من خبرنگار شده است
    چرا کشاورزان بیمه تأمین‌اجتماعی نمی‌شوند؟
    من مانده‌ام که واقعاً وزارت عریض و طویل کشاورزی واقعاً خدماتش به کشاورزان چیست؟ این همه مهندس پشت میزنشین عملاً کمک‌شان به کشاورزان چه می‌تواند باشد؟ صادر کردن حواله‌ی کود و گندم! گلایه و راه‌کار بنده به‌عنوان یک دهقان‌زاده به مسئولین و مخاطبان به عنوان یک مطالبه این است: «چرا کشاورزان از داشتن بیمه تأمین‌اجتماعی محروم هستند!» چرا چنان همه‌ی مشاغل به آن نگریسته نمی‌شود؟
    دولت (وزارت جهاد کشاورزی) می‌تواند در این بخش با یارانه به کشاورزان کمک کند تا امر بیمه تأمین‌اجتماعیشان روبه‌راه شود تا هم برای امروز و هم فردای خستگی و پیری امیدی پیش‌رو داشته باشند. و در سنی بازنشسته شوند و حقوق بازنشستگی بگیرند. این موضوع می‌تواند، دامنه‌ی انگیزه‌ی بسیار بالایی برای کشاورزان ایجاد کند. و هم این که به عنوان یک شغل پایدار به آن نگریسته شود.
    چگونه است دولت برای بسیاری از صنوف یارانه بیمه تأمین‌اجتماعی می‌دهد اما کشاورز به حال خود رها شده است؟
    اگر دست برداریم از این ندانم‌کاری‌ها، بخش عظیمی از جامعه از زندگی دلالانه نجات خواهند یافت و به عنوان تولید کننده زیست مثبتی خواهند داشت. کشاورزی کهن‌سال‌ترین پیشه‌ی مردمان این سرزمین است و این‌که در منابع ما طبقه‌ی دهقان به عنوان قشری قابل احترام زیست مناسبی داشته‌اند.
    ایران،رتبه نخست فرسایش خاک جهان
    ایران صاحب رتبه نخست جهان در فرسایش خاک است، این یعنی این‌که همه جوره برخورد ما با محیط زیستمان به دور از فرهنگ‌سازی، دوراندیشی و ناآگاهی است، به عبارتی در این زمینه بسیار فقیر هستیم. در کوه و دشت این سرزمین سر که می‌چرخانی، موجی از افسوس تو را به تلاطم وا می‌دارد، این همه پتانسیل خدادادی، با چه عقل سلیمی نادیده گرفته می‌شود؟ دشت‌هایی که در میان دو رود سیمره و کشکان تشنه‌لب، از آبادانی وامانده‌اند! و از این سوی ماجرا پیشه‌ی آبا اجدادیمان -دهقانی- رها شده است و عمده‌ی جوانان این دیار در سودای اشتغال ره‌سپار کلان‌شهرها می‌شوند تا خدا می‌داند چه‌کاره شوند؟


    واقعاً درد اصلی این ملت چیست؟ آیا خود ما مردم نقشمان در پرورش مسئولین -پشت گوش انداز- چه اندازه است؟ آیا مسئولی که فقط به صورت، سوری تمام تلاشش رزومه‌سازی است راهی پیش پای ما مردم می‌گذارد؟
    صنایعی چون ذوب‌آهن و پتروشیمی کمترین سنخیت را با اقلیم ما دارد و بدبخت دهقانی که برای لقمه‌ی نانی، زمین‌های آبا اجدادیش را رها می‌کند و…
    به‌راستی چرا ما از هم‌بستگی تهی شده‌ایم و برای یک هدف مشترک که همانا تامین آب برای مزارع و سایر تمهیدات و زیرساخت‌ها مطالبه‌ی جدی نداریم؟ چرا سرنوشت خود و خویش و فرزندانمان را به دست فلان مسئول و فلان نماینده سپرده‌ایم؟ آمدیم و طی یک معامله همان نماینده، آینده ما را به اندک بهایی فروخت، چاره‌ی کار ما آیا این است که زیرلب بد و بی‌راه بگوییم و فحاشی کنیم؟، چنین نگرشی شاید در کوتاه مدت مسکنی باشد، اما باور کنیم ما مردم، راه مطالبه‌ی حق و حقوق خود را نمی‌دانیم، اشتباهی نخ امید امروز و فردای خود را به ناف نمایندگان ناکارآمد گره زده‌ایم، بدبختی امروز ما مصداق بارز این ضرب‌المثل است: «آب درکوزه و ما تشنه‌لبان گردجهان می‌گردیم.» باورکنید هرکدام از ما می‌تواند یک اکبر میرزایی باشد. اگر، اگرها را با کمک هم پاسخ بگوییم. بدون شک دیار کوهدشت، رومشکان، ترهان، کوهنانی و… می‌تواند به واسطه‌ی کشاورزی سبزترین شهر ایران نام بگیرد.

     

    گزارش: شاهپور لطفی؛ عکس‌ها: شهاب مرادیان

    یادآوری: این مطلب در ماه‌نامه بلوطستان شماره 27 بتاریخ 30/11/1397 چاپ شد.

    پاسخ بدهید

    ایمیلتان منتشر نمیشود

    رفتن به بالا