• نشریه‌ی خبری-تحلیلی بلوطستان

    مدیرمسئول و صاحب امتیاز: محمد بساطی

    09169568480  📞

    baloutestan@yahoo.com ✉️

  • درباره‌ی اقوام زاگرسی لر، لک و کرد


    تاریخ نانوشته‌ی لرستان را در
    پرونده‌های بلوطستان بخوانید.
  • خانه / اخبار میانی / ماه مبارک در دیار مهربانی

    «آئین‌های ماه رمضان در پارسیان و غرب هرمزگان» ✍محمد بساطی*

    ماه مبارک در دیار مهربانی

    اشاره:‌ سر و کله‌ی ماه مبارك که پیدا می‌شود، هوای جامعه روحانی مي‌گردد، شمیم روح‌بخش معنويت دل و جان‌‌ها را جلا می‌بخشد و صوت دل‌نشین قرآن هم‌راه قرائت دعاهاي سحری و نیایش‌های نیمه‌شبی بر تمامت جامعه تأثیر می‌نهد و در نتیجه‌ِ اين تأثیر و تأثر متقابل بسياري از ويژگي‌هاي خوب نمايان و رفتارهاي نابهنجار كاهش مي‌يابد و فضاي رواني جامعه به اعتدال و ملاطفت میل می‌نماید…  در این ماه انرژي‌هاي مثبت منتشره در فضاي جامعه  سبب شادابي و نشاط روحانی می‌شوند و انعكاس آن‌ها باعث احساس لذت، شادكامي و رضايت از زندگي مي‌گردد كه نتيجه آن كاهش جرائم و آسيب‌هاست. از این رو نیاز است بدان پردازیم.

    پارسیان که یک‌دهه پیش‌تر گاوبندی نام داشت و به بهانه‌ی هم‌جواری با آب‌های نیلگون خلیج همیشه پارس، به این نام زیبا مزین شد، از شهر‌های هرمزگان به شمار می‌آید که حلقه‌ی اتصال این استان با استان‌های فارس و بوشهر است، شرایط جغرافیایی خاصی دارد و قرار گرفتن در بین کوه و دریا و داشتن نخلستان‌های زیبا و آمد و شد با کشورهای همسایه تنوع فرهنگی ویژه‌ای به این خطه بخشیده و هم‌زیستی دیرینه‌ی سنی و شیعه در این دیار به رفتاری مسالمت‌آمیز و برادرانه انجامیده که می‌تواند الگوی عملی برای ایجاد دوستی مذاهب و قومیت‌ها در سایر نقاط ایران زمین قرار گیرد.

    ماه مبارک رمضان در بین مردمان خون‌گرم و مهربان این دیار موج و شرجی‌خیز، رنگ و بوئی دگر دارد، دیدنی‌های این دیار در ماه مبارک بسیار است، از تكاپوی مردم در واپسین روزهای ماه شعبان و به پیشواز رمضان رفتن تا تلاش بانوان برای تهیه‌ی شیرینی‌های تازه و خوراکی‌های گوارا برای زینت‌بخشیدن سفره‌ی افطار و گستردن خوان هر روزه افطاری در مساجد شهر و روستا تا نمازهای شبانه‌ی تراویح و  تعطیلی پیش از ظهر مغازه و بازار شهر همه و همه جلوه‌ای دیگر به این شهر آموزگارپرور بخشیده است، به گونه‌ای که هر تازه‌واردی در این موسم به راحتی متوجه می‌شود شهر، شهرالرمضان است و موعد، موعد روزه‌داری.

    در روستاهای شهرستان پارسیان نیز بسان سایر بلاد که همیشه آبادی‌ها نسبت به سنت‌ها پای‌بندی بیش‌تری دارند و به رسم و رسومات آبا و اجدادی وفادارترند و مهربانی و صمیمیت دیرتر از مکان‌های شهری در آن‌ها رخت می‌بندد، لختی پیش از افطار، دیدن بقچه‌‌های تازه‌ی شیرینی به دست زنان و دختران منظره‌ی آشنایی است، دقایقی مانده به افطار، هر همسایه کاسِمسای (هدیه‌ای) به خانه‌ی همسایه می‌برد و شیرینی‌هایی که اغلب خرماآلودند، بر سفره‌ها خودنمایی می‌كنند؛ شیرینی‌هایی که کدبانوی خانه پخته یا از خانه‌ی همسایه رسیده است. فرقی نمی‌کند شیعه باشی یا سنی، قوم و خویش باشی یا نه، همین‌که همسایه هستی کافیست تا پایان یک روز گرم تشنگی و گرسنگی با تقسیم شیرینی به شادی مبدل شود، همه شادمانه در كنار سفره‌ی افطار می‌نشینند.

    زنان معمولاً در منزل و مردان در مسجد افطار می‌کنند، مردها پیش از اذان راهی مسجد می‌شوند، تا با بلند شدن بانگ الله‌اکبر بر سفره‌ی افطار که توسط مشتاقان کار خیر گسترده شده، بنشینند و با ذکر «بِسْمِ اللَّهِ اللَّهُمَّ لَکَ صُمْنَا وَ عَلَی رِزْقِکَ أَفْطَرْنَا فَتَقَبَّلْ مِنَّا إِنَّکَ أَنْتَ السَّمِیعُ الْعَلِیمُ» روزه خود را بگشایند و خوراک بخورند و سپس با جماعت نماز را اقامه نمایند.

    اهل سنت باور دارند که در تناول افطار باید عجله کرد، اما وعده‌ی سحری را تا لحظه‌ی آخر به تأخیر انداخت. آن‌ها می‌گویند: «العجل افطار و تاخیر سحر»  

    سفره‌ی افطاری اهل سنت کار زیبا و حسنه‌ایست که هر روز و تا پایان ماه رمضان توسط همسایگان مسجد و به منظور طعام دادن به  میهمانان خدا، در راه ماندگان، مسافران و مسكینان و… گسترده می‌شود. هر کس هر اندازه که برایش مقدور است غذا، میوه و یا خوراکی‌های شیرین به متولیان مسجد می‌دهد و کسانی که رتق و فتق امور مسجد را برعهده دارند جوری برنامه‌ریزی می‌کنند تا روزانه سفره سربلند از آب درآید. آن‌گونه که نقل می‌کنند زیبایی شب‌های ماه رمضان، دید و بازدیدها و رونق كسب و كار در شب‌های پارسیان بیش‌تر از روزهاست. شب‌های نوزدهم تا بیست و دوم، شهر حالتی دیگر به خود می‌گیرد و به مناسبت ضربت خوردن و شهادت مولای متقیان -علی علیه‌السلام-، شهر غم‌آلود می‌شود و حسینیه‌ها و مساجد با یادآوری فضیلت‌هایش فضای معنوی به خود می‌گیرند، حتی آنانی كه به هر دلیلی از روزه گرفتن بازمانده‌اند، رو به سوی روزه می‌آورند و به مناسبت شهادت شیر خدا، آش یا حلیمی می‌پزند و خیرات می‌کنند.

    در روزهای آخر این ماه، ختمِ بخش‌ها آغاز می‌شوند. ختمِ بخش یعنی افطاری دادن به مناسبت ختم قرآن و قرآن‌خوانی در همان جایی كه ختم بخش داده می‌شود. شب‌های پایانی جنب و جوش مردم برای خرید لباس عید و رونق كاسبی نظرها را به خود جلب می‌كند. در این شب‌ها چهره‌ها اندوه‌گین می‌شوند و از مساجد صدای «الوداع، الوداع» به گوش می‌رسد. شخصی خوش‌آواز، شعر «الوداع»[1] را می‌خواند و حاضران با گفتن: «الوداع، الوداع یا رمضان / الوداع، الوداع شهر نور و الغفران» پاسخ می‌دهند. شنیدن این آهنگ غمی بر دل‌ها می‌نشاند و دریغی می‌آفریند از این جنس «رمضان رفت، تا سال دیگر، كی زنده و كی مرده»

    چندین شب قبل از الوداع، نماز قیام (تهجد) در مساجد برگزار می‌شود. آرام‌آرام رمضان رخت رفتن می‌پوشد و روز عید فرا می‌رسد. همه صبح زود، لباس‌های نو می‌پوشند و برای حضور در مسجد خیز بر می‌دارند. بانگ الله‌اكبر موذن از مسجد جامع  برمی‌خیزد، می‌گوید از نماز عید باز نمانی، شتاب كن.

    امام جماعت با ردای پاکیزه و عطر آگین در محراب مسجد جلوه‌گر می‌شود، نماز را اقامه می‌کند و همه را به صلح، دوستی و برادری فرا می‌خواند.

     پس از خطبه، آغوش‌ها را می‌گشایند و هم‌دیگر را در بر می‌گیرند و عید را به هم تبریک می‌گویند.

    گروه‌گروه راه می‌افتند و راهی خانه‌هایی می‌شوند كه از قبل برای پخت غذا اعلام آمادگی کرده‌اند، در خانه‌های که غذا مهیاست، روزه‌داران با نظم و نسق خاصی غذا می‌خورند و امام جماعت دست به دعا بر می‌دارد و همگان آمین‌گویان برای صاحب‌خانه و نیاکانش دعا می‌كنند.

    آئین غذای عید در روستای میلکی شهرستان پارسیان جلوه‌ای زیبا از یک‌رنگی است، اهالی میلکی برای این‌که دارا و ندار همه در شادیِ عید شریک باشند و کسی با دادن غذای بیش‌تر نسبت به دیگری احساس تفاخر نکند، در معابری  که روز قبل از عید شست‌وشو و نظافت شده‌اند، سفره‌ای دراز پهن می‌کنند و هر کس هر اندازه توان دارد، غذا سر سفره می‌گذارد، هنگامی نمازگزاران از مسجد جامع بر می‌گردند، گرد سفره می‌نشینند و از غذاهای چیده شده‌ی سفره تناول می‌نمایند.   

    عید فطر در پارسیان نسبت به سایر اعیاد ملی-مذهبی باشکوه‌تر برگزار می‌شود و عید تا سه روز ادامه دارد و اهالی طی این مدت ضمن عیدمبارکی و دیدوبازدید و عیدی دادن، به صورت دسته‌جمعی به خانه‌ی كسانی كه در سال جاری داغ‌دار و مصیبت‌دیده شده‌اند سر می‌زنند و با شادباش عید به آن‌ها برای شادی روح درگذشته‌شان آمرزش آرزو می‌كنند. شور و شوق بچه‌ها با لباس‌های نو و عیدی گرفتنشان، دیدنیست.

    مردمان این خطه به حرمت ماه مبارک جز در موارد ضروری سفر نمی‌کنند و اهتمام خاصی به انجام فرائض مذهبی و آموزش قرآن و قرآن‌خوانی دارند، با شروع ماه رمضان مردان و زنان در مساجد جمع می‌شوند و هر روز جزئی از قرآن را زیر نظر ملاها و اساتید برجسته قرائت می‌خوانند، به‌گونه‌ای که طی ماه مبارک یک دوره قرآن ختم شود.

    در عصر آخرین روز ماه مبارک و قبل از اذان مغرب، مردم هرمزگان فطریه اعضای خانواده خود را  که بدان «سَر روزه» می‌گویند، آماده می‌کنند و در گوشه از خانه می‌گذارند تا روز بعد، پس از گذاردن نمازعید، به افراد نیازمند فامیل و یا متولی مسجد داده شود .آن‌ها عقیده دارند اگر در این روز [آخرین روز ماه رمضان] افرادی غیر از اهل خانه به منزل بیاید، باید «سر روزه‌اش» را پرداخت و  بر صاحب‌خانه واجب است که  نسبت به تهیه آن اقدام کند، به همین خاطر سعی می‌کنند در آن روز به خانه یک‌دیگر نروند و یا اگر ضروتی پیش آمد، بعد از نماز مغرب و عشا بروند  تا فطریه‌شان بر گردن دیگری نیفتد.

    از بین رسم‌های رمضانی این دیار، گرگه‌شو و نماز تراویح جز آئین‌های بود که برای نگارنده جذابیت بیش‌تری داشت، از این رو شمه‌ای از آن‌ها را برای خوانندگان فرهیخته‌ی نشریه باز می‌گویم.

    «گِرگِه‌شو»

     آئین سنتی «گرگه‌شو» از رسم‌های دیرینه‌ی است  که در روستای عمانی و اغلب روستاهای عرب زبان غرب هرمزگان و شهرستان پارسیان برگزار می‌شود. همه ساله در شب پانزدهم ماه مبارک رمضان هم‌زمان با شب ولادت امام حسن مجتبی(ع) نوجوانان روستا، با در دست داشتن کیسه و سبد به صورت جمعی به درب منازل می‌روند و طلب گرگه‌شو [شیرینی و شب‌چره] می‌کنند و صاحب‌خانه‌ها نیز با مواد خوراکی و تنقلاتی که پیش‌تر از شیرینی و خوراکی‌های تازه محلی تهیه کرده، از آن‌ها استقبال می‌نمایند.

    کودکان«گرگه‌شو»گو با پوشیدن رخت نو و لباس‌های رنگارنگ و گشت و گذار در کوچه‌های روستاها شور و شوق ویژه‌ای به این آیین می‌بخشند. «گرگه‌شو» [گره‌گشا] به معنای گشایش و رفع مشکل است و بنا بر باورهای کهن، به امید رفع مشکلات اجرا می‌شود. این مراسم افزون بر شهرستان پارسیان و عرب زبانان استان هرمزگان، با نام‌های چون قرقعیان، قرنقعوه و… در کشوهای حوزه خلیج فارس هم رواج دارد. «گرگه‌شو» مانند بسیاری از مراسم آئینی جنوبی‌ها، با نوای گرم و گیرای گروه «گرگه‌شو»خوان پیوندی ناگسستنی دارد وهم‌خوانی کودکان هم‌راه برق معصومانه‌ای که هنگام دریافت هدیه از چشمانشان جستن می‌کند به این آئین جلوه‌ای ویژه می‌بخشد. «گرگه‌شو» از لحظات اولیه بعد از افطار آغاز می‌شود و تا پاسی از شب ادامه پیدا می‌کند. درب خانه‌های روستا در این شب باز است، کودکان تقریباً به تمامی منازل سر می‌زنند و شیرینی‌های سنتی و هدایایی ساده دریافت می‌کنند.

    اهالی این دیار باور دارند اگر این سنت را اجرا کنند و نذری‌های مختلف در سبد کودکان و نوجوانانی که به درب منازل [فداها] آمده‌اند، قرار دهند گره از مشکلاتشان باز می‌شود و حاجت روا می‌گردند. زنان روستا، روز قبل از شب نیمه‌رمضان، تنقلات و شیرینی آماده می‌کنند؛ تا هنگامی  آوای شعرخوانی و دعای خیر «گرنگعوه گرگیعوه»، «عطونا من مال الله» و «الله ایخلی عبدالله»  کودکان و نوجوانان  به گوش رسد، در سبدهایشان بیندازند.

    آن‌طور که می‌گویند ریشه‌ی گرگه‌‌شو که به منظور شاد کردن بچه‌ها بنیان نهاده شده به دوران فاطمیون بر می‌گردد، یکی از اهالی پارسیان در این باره به نگارنده گفت:«فاطمیون ابتدا این جشن را در نیمه‌شعبان [شب ولادت امام زمان(عج)]  برگزار می‌کردند تا این‌که بعد از سقوط فاطمیون گرگه‌‌شو از نیمه‌شعبان به نیمه‌رمضان انتقال یافت.»

    گرگه‌شو علاوه بر این‌که رمضان را از یک‌نواختی در می‌آورد؛ پیام‌آور شریک شدن در شادی اهل‌بیت نیز هست و اثرات تربیتی برای بذل و بخشش دارد که در آن خانواده‌ها به کودکان یاد می‌دهند تا بخشش داشته باشند و این امر افزون بر جنبه‌ی سرگرمی دارای اثرات تربیتی فراوان است.

    شال‌دورکی اول قهاره لرستانی‌ها [شال آویختن در اول زمستان]  و آردگیز گردانی مینابی‌ها از آئین‌های مشابه‌ «گرگه‌شو» است که در جای‌جای این کهن‌سرزمین برگزار می‌شوند. آردگیز گردانی جشنی است با همین سبک و سیاق، -ویژه نیمه‌ی شعبان- که در آن کودکان میناب و بندرعباسی‌ها صورت خود را با دستاری می‌پوشانند تا هنگام اجرای نقش ناشناخته بمانند و بقیه مراحل آن تقریباً به طریقه گرگه‌شو می‌باشد. شال‌دورکی نیز آئین کهنی است که هر ساله توسط نوجوانان لر و لک در شب اول زمستان که لرستانی‌ها به آن «شو اول قهاره» یا «توک چله» می‌گویند، اجرا می‌شود و در آن نوجوانان به صورت گروهی به پشت‌بام‌ها می‌روند و سبد یا کیسه‌ای که به شال بلندی بسته شده، از پشت‌بام خانه آویزان می‌نمایند و با گفتن عبارت «ایمشو اول قهاره، خیر ده حونت بواره/ نون و پنیر و شیره؛ کیخا حونت نمیره» منتظر می‌مانند تا یکی از اهل خانه سبدشان را خلعت کند و…

    مطابق گفته معمرینِ منطقه «نیمه‌برات» از جمله مراسم مشابهی بوده که پیش‌ترها در نیمه‌شعبان و با همین حال و هوا توسط کودکان رقم می‌خورده، ولی در سالیان اخیر فراموش گشته و به حافظه تاریخ سپیرده شده است. اهالی روستاهای زیارت، باغستان و مغدونِ شهرستان پارسیان نیز آئین «اوماتی خله‌ویصه» [طلب تنقلات از مادر] را دارند که شبیه گرگه‌شو است اما در روز عرفه برگزار می‌شود.

     نماز تراویح

    نماز تراویح عبادتیست ویژه روزه‌داران اهل سنت که از ابتدا تا انتهای ماه رمضان هر شب بعد از نماز عشاء به جماعت و در مسجد خوانده می‌شود و تا نماز صبح فرصت به جا آوردن آن هست اما معمولاً پیش از نیمه‌شب اقامه می‌گردد. تراویح واژه‌ای عربی است  برگرفته از از ترویحه به معنای راحتی یا استراحت کوتاه و به خاطر وقفه کوتاهی که نمازگذار بین رکعات دارد به این نماز، تراویح می‌گویند.

    همان‌گونه که گفته شد برخلاف شیعیان که نمازهای مستحبی را فردی می‌خوانند، اهل سنت این نماز را به صورت جمعی اقامه می‌نمایند و مانند نمازهای یومیه هنگام قیام دست‌ها را به نشانه اطاعت پروردگار بر سینه می‌نهند و نیازی به گذاشتن پیشانی بر مهر و چیزهای که از نظر تشییع سجده بر آن‌ها صحیح است، نمی‌بینند.
    تعداد رکعت‌های این نماز ثابت نیست، بین 11 تا 23 رکعت در نوسان است، آن را به صورت دو رکعت، دو رکعت اقامه می کنند و پس از هر چهار رکعت استراحت کوتاهی (ترویحه‌ای) دارند. رکعت آخر فرد است که به آن «وتر» می گویند. ده شب آخر ماه رمضان بعد از ترآویح، وتر خوانده نمی‌شود و به نماز قیام معروف است.

    عده‌ای از اهل سنت باور دارند نخستین کسی که نماز تراویح خواند، حضرت محمد(ص) بوده ولی اغلب‌شان معتقدند خلیفه‌ی دوم عمر ابن خطاب بنیان‌گذار تراویح است. بخاری از ابوهریره آورده که پس از مرگ پیامبر اکرم(ص)، مردم هم‌چنان نوافیل (نافله‌ها) را فردی (غیرجماعت) می‌خواندند و این سنت در زمان ابوبکر و نخستین سال‌های زمام‌داری عمر برپا بود. شبی از شب‌های رمضان، عمر وارد مسجد شد و مردم را مجزا یا در گروه‌های کوچک در حال نماز دید. عمر گفت به نظر من بهتر است اینان را تحت امامت یک قاری جمع کنم. او سپس مردم را تحت امامت ابی‌بن‌کعب جمع کرد. شب بعد عمر به مسجد آمد و دید مردم به امامت ابی‌بن‌کعب نماز می‌خوانند و گفت: چه بدعت خوبی است.

    از رسومات خوب بانوان پارسیانی در ماه رمضان پخت‌وپز است؛ آن‌ها افطار و سحر‌ها از غذاهای محلی و شیرینی‌های تازه‌ی دست‌پخت خویش استفاده می‌کنند. برای آشنایی خوانندگان لیست غذاها، شیرینی‌ها و نوشیدنی‌های محلی غرب هرمزگان که طی اقامتم در منطقه به دست آورده‌ام، پیش‌کش می‌نمایم، امیدوارم پژوهش‌گران دیگر همت گمارند و طریقه تهیه هریک از موارد زیر را در مجموعه‌ای گردآورند تا همگان از آن‌ها بهره گیرند. برخی از این غذاها چنداسم دارند، در چنین مواردی یکی از نام‌ها در علامت کمانک () آمده است.

    غذاهای محلی

    قلیه ماهی (کتخ ماهی)، هریسه (حلیم(، پلیل (پلیله)، مجبوس، دربه (گِویده )، برنج سرخ، ارحین، شامی، ودام، مُتو، چپاتی، برنج رشته‌کو، نان نازک، هشنه برشیده، کوچیرعربو، کتخ آوپیا (خورش آب و پیاز)، دوپیازه، کوکو، شله‌زرد، تلیت، شیربرنج، شوربا، نَخود و باقلا، چای و شیرداغ

    نان‌های محلی

    شامل: نان [توموشی، مُری (سوراغ) ، مهیاوه، زه‌تر، بِرزه] که با روغن و گاهی با تخم‌مرغ و پنیر پخته می‌شوند.

    دسرهای محلی

    خَم‌فروش، خرما دیشو، فرنی، رنگینک، دیشو، ژله، اَرروت، كَستر و…

    شیرینی‌های محلی

    لگیمات(لقیمات)، فرنی، خرما، خرما گرم، ساگو، حلوای خانگی، حلوای انگشت‌پیچ ، نشا، خرک‌پخته و…

    هرچند پارسیان و کلاً هرمزگان به دیار نخل و شرجی شهرت دارد، اما نگارنده در ماه‌های گذشته از بس شاهد رفتارهای مهربانانه و محبت‌آمیز مردمانِ خون‌گرم این خطه بوده، خوش دارد آن را منطقه‌ی مهربانی بنامد.

    پانوشت

    * پژوهش‌گر، روزنامه‌نگار، مدیرمسئول و صاحب‌امتیاز نشریه‌ی بلوطستان


    [1] «الوداع» شعری است در حدود صد ونودی، سروده یا جمع كرده‌ی محمداحمد حسینی گچوپی فرامرزی که هنگام خواندنش نیاز است حاضران در پایان هر بیت «الوداع» بگویند و با رمضان خداحافظی كنند.

    پاسخ بدهید

    ایمیلتان منتشر نمیشود

    رفتن به بالا