• نشریه‌ی خبری-تحلیلی بلوطستان

    مدیرمسئول و صاحب امتیاز: محمد بساطی

    09169568480  📞

    baloutestan@yahoo.com ✉️

  • درباره‌ی اقوام زاگرسی لر، لک و کرد


    تاریخ نانوشته‌ی لرستان را در
    پرونده‌های بلوطستان بخوانید.
  • خانه / اخبار میانی / نگاهی تاریخی به هیات های عزاداری پل دختر

    پرویز اکبری نژاد

    نگاهی تاریخی به هیات های عزاداری پل دختر

    محرم۶

    در سال تحصیلی۴۷-۴۸در کلاس ششم دبستان عنصری پلدختر مشغول تحصیل بودم  آن زمان نظام جدید ” یعنی به قول بچه ها پنج به هفت ” شروع نشده بود  وما آخرین نفراتی بودیم که در نظام شش کلاسی درس می خواندیم واز آن سال به بعد دوره ی راهنمایی تحصیلی روی کار آمد .در تمام شهرستان پلدختر فقط یک کلاس چهل نفری وجود داشت که کلاس ششمی بودند  ودر خرداد ماه برای گرفتن مدرک پایان دوره ی ابتدایی می بایست در امتحان نهایی  شرکت می کردیم وکسانی که این دوره را با موفقیت به پایان رسانده بودند  برای خود اعتبار وآبروی داشتند و می توانستند در ادارات  دولتی مشغول کار شوند.

    باری آن سال درست به یاد دارم که ماه محرم در فصل سرما واقع شده بود به طوری که زنجیر زنها مجبور بودند داخل منزل وزیر یک سقف زنجیر بزنند از آن سال تاکنون تقریبا نیم قرن گذشته است ومردم مذهبی و دوستداران اهل بیت و عاشقان راه سرخ حسین “ع” با شور وشوق وصف نا پذیر در تنها مسجد شهر وتکیه ی هیئات تا پاسی از شب به عزاداری می پرداختند و به سخنرانی وروضه خوانی روحانیون گوش می دادند  وبرای مظلومیت امام حسین “ع” اشک می ریختند .

    در آن ایام  فقط دو هیئت بودند که  درتمام شهر پل دختر فعالیت میکردند وچون پل قدیم هنوز احداث نشده بود در قسمت غربی یعنی منطقه ی کاوکالی غیر از ساکنان  آن  جمعیت زیادی وجود نداشت و همه مردم  در این دو هیات تجمع وعزاداری می کردند .

    آن هیئت ها عبارت بودند از : هیئت انصار الحسین که متعلق به بروجردی های مقیم پلدختر بود و سامنی ها و همدانی ها و البته بخشی از مردم پلدختر نیز با آنها همکاری می کردند و نخستین علم وکتلی که به پلدختر آورده شد توسط بانیان همین هئت  بود که افرادی متدین و خوش نام و خدمتگزار بودند وبدون هیچگونه حسادت و هم چشمی و حاشیه ای هیئت را اداره می کردند.دومین ومهم ترین هیئتی که برای نخستین بار توسط افراد بومی پلدختری وبالا گریوه ای ها تآسیس و راه اندو به خوبی اداره می شد هیئت جان نثاران حسین “ع” بود که در خیابان تخت شیر ودر محل فعلی بر گزار می شد وما هم شب ها  در همین هیئت زنجیر زنی می کردیم مکانی که به عنوان تکیه هیئت از آن استفاده می شد منزل بانی اصلی هیئت آقای یداله پورنصیر بود و الحق والانصاف که ایشان و خانواده وبستگانش از خادمین مخلص وبی ادعای امام حسین “ع” هستند و در راه برپایی مراسم محرم وحفظ شعائر مذهبی متحمل زحمات فراوان شده اند.

     البته افراد زیادی در این امر خیر ایشان را یاری می کردند و به شکوه وعظمت عزا داری سید الشهدا می افزودند از جمله دراین اواخر شادروان مرحوم مغفور ناصر جودکی از خادمین مخلص وبی ادعا وگمنام بودند که در این هئت خدمتگزاری می کردند و خودش روز عاشورا با پای برهنه مشک بر دوش بیاد سقای بی دست کربلا تشنگان را سیراب می کرد روح وروانش غریق رحمت بیکران الهی  وبا شهدای مظلوم کربلا محشور باد ان شاالله

    آبانماه1393

    بزرگانی همچون حاج آقا شیخ رمضان ساکی از چهره های قدیمی واز مبلغین ومروجین اسلام و مکتب سرخ حسینی همواره باتمام وجود در هیئات مذهبی ودر ماه محرم سخنران و روضه خوانی می کردند و در غیر مراسم محرم وصفر در تمامی ایام در مساجد منابر جانانه به تبلیغ می پرادختند وجوانهای بسیاری را از گمراهی وانحراف نجات داده اند و حقیقتا به گردن همه ی مردم ما حق دارند و در آموزش قرآن و احکام خود این بنده ی حقیر بارها از وجود مبارک این برادر گرانقدر  بهره مند شده ام و امیدوارم خداوند کریم  بر عمر وعزت این انسان شریف بیفزاید  حقش را به مردم پلدختر حلال فرماید .

    با وجود اینکه افراد زیادی از مؤمنین ومتدینین پلدختر از همه ی طوایف وگروه ها در این هیئت خدمتگزاری می کرده اند اما باید اذعان نمود که زحمت اصلی بر عهده ی آقای یداله پورنصیر و خانواده اش بوده است و خدا را شکر که با  باز شدن راه کربلا وسعادت زیارت قبر امام حسین”ع” پاداش خود را گرفتند .بعدا هیئت احباب الحسین نیز با محوریت شادروان مرحوم بستاکی هم فعالیت خود را آغاز کرد”چون تاریخ  تآسیس هیچ یک از این هیئت را به طور دقیق به خاطر ندارم از ذکر تاریخ خود داری می نمایم تا خدای ناکرده تقدم وتآخری پیش نیاید”.

    مرحوم بستاکی و فرزندان و بستگان وخانواده اش نیز در راه تشکیل و اداره ی هیئت متحمل مشقات فروان شده اند که خداوند به شایستگی از آنان قبول فرموده نامشان رادر لیست عزاداران واقعی شهدای دشت کربلا ثبت وضبط بفرماید .

    سالهای زیادی همین سه هیئت محل تجمع جوانان پر  شور انقلابی  ومذهبی بودند که در  مقاطع حساس مختلف نظیر جریان تظاهرات  سال پنجاه وهفت و سایر جریان ها به خوبی  نقش آفرینی می کردند و به برکت خون شهدا موفقیت کسب کردند .بعد از پیروزی انقلاب اسلامی  هم تا مدتی همین سه هیئت در تمام شهر پلدختر فعال بودن که کم کم با ازدیاد جمعیت افرادی  که توان وامکانات اداره ی یک هیئت را در خود سراغ داشتند توانستند مجوز تآسیس هیئت جدید دریافت کنند و رفته رفته تعداد هیئات عزداری زیاد وزیاد تر می شد واکنون بحمدالله کمتر محله ای را در این شهر می بینیم که بیرق امام حسین “ع” در آن به اهتزاز در نیامده باشد
    البته بعضی افرادکه قصد ونیت سوئی هم  ندارند  و به قول خودشان می خواهند عزاداری امام حسین با شکوه ترو مخلصانه تر باشد  چنین تعداد زیادی را نمی پسندند و معتقدند که بصورت متمرکز(مانند شهرسستان زنجان  ) بهترخواهد بود .لیکن علی رغم اظهارات این افراد که در جای خود می تواد مورد بررسی و کنکاش قرار بگیرد به عقیده ی نگارنده اگر نیت وانگیزه ی اصلی برپایی هر چه با شکوه تر مراسم عزا داری امام حسین است ( که بحمد خداوند بزرگ همین گونه هم هست ) دیگر چه فرقی می کند که در کجا و ودرب منزل چه کسی باشد، اگر در قرن بیست ویکم ودر میان طغیان علم دانش اراتباطات واطلاعات و آگاهی ها ی مافوق بشری  هنوز هم افرادی و گروه هایی وجود دارند که می خواهند از نام امام حسین “ع” سوء استفاده کنند و عقده ی خود کم بینی وحقارت خود را با هیئت عزاداری امام حسین ” ع ” ارضاء کنند پس بهتر است آنان را با افکار و اندیشه ی  گمراه خودشان واگذارییم  و مطمئن باشیم که  دیر یا زود نیت اصلی آنان آشکار خواهد شد و مردم از آنان روی گردان می شوند  و خسردنیا والآخره خواهند بود

    در اینجا غزلی را که در سال نود سروده ام تقدیم می کنم ناگفته نماند که  خودم این سروده را  دوست دارم وبارها برای دوستان وعزاداران امام حسین “ع” قرائت کرده ام از دوستان عزیز اهل فن شعر امید ببخشش دارم اگر در بعضی مصرع ها اشکالات کوچک  وزنی مشاهده می فرمایند .

    سروده ای در  زبان حال عقیله ی بنی هاشم شیر زن کربلا حضرت زینب کبری “س” هنگام  جدا شدن ازقتلگاه کربلا تقدیم نموده از محضر با صفایش عاجزانه تقاضامندم که از من بپذیرد مرا شفاعت فرماید ان شا الله

    دین خود تا نکرده ام  ادا نمی روم                                  با تو عزم سفر کرده ام  تنها نمی روم

    تیغ زبان چو ذو الفقار علی “ع” در کشم                               تا دشمن تورا نکرده ام رسوا نمی روم

    گفتی  که من  پاسدار خون   تو ام                                  طوفان از آن تا نکنم به پا نمی روم

    بوسم  به جای مادرم زیر گلوی تو                                  ای نور چشم فاطمه خیر النسا نمی روم

    دانم  که خصم دون عریان کند تنت                                باشد که بپوشم جسم تو را نمی روم

    فردای قیامت  که محکمه ی عدل بپاست                      تا نشود در حق تو عدالت بپا نمی روم

    با تو به قصد طواف کعبه آمدم  کنون                            هر گز نی ام   رفیق  نیمه  راه  نمی روم

    صدها  چو “اکبری “مرثیه خوان عزای تو اند                   باچشم مرحمت تا نکنی به ایشان نگاه نمی روم

     

    DSC_0127-1024x576

     

     

     

     

     

    خرم آباد /  پرویز اکبری نِژاد

    15 نظر

    1. مطلب خوب و تاریخی بود از برادر عزیز اکبری تشکر می کنم اما بهتر بود این عزیز نامی از هیات انصار الحسین حزب اله و مسیئولش مرحوم صید محمد محمدی برده و به هیات های بعد انقلاب و مداحان و هیات داران فقید نیز اشاره می کرد و پیرغلامان را هم قلمی می کرد که امیدوارم در آینده این کار توسط این برادر عزیز صورت گیرد

    2. تبریک به استاد اکبری که زیبا و بسیار خوب مطالب را می نویسد و گاهی وقتا هم نوشته هایش خار چشم بعضی می شود

    3. بعضی افراد دوست دارن خود را بزرگ و روشن فکر و اندیشمند نشون بدن.ولی گذشته و سابفه نشون میده ادم های کوچکی هستن

    4. هر چه از تاریخ و فرهنگ شهرستان پلدختر گفته شد بازهم کم است ممنونکه آقای اکبری این کار را آغاز کرده است امیدواریم سلسله وار ادامه داشته باشد

    5. با سلام و درود بر برادر اکبری که برای منطقه اش دل می سوزاند خسته نباشی سردار عرصه قلم

      • اطهارات افای اکبری کاملا متین اما ای کاش به هییت های این دوره و دهه هشتاد و نود هم اشاره می کرد که علاوه بر طایفه گرابی ادم احساس نمی کنه که محرم است ده نفر از طایفه یا ساکن کوچه ای جمع شده و هییت تشکیل دادند انهم هر هییت جمعا ده نفر و بیست دهل وبرای اینکه نشون بدهند زیادند فاصله صف ها ده متر می باشد دذصورتیکه درسه هییت اول پلدختر افراد به هم چسبیده و نیم متر هم فاصله نداشتن

    6. یاد همه هیات داران و مداحانی که در پلدختر منشا خییر بوده و بانی عزاداری بوده اند گرامی باد دست اکبری درد نکند

    7. آقای اکبری حیف صید محمد محمدی مرحوم که از حزب الهی های پلدختر و هیات داران بود را از قلم انداخته ایی امام مطلبت واقعا عالی بود

    8. رضاجودکی نژاد

      با سلام تشکر از جناب اکبری تمام ابعاد شکل گیری مدنیت شهری ما همچنین جنبه مراسمات مذهبی آن بایدبازاویه دید تاریخی به رشته تحریر درآیداین نوشته ار این بابت هم اهمیت داردالبته سنت عزاداری لرها به عصراتابکان لر می رسد

    9. آقای اکبری تا زمانی که شماها هیات ها را طایفه ایی نکرده بودید هیات های پلدختر بهترین مراسمات را داشتند کمی هم از خودتان بگویید و خود را نقد کنید

    10. عزاداری پلدختر را چرا آقای اکبری از سالهای قبل تر برسی نکرده است همین واشیان خودتات بیش از هفتاد هشتاد سال قدمت عزاداری دارد

    11. عزاداری های پلدختر قدمتش بیش از یک قرن است به عقب بروید و تاریخ را مرور کنید

    12. محسن علایی پور

      درود بر جناب اقای اکبری, اندیشمند صدیق و اهل قلم شهرستان پلدختر و لرستان,

    13. هیات بستاکچی تنها هیات غیرطایفه ای شهرستان وبهترین هیات ان است.انصافا خانواده بستاکچی بسیار دوستداشتنی وبی حاشیه اند وشخصا افتخار می کنم که دراین هیات سینه می زنم.خدا به خانواده های بستاکچی/دالوند/عموزاده/کولی وند و…که این هیات بی حاشیه را سرپانگه داشته اند اجرجزیل عنایت کند

      • جناب اکبری لطفا درمورد چیزی که اطلاع ندارید وجاهل هستید نظرندهید مدیون افکارعمومی هستید بعداز هیت انصار هیت احباب الحسین پلدختر به مدیریت شخص مرحوم آقای بستاکچی تاسیس شد لطفا ازبزرگانی چون حاج سید احمد کاظمس بپرسید ویادبگیرید انشاالله خداشماراهدایت کند

    پاسخ بدهید

    ایمیلتان منتشر نمیشود

    رفتن به بالا